قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس قالب وردپرس
خانه / هشدار

هشدار

عکس دختر ایرانی در مجله تایمز

چرا مجله تایمز باید چنین عکسی را روی جلدش قرار بده؟ خلاصه عکس اینطور به نظر میاد که جوانان ما دارن به سمت زندگی غربی میرن و دیگه دین براشون مهم نیست وضعیت ایران هم سیاه تر از روزای قبله و گوشی دست دختر نشون از این داره که این …

توضیحات بیشتر »

راغفر چه گفت

راغفر کارشناس اقتصادی: بانک‌ها و موسسات مالی حداقل ۱۰۰هزارمیلیاردتومان به بانک مرکزی وهزاران میلیاردتومان به مردم بدهکارند،دولت و مجلس تصمیم گرفتند باگران کردن ارز این بودجه راتامین کنند

توضیحات بیشتر »

تاجگردون چه گفت

پست اینستاگرامی تاجگردون ( رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس) : شک ندارم بانک مرکزی و سیستم بانکی و برخی از ارکان دولت تعمداً «ماموریت بر خراب‌ترشدن اوضاع و اذیت کردن مردم» را دارند

توضیحات بیشتر »

تمرکز بهاییت بر کودکان ایران

تمرکز بهایی ها در این سالها بر روی کودکان ایرانی است شادی بیضایی نویسندگی را در سال ۱۳۷۸ با نوشتن داستانی برای نشریه بادبادک شروع کرد و مطالبی نیز برای نشریات رشد کودک، رشد نوآموز، دوچرخه و کیهان بچه‌ها نوشت. اولین کتابش تحت عنوان «ستاره و بابابزرگ» در سال ۱۳۸۰ …

توضیحات بیشتر »

کوکان میانمار و اهواز

«طاها اقدامی» کوچک‌ترین شهید حادثه تروریستی دیروز اهواز بود. او تنها ۴ سال داشت که توسط تروریست‌ها جانش را از دست داد. طاها فرزند یکی از درجه داران ارتش بود که برای تماشای رژه پدرش به مراسم رژه ۳۱ شهریور رفته بود. کودکان آواره میانمار که اکنون در کمپ مهاجران …

توضیحات بیشتر »

دختر بدحجابی سر قبر شهید

ماجرای دختر بدحجابی که به دیدار شهدا می‌رود: وقتی کنار مزار یکی از شهدا می نشیند و شروع میکند به گلاب پاشیدن و زمزمه کردن با شهید، آنقدر این صحنه ناهمگون و عجیب به نظر می رسد که بی اختیار به سمتش می روم، دختر بدحجابی که می گوید این …

توضیحات بیشتر »

دود اگر بالا، خار بر سر

دود اگر بالا نشیند کســـر شــأن شــعـله نیست مایه اصــــل و نسب در گردش دوران زر است             هر کسی صاحب زر است او از همه بالاتر است دود اگر بالا نشیند کســـر شــأن شــعـله نیست         جای چشم ابرو نگیرد چونکه او بالا …

توضیحات بیشتر »

پادشاه یک ساله

مرد فقیری به شهری وارد شد، هنوز خورشید طلوع نکرده بود و دروازه شهر باز نشده بود. پشت در نشست و منتظر شد، ساعتی بعد در را باز کردند،تا خواست وارد شهر شود، جمعی او را گرفتند و دست بسته به کاخ پادشاهی بردند، هر چه التماس کرد که مگر …

توضیحات بیشتر »