قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس قالب وردپرس
خانه / علی

علی

راغفر چه گفت

راغفر کارشناس اقتصادی: بانک‌ها و موسسات مالی حداقل ۱۰۰هزارمیلیاردتومان به بانک مرکزی وهزاران میلیاردتومان به مردم بدهکارند،دولت و مجلس تصمیم گرفتند باگران کردن ارز این بودجه راتامین کنند

توضیحات بیشتر »

تاجگردون چه گفت

پست اینستاگرامی تاجگردون ( رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس) : شک ندارم بانک مرکزی و سیستم بانکی و برخی از ارکان دولت تعمداً «ماموریت بر خراب‌ترشدن اوضاع و اذیت کردن مردم» را دارند

توضیحات بیشتر »

تمرکز بهاییت بر کودکان ایران

تمرکز بهایی ها در این سالها بر روی کودکان ایرانی است شادی بیضایی نویسندگی را در سال ۱۳۷۸ با نوشتن داستانی برای نشریه بادبادک شروع کرد و مطالبی نیز برای نشریات رشد کودک، رشد نوآموز، دوچرخه و کیهان بچه‌ها نوشت. اولین کتابش تحت عنوان «ستاره و بابابزرگ» در سال ۱۳۸۰ …

توضیحات بیشتر »

امیر کبیر و تشنگی

آیت الله اراکی (ره) فرمودند: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت. پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟ با لبخند گفت: خیر. سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟ گفت: نه با تعجب پرسیدم: پس راز این مقام چیست؟ جواب …

توضیحات بیشتر »

کوکان میانمار و اهواز

«طاها اقدامی» کوچک‌ترین شهید حادثه تروریستی دیروز اهواز بود. او تنها ۴ سال داشت که توسط تروریست‌ها جانش را از دست داد. طاها فرزند یکی از درجه داران ارتش بود که برای تماشای رژه پدرش به مراسم رژه ۳۱ شهریور رفته بود. کودکان آواره میانمار که اکنون در کمپ مهاجران …

توضیحات بیشتر »

دختر بدحجابی سر قبر شهید

ماجرای دختر بدحجابی که به دیدار شهدا می‌رود: وقتی کنار مزار یکی از شهدا می نشیند و شروع میکند به گلاب پاشیدن و زمزمه کردن با شهید، آنقدر این صحنه ناهمگون و عجیب به نظر می رسد که بی اختیار به سمتش می روم، دختر بدحجابی که می گوید این …

توضیحات بیشتر »

شب زفاف و مار سمی!!

حضرت موسی به عروسی دو جوان مومن و نیک سرشت قومش دعوت شده بود، آخر شب در هنگام خداحافظی عزرائیل را بر بالای خانه بخت و حجله عروس و داماد دید!!! از او پرسید تو اینجا چه میکنی؟ عزراییل گفت امشب آخرین شب زندگی این عروس داماد است ماری سمی …

توضیحات بیشتر »

مسیحیان مسلمان!!!

یک وقتی دعای کمیل را به زبان روسی ترجمه کرده بودیم. [در مسکو] من به کلیسایی رفتم دیدم در این کلیسا دعای کمیل را می‌فروشند. یعنی جزء کتاب مذهبی آن‌هاست. به کشیشی که آن‌جا بود گفتم این کتاب چیست؟ گفت یک گفت‌وگوی بین خدا و انسان است. گفتم: شما خواندید؟ …

توضیحات بیشتر »