قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس قالب وردپرس
خانه / داستان / داستان کوتاه / در کانادا پیرمرد دزد …

در کانادا پیرمرد دزد …

در “کانادا” پیرمردی را به خاطر دزدیدن نان به دادگاه احضار کردند.
پیرمرد به اشتباهش اعتراف کرد و کار خودش را اینگونه توجیه کرد: خیلی گرسنه بودم و نزدیک بود
بمیرم.
قاضی گفت: تو خودت می‌دانی که دزد هستی و من ده دلار تو را جریمه میکنم و  میدانم که توانایی پرداخت آنرا نداری،به همین خاطر من جای تو جریمه را پرداخت میکنم.
در آن لحظه همه سکوت کرده بودند و دیدند که قاضی ده دلار از جیب خود در آورد و درخواست کرد تا به خزانه بابت حکم پیرمرد  پرداخت شود.
سپس ایستاد و به حاضرین در جلسه گفت:
همهٔ شما محکوم هستید و باید هر کدام ده دلار جریمه پرداخت کنید،چون شما در شهری زندگی میکنید که فقیر مجبور می‌شود تکه ای نان دزدی کند!
در آن جلسه دادگاه ۴٨٠ دلار جمع شد و قاضی آن را به پیرمرد بخشید!

مطلب پیشنهادی

داستان چوپان و روزی حلال

مردی ساده چوپان شخصی ثروتمندی بودو هر روز در مقابل چوپانی اش پنج درهم از …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده − چهارده =