بوگومیل ها

مقاله 《بوگومیل ها عرفای فراموش شده اروپا》
منبع: وبسایت پژوهشی مرکز جامعه المصطفی مشهد
نوشته : پاول تاوس
مترجم: هادی قربانیار

پ ن: بوگومیل ها فرقه ای به ظاهر عرفانی منتسب به عارفی به نام بوگومیل(قرن ۱۰ ) هستند که در اصل گرایشات مانوی داشته اند.

اینکه شخص بوگومیل که به عنوان یک عارف از وی نام می برند چگونه شخصیتی داشته است؟ بر بنده پوشیده است! اما نهضت بوگومیل ها بعدا به کاتارها در شمال ایتالیا و جنوب فرانسه رسید و کنت های کاتاری وارث بوگومیل های شرق اروپا شدند. کاتارها به نوعی ثنویت اعتقاد داشتتد که ریشه در اعتقادات مانوی آنان داشت. در مورد ارتباط کاتارها با شوالیه های معبدی حرف و حدیث های زیادی در کتب تاریخ غیر رسمی وجود دارد که آنان را حتی وارث جام مقدس دانسته اند.
کاتارها در یک جنگ صلیبی به دستور پاپ اینوسان سوم رهبر وقت کلیسای کاتولیک قتل عام شدند. بعد از آن تاریخ هر چند کاتارها کامل منقرض نشدند اما ظاهرا ما دیگر در تاریخ نامشان را نمی بینیم. (شاید هم بنده اطلاعات تاریخی ام اندک باشد)
با اینحال کاتارها و بوگومیل ها هنوز وجود دارند و به حیات خود در انجمن های مخفی اروپایی ادامه داده اند. هنوز بازمانده های کاتارها و بوگومیل ها در غرب اروپا به مرکزیت فرانسه و در شرق اروپا از بلغارستان گرفته تا ترکیه ساکن هستند.
درست در چنین شب هایی بازمانده های کاتارها در انجمن های مخفی از فرانسه گرفته تا ترکیه مناسک شیطانی برگزار می نمایند ابتدا به پسربچه ها در جلوی مجسمه منسوب به حضرت عیسی بن مریم مسیح موعود روح الله تجاوز می نمایند و سپس آلت نرینگی پسربچه را می برند و به ایزد یا ایزدان شیطانی تقدیم می نمایند و سپس پسربچه را قربانی می نمایند.

بازماندگان کاتارها و بوگومیل ها چون در اصل خویش بر مانویت بوده اند با اویغورهای به ظاهر مسلمان اما در باطن مانوی چین ارتباطات بسیار گسترده ای دارند و به آنان کمک می نمایند.

نکته: مسلما مناسک بوگومیل ها و کاتارها برخلاف تعالیم آیین مانوی و مسیحیت است. ارتباط با موجودات مختلف و بعضا شیطانی و تاریک می تواند چنین عواقبی را بوجود بیاورد. نظر باطنی فقیر اینگونه است که مانی نقاش که از نظر بنده بیشتر یک عارف بود تا نبی، چون علاقه زیادی به عوالم و موجودات جهان اسطوره ای داشت به اسراری از عوالم روشنان و عوالم زیرین و موجوداتش دست یافت وی جغرافیاهای معنوی را بسیار خوب بررسی کرده بود. وی سعی کرد با وضع کردن دستورات سخت اخلاقی و ریاضتی نظیر پرهیز از ازدواج و خوردن گوشت جانداران و …. پیروان خویش را از تاریکی های عالم ماده پاک نماید و به عالم روشنان برساند.
مانی ظاهرا نگهبانی از بعضی اسرار و دروازه های عوالم زیرین را به بعضی شاگرانش سپرد. اما از آنجایی که اکثر انسان ها رنگ وجودی ذاتیشان خاکستری است تا سفید و ابلیس و شیطان هم در کمین انسان هستند. بنابراین بعضی از پیروان مانی از اسرار و قدرت سواستفاده نمودند. شاید برآورد مانی اینگونه بوده که با وضع دستورات خاص برای پیروانش می تواند همه چیز را کنترل نماید. اما ظاهرا اینگونه نشد.

 

تاریخ را فاتحین نوشتند.

 

این جمله معروفی است که باید همیشه مدنظر داشته باشیم. در این که نهاد کلیسا در دوران قرون وسطی نهادی فاسد و ظالم بود حرفی نیست. اما آیا واقعا کلیسا به همان بدی ای بود که می گویند ؟! معمولا تاریخ را اینگونه برای ما نقل نموده اند که کلیسای کاتولیک به دشمنان خویش برچسب هایی نظیر جادوگری و کفر می زده است و با این اتهام دشمنان خویش را به قتل می رسانده تا آنان در برابر قدرتش قد علم نکنند!
اما آیا واقعا همه موارد اتهامی کلیسا اینگونه بوده ؟!
پس از رسمی شدن مسیحیت پیروان آیین هایی نظیر میترائیسم رومی و مانویت و همچنین آیین های پاگانی اروپایی به جبر زمانه به مسیحیت روی آوردند. شاید حتی مسیحیان مومنی بودند اما بخشی از مناسک آیین های پیشین خویش را نیز حفظ نمودند. آیا واقعا همه این گروه ها در دوران سیطره کلیسا مسیحیان مومن و بی آزاری بودند ؟! آیا هیچ کدامشان به مناسک پاگانی و جادو نمی پرداختند؟! و کلیسا تنها اتهامات واهی به آنان می زده است ؟!
آیا اتهامات کلیسا به شوالیه های تمپلار مبنی بر اینکه آنان به جادوگری می پرداخته اند اتهامی واهی بوده است؟! آیا انجمن های مخفی اروپایی که بعضی از آنان افتراقشان از هم به دوران جنگ های صلیبی باز می گردد امروزه به مناسک جادوی پاگانی نمی پردازند ؟!
این نکته را گفتم زیرا به نظرم آنچه که ما از تاریخ نگاری دوران قرون وسطی در جامعه آکادمیک غربی می بینیم تاریخ نگاری ای است که افراد پیروز (انجمن های مخفی) در اذهان ما جای انداخته اند. چنانچه در مورد نازی ها و جنایاتشان، هم اغراق کرده اند و هم سندسازی ها انجام داده اند.

رسانه ها در عصر ما می توانند از یک جانی فاسد قهرمان و از یک قهرمان، قاتل و دشمن بشریت بسازند.

 

منبع:eitaa.com/soltannasir

این مطلب را نیز بخوانید

نکاتی سلوکی از استاد شیخ محمدصابر۳

{نکاتی سلوکی از استاد شیخ محمدصابر ۳} { تلمیذ: در مورد مکتب نجف و طریقه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − 1 =