بین الطلوعین عالم

بسم الله الرحمن الرحیم
{وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطَانًا نَصِیرًا}

همه چیز در برابر نور خورشید ظاهر می شود. چون خورشید طلوع نماید و ظاهر شود. ستارگان و ماه دیگر دیده نمی شوند. (گاه پیش می آید که در ساعات اولیه طلوع آفتاب عالمتاب ماه مدت کوتاهی در آسمان ظاهر است و سپس از نظر ناپدید شود).
در اساطیر مصر می خوانیم که چون رع (خورشید) به آسمان رفت. دور به تحوت (ایزد ماه و عطارد) رسید. دوره ای که رع و سایر ایزدان اعم از منفی و مثبتشان بر روی زمین مادی ما زندگی می کردند. عصر طلایی یا زرین شناخته می شود.
پس از این دوره هر چند ارتباط ایزدان با انسان ها و پرستندگانشان قطع نشد. اما دیگر کامل به صورت مادی بر روی زمین مادی ما زندگی نمی نمودند. زیرا بین عالمشان با زمین مادی ما مرزی کشیده شد. ما بر طبق این تفسیر در دوره شب عالم هستیم.
در نظر مغان شیعه این عالم به دو بازهٔ دوازده هزاره یی تقسیم می شود. که در واقع چون دوازده هزاره شب عالم به پایان رسد. دوازده هزاره روز عالم هم زمان با عصر ظهور حضرت صاحب الامر عجل اللّه شروع خواهد شد.
به عبارتی دیگر عصر زرین در اساطیر هنگامی بود که زمین مادی ما دورهٔ روز خود را سپری می نمود. و سپس وارد دوره شب شد. خلقت حضرت آدم صفی اللّه نیز در دوران شب عالم و حکومت قمر رخ داد.
بر طبق تفسیر این بزرگان زمان تولد حضرت رسول اکرم الله صلوات الله علیه معادل طلوع فجر اول و معادل هنگام اذان صبح بود که جهان بشری وارد بین الطلوعین خود شد. و اکنون ما در دقایق پایانی این بین الطلوعین می باشیم تا خورشید عالمتاب برای اولین بار در تاریخ بشریت ظهور نماید.
بر طبق نظر پیران متاخر ذهبی ولایت ائمه هدی ولایت شمسی است. و ولایت اولیای الله قمری است. چنانچه قمر بر طبق نظر نجوم بطلمیوسی و نجوم جدید نورش را از شمس می گیرد. اولیای الله هم نور ولایتشان را از مشکات ولایت شمسی چهارده معصوم می گیرند. و در واقع متجلی کننده آن نور می باشند.
علی ای حال هیچ گاه در تاریخ بشریت شمس ولایت معصومین ظهور ننموده است. درست است که حضرات معصومین یکی پس از دیگری پا به عرصه هستی گذاشتند. اما شمس ولایتشان ظهور ننمود. زیرا دوره ای که زندگی می نمودند. دوره بین الطلوعین عالم بود. و آخرین بازمانده و وارث این خاندان یعنی حضرت بقیه الله عجل اللّه هستند که ظهور شمس ولایتشان با پایان دوره شب عالم و ورود جهان بشری به دوره روز عالم محقق خواهد شد.
بنابراین هر آنچه که در باطن اجداد طاهرین بزرگوارش پنهان ماند و مجلای ظهور پیدا ننمود. توسط حضرت ظاهر خواهد شد. ماموریتی که هیچ نبی و ولی ای موفق به اجرایش نشد توسط حضرتش بروز و ظهور پیدا خواهد نمود.
شاید بدین خاطر باشد که همه حضرات معصومین سخن از این آخرین بازمانده خاندان نبوت و امامت می نمودند و شیعیانشان را به درک حضرتش و دوران ظهورش می خواندند.

{هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ ﴿۹﴾=اوست کسى که فرستاده خود را با هدایت و آیین درست روانه کرد تا آن را بر هر چه دین است فائق گرداند هر چند مشرکان را ناخوش آید (آیه ۹ سوره صف) }
مسلم است که از دوران زندگی حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه تا به این لحظه اسلام بر تمام ادیان غلبه ننموده است.
گفته شد که در دوره شب عالم هستیم. در هنگام شب ریاست با قمر است. اسلام بر طبق نظر مغان شیعه قمر است با شراکت زهره (منجمین دوره اسلامی جملگی کوکب اسلام را زهره می دانند. که از نظر ما نادرست است. قمر در کنار زهره اسلام است ) سایر ادیان نیز هر کدام کوکبی اختصاصی در دوران شب عالم دارند. من باب مثال یهود کوکبشان زحل است و مسیحیان مشتری و زرتشتیان نیز هورمزد (مشتری) و قس علی هذا …
طبیعی است که هر چند که قمر (اسلام) در آسمان شب درخشش بیشتری دارد. و چون هنگام ظهور اسلام ما وارد بین الطلوعین عالم شدیم. قمر و زهره در بین الطلوعین بیشترین درخشش را دارند. و تقریباً هر چقدر به دقایق پایانی این بین الطلوعین نزدیک شویم. و هوا روشن تر شود. کواکب دیگر آسمان شب با سختی بیشتری قابل رصد هستند. یعنی ادیان دیگر نور تجلی کمتری دارند.
اما ما چون وارد دوره روز عالم شویم و شمس ولایت حضرت حجت عجل الله طلوع نماید. نور تمام کواکب جز زهره و قمر _در اوایل این طلوع_ منهدم می شود. و پس از دقایقی قمر و زهره نیز ناپدید می شوند. شمس آن حقیقت و مخ واقعی اسلام است. قمر نور شمس را متجلی می نمود. پس در واقع نورش از خود اصالت نداشت. و با وجود منعکس نمودن نور شمس اما نورش (نور قمر) متفاوت از نور شمس در نظر است. تمام آنچه که فقیهان و متکلمین و حکیمان و عارفان جهان اسلام تا کنون از اسلام نمایانده اند. معارف اسلام قمری است نه شمسی!

البته گاه در بین تفاسیر و آرای این بزرگان شمه ای از اسلام شمسی یافت می شود.
فهم کتاب آسمانی قرآن و معارف اسلامی و معارف علمی در دوران حضرتش بسیار متفاوت از آنچه خواهد بود که دانشمندان رشته های گوناگون اسلامی و علمی بدان دست یافته اند. اسلام دوران حضرتش شمسی است نه قمری. شاید یک دلیلی که در بعضی احادیث داریم که حضرتش گویی به دین جدیدی دعوت می نماید همین اسلام شمسی باشد.
از سوی دیگر در حدیث داریم که حضرتش برای احیای دین جد بزرگوارش ظهور می نماید. این دو سری از احادیث قابل جمع شدن است. زیرا احکام اسلامی قرآنی هم اکنون نیز به کنار گذاشته شده است. و این احکام احیا خواهد شد. ضمن اینکه با ظهور اسلام شمسی اسلام حقیقی احیا می شود. و پاسخ های منکرین پیروان دانش بشری و علم گرا به تمامی داده خواهد شد. بنابراین اسلام احیا خواهد شد. اما اسلامی از جنسی شمسی نه قمری.
و در عالم اسلام جز اهل ظاهر و متعصبینی که با اسلام قمری آنچنان خو گرفته اند که نمی توانند نور خورشید را ببینند کسی منکر حضرتش پس از پیروزی بر دجال لعین (ماشیح داود) نخواهد شد.

در بعضی احادیث داریم که حضرتش هر کسی را که ایمان نیاورد از دم تیغ می گذراند. چرا نگذراند ???!!!
هر کسی که پس از طلوع شمس ولایت حضرت و پیروزی حضرت بر دجال لعین و اعلام حکومت جهانی حضرتش. در روز روشن منکر روز و خورشید شود و سخن از زحل و مشتری و قمر و زهره نماید. در واقع حق را چون آفتاب روشن در برابر خویش ببیند و حجت بر وی تمام شود اما باز جحود نماید و منکر شود. چنین کسانی باید از صفحه روزگار محو شوند. که اگر نشوند. ماموریت حضرت یعنی برقراری حکومت نور در سرتاسر عالم شکست خواهد خورد.
تنها خفاش صفتانی که آنچنان در غار تاریک نفسشان با تاریکی انس گرفته اند حضرتش را پس از اتمام حجت منکر خواهند شد. چنین خفاش صفتانی در جهان بشری زنده نباشند بهتر است.

نکته : شیخ اکبر محمد محی الدین ابن عربی نیز در فتوحات مکیه بیشترین حجم منکرین حضرت حجت را در جهان اسلام مفتیان و فقیهان پیرو قیاس در فقه (فقه اهل سنت) و پیروان این مفتیان و فقیهان می داند. می توان با شرایط امروز درک نمود که پیروان اسلامی از جنس سلفی گرایی و جمود بیش از حد بر ظواهر نمی توانند پیرو حضرتش باشند. و در برابر حضرتش خواهند ایستاد.

اما خروج ماشیح داود لعین (دجال) با این تفسیر به مانند خورشید گرفتگی است یا به مثابه طوفان طهران در سال ۱۳۹۳ که چون شمس ولایت حضرت ظهور نماید موقتا فضای جو آسمان آنقدر تاریک شود که دوباره موقتا حالت شب پدید آید. منتهی این بار شبی بدون ستارگان و قمر (بدون انوار هدایت ادیان) و پس از غلبه حضرتش با یاری حضرت عیسی بن مریم علیه السلام بر ماشیح داود دجال لعین لعنت الله علیه این ظلمت به کنار خواهد رفت. و شمس ولایت ظهوری قدرتمندتر خواهد داشت.

نکته ۱ : گفته شد که اسلام چون قمر است. همچنین گفته شد که در دوازده هزاره شب عالم سلطنت با قمر بود. و اسلام قمری. از آن جایی که دین تمام انبیا اسلام بوده است. منتهی این اسلام در هر دوره ای به اقتضای آن دوران تفاوت هایی با احکام قرآنی و اسلام فعلی داشته است. بنابراین در هر دوره ای اسلام کوکبش قمر بوده است. در دوران حضرت ابراهیم خلیل الله کوکب دین حضرتش قمر بود. در دوران حضرت موسی کلیم الله کوکب دین حضرتش قمر بود. چون هر دین جدیدی می آمده کوکب وی قمر بوده و پیروان دین قدیمی تر که به دین جدید ایمان نمی آوردند. کوکب دینشان یکی دیگر از کواکب آسمان شب می شد.

نکته۲: پیشتر گفته شد که جنیان در مکان های تاریک زندگی می نمایند زیرا در برابر فوتون های نور خورشید دیده می شوند. با ورود جهان به دوره روز خویش اکثر قریب به اتفاق موجودات و عوالم مانند عصر زرین بار دیگر مرئی خواهند شد.

نکته ۳: در بین الطلوعین اندکی پیش از طلوع خورشید، هوا کاملا روشن می شود. اما هنوز خورشید طلوع ننموده است. چه بسا اندکی پیش از ظهور حضرت حجت عجل الله فرومایگان مرئی شوند و هنوز حضرت ظهور نکرده باشند.

نور ظهور
اللهم عجل لولیک الفرج

منبع:https://eitaa.com/soltannasir

این مطلب را نیز بخوانید

پیدایش دانش نجوم

پیدایش دانش نجوم مؤلف: بارتل.ال واندروردن مترجم: همایون صنعتی‌زاده ناشر: دانشگاه شهید باهنر (کرمان) کتاب …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

14 − چهار =