قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس قالب وردپرس
خانه / داستان (صفحه 10)

داستان

مرد متین؟(+عالی)

روزی، در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره اشکی هم در چشم داشت، آهسته به من گفت آیا آن مرحوم را از نزدیک می شناختید؟ گفتم: خیر قربان! خویشِ دور بنده بوده و به اصرار خانواده آمده ام، تا متقابلا در روز ختم …

توضیحات بیشتر »

حکایت مرد شترسوار و مار

در ستایش عقل «حکایت مرد شترسوار و مار» «بازنوشت حکایتی از جوامع الحکایات» روزی روزگاری مردی شترسوار در بیابان می گذشت.به محله ای رسید که کاروان ها در آن جا اطراق می کردند.کاروانسرا خالی بود،اما پیدا بود که تازه کاروان گذشته است. بادشعله اجاق را گیرانده وبه خرمن هیزم های …

توضیحات بیشتر »

گره

گویند: دهقانی مقداری گندم در دامن لباس پیرمرد فقیری ریخت پیرمرد خوشحال شد و گوشه های دامن را گره زد و رفت! درراه با پرودرگار سخن می گفت: ( ای گشاینده گره های ناگشوده، عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای ) در همین حال ناگهان …

توضیحات بیشتر »

جهل(+عالی)

بچه ای نزد استاد معرفت رفت و گفت: “مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی که به کاهن معبد دارد، خواهر کوچکم را قربانی کند. لطفا خواهر بی گناهم را نجات دهید.” استاد سراسیمه به سراغ زن رفت و با حیرت دید که زن دست …

توضیحات بیشتر »

شهید باکری و استخدام؟

یکی از کارمندان شهرداری ارومیه می گفت: تازه ازدواج کرده بودم و با مدرک دیپلم دنبال کار می گشتم. از پله های شهرداری می رفتم بالا که یکی از کارکنان شهرداری را دیدم و ازش پرسیدم آیا اینجا برای من کار هست؟ تازه ازدواج کردم و دیپلم دارم. یه کاغذ …

توضیحات بیشتر »

مردانگی یعنی:

براى امیر المومنین علیه السلام نامه‏ اى از معاویه رسید: حضرت مهر نامه را شکست و قرائت کرد : ” از طرف امیر المومنین و خلیفه‏ المسلمین ، معاویه بن ابى سفیان براى على :‏ اى‏ على ! در جنگ جمل هر چه خواستى با ام المومنین‏ : عایشه و …

توضیحات بیشتر »

کمک(+عالی)

مرد سرمایه داری در شهری زندگی میکرد؛ اما به هیچکس ریالی کمک نمیکرد. فرزندی هم نداشت. و تنها با همسرش زندگی میکرد. در عوض قصابی در آن شهر بود که به نیازمندان گوشت رایگان میداد. روز به روز نفرت مردم از شخص سرمایه دار بیشتر میشد مردم هرچه او را …

توضیحات بیشتر »

شیخ جابر؟

ﺷﻴﺦ ﺟﺎﺑﺮ، ” ﺍﻣﻴﺮ سابق ﻛﻮﻳﺖ” ﺩﺭ کتاب ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺶ ﻣﯽﻧﻮﯾﺴﺪ: ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺟﻨﮓ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻭ ﻋﺮﺍﻕ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ، ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺠﻠﻴﻞ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﺻﺪّﺍﻡ، ﺑﻪ ﻋﺮﺍﻕ ﺭفتم! ﻣﻮﻗﻊ ﺑﺮﮔﺸﺖ، ﺻﺪّﺍﻡ ﺷﺨﺼﺎً ﭘﺸﺖ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺍﺗﻮﻣﺒﻴﻞ ﺑﻨﺰ ﺗﺸﺮﻳﻔﺎﺕ ﻧﺸﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺗﺎ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ… ﺻﺪّﺍﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﻪ ﺳﻴﮕﺎﺭ ﺑﺮﮒ ﮐﻮﺑﺎﯾﯽ …

توضیحات بیشتر »

قدرت های شیطانی؟

عبدالصمد همدانی از صوفیان مشهور حوزوی در عصر قاجار در شرح حال خود می نویسد: در ایام جوانی خاطر خواه دختر عمویم شدم و هرچه از او خواستگاری کردم مرا رد کردند.یک شب در اتاقی در صحن امیرالمومنین علیه السلام نشسته بودم که درویشی آمد و گفت: یا هو! گفتم …

توضیحات بیشتر »

چقدر زیباست(+عالی)

آیت الله شبیر فرمودند: چند سالی بود که معنی و تفسیر آیه ۷۳ سوره زمر مرا بخود مشغول نموده بود: و سِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَی الْجَنَّهِ زُمَرا | یعنی مومنین را به سمت بهشت می کشند . از خود پرسیدم چرا گفته شده به سمت بهشت میکشند!! تمام کتب …

توضیحات بیشتر »