جهان بینی گنوسی در رساله خفیه یوحنا ۲

{ آشنایی با جهان بینی گنوسی در رساله خفیه یوحنا ۲ }

{سوفیا و یالدابوث

داستان در اینجا به نقطه مهم تخطی و بحرانی نزدیک می شود که جهان زیرین بر اساس آن به وجود آمد. «ولی خواهر (جوان تر) ما سوفیا، که خود یکی از ائون ها است، نطفه فکری را از خود به دست آورد و با فکر کردن به روح (پدر) و دانش نخستین می خواست چیز مشخصی را از خود تولید کند، در حالی که روح با این کار موافق نبود و اجازه آن را نداده بود و همنشین او هم با انجام دادن این کار موافق نبود. او دیگر همنشین خود را ندید. چون رفت تا بدون اجازه روح و بدون اطلاع دادن به او دست به خلق بزند و از این حرکت نابخردانه اش پر از باد غرور بود (؟). فکر او نمی توانست مخفی (غیر فعال) بماند و به همین دلیل نتیجه کاری که کرده بود ناکامل و کریه المنظر به دست آمد. چون بدون مشارکت همنشین خود دست به کار خلق زده بود. این مخلوق هیچ شباهتی به مادرش نداشت، بلکه با صورت متفاوتی به دنیا آمده بود … :point_left:(به صورت مار و شیر) … او این موجود را از خود دور کرد و به جایی فرستاد که هیچ کدام از این چهره های جاودان او را نبینند. چون او را از غفلت خلق کرده بود. همچنین، ابری از نور بر او پوشاند تا کسی او را نبیند و او را یالدابوث (۱) نامید. او نخستین آرخُن است که قدرت بسیاری از مادر خود گرفت و بعد از او فاصله اختیار کرد و از زادگاه خود دور شد. او برای خود موکلی خلق کرد که هر جا او هست بانور خیره کننده ای بدرخشد». }(کتاب کیش گنوسی ص ۳۶۱)

۱ : ریشه نام واژه یالدابوث احتمالا به کلمه عبری יַלְדָּה בהוּת ( yaldāh bōhūṯ ) به‌معنای 《دختر سقوط کرده》 و یا از زبان آرامی معادل :point_left: ילדא בהות=یلدا بهوت به معنای 《پسر هرج و مرج》 می باشد. از آنجایی که بر طبق نظر گنوسی ها یلدابوث پسر انویا (سوفیا یا‌حکمت) است پس ترجمه دوم به حقیقت نزدیک تر می نماید. گنوسیان یلدابوث را معادل دمیورژ (Demiurge) در فلسفه افلاطونی می دانند. افلاطون در رساله تیمائوس به دمیورژ (صانع=Demiurge) اشاره کرده است. دمیورژ یا صانع آن موجودی است که منشا آن از واحد (خداوند یکتا) است و خلقت جهان را از ماده اولیه خائوس انجام می دهد. دمیورژ را در فلسفه بعضا به عنوان عقل فعال نیز گرفته اند. البته تا آنجا که بنده اطلاع دارم عقل فعال در نظر حکمای مشا با دمیورژ افلاطون تفاوت هایی نیز دارد. در نظر حکمای مشایی (ارسطو و پیروانش) عقل فعال در انتهای سلسله طولی عقول ده گانه قرار دارد که عالم مادون فلک قمر یعنی عالم ما را که عالم کون و فساد است تدبیر می نماید. اما در تیمائوس این دمیورژ یا صانع عالم است که کل جهان فعلی ما را از ماده اولیه خائوس و به هنگام آشفتگی می سازد وی نظم دهنده افلاک و کواکب سبعه در مداراتشان و ثوابت آسمانی است. دمیورژ را می توان همتای اهورامزدا (سرور خردمند) در آیین زرتشتی دانست.

پ ن: به شباهت نام واژه اهورامزدا (سرور خردمند) با واژه عقل در نزد حکمای اسلامی توجه نمایید. در روایات اسلامی عقل نخستین مخلوق الله تبارک تعالی است.

پ ن۲: مجسمه هایی با سر شیر و مار پیچیده به دور بدن در مهرکده های رومی یافت شده و آنها آن را کرونوس می نامند و این با توصیفات گنوسی ها در مورد یلدابوث شباهت دارد.

بنده را اینجا سخنانی نغز است که بدلیل دور شدن از موضوع بحث فعلا از نوشتنش خودداری می نمایم. شاید وقتی دیگر.

گفته شد که یلدابوث از نظر گنوسیان یهوه است. آنان وی را موجودی شرور می دانند. یکی از دلایل آنان، این است که گنوسیان عالم مادی را شر می دانند و چون‌ یلدابوث همتای عقل فعال حکمای مشا است و از یک سو نظر بر عالم ماده دارد. بنابراین از نظر گنوسیان کاملا مثبت و الهی نیست بلکه شر است. چرا ؟ چون عالم مادی شر است.
فلوطین شیخ یونانی در آثار خویش صراحتا نظر گنوسیان مبنی بر شر بودن عقل فعال را رد نموده است. (رجوع شود به کتاب دوره آثار فلوطین جلد اول انئاد دوم رساله ۹ صفحه ۲۵۵ ترجمه محمدحسن لطفی نشر خوارزمی)
همچنین در آثار فیلسوفان مسلمان نیز با براهینی ثابت شده که عقل فعال فیض را از عقول بالاتر دریافت می کند و به عالم مادون قمر که عالم کون و فساد است می رساند. بنابراین اینکه ما عقل فعال را موجودی شرور بدانیم که هدفش مانع از رسیدن انسان به کمال خویش و قرب خداوند واحد است مردود است. زیرا عقل فعال کارگزار خداوند یکتا در مدیریت عالم است.
منشا اشتباه گنوسیان در اینهمانی یلدابوث (عقل) با یهوه را می توان در سفر (کتاب) پیدایش از تورات جستجو کرد که در آنجا آفرینش عالم به خدایان نسبت داده شده است.

 

 

تصویر یلدابوث در نظر گنوسیان با بدنی مارگونه و سری به شکل شیر
یلدابوث در نظر گنوسیان خدای ادیان ابراهیمی است. از نظر ما یلدابوثی که گنوسیان خدای ادیان ابراهیمی می نامندش بیشتر معادل عقل اول و یا شاید معادل عقل فعال باشد. عقل اول نخستین مخلوقی است که خداوند آفریده است.

نکته ۱: گنوسیان عصر جدید اعم از بعضی اعضای انجمن های مخفی و نظریه پردازان نظریه فرازمینی ها در غرب صراحتا قائل به این هستند که خدای ادیان ابراهیمی خزنده و اژدها است. ریشه این اعتقادات در گنوسیسم باستانی است.

نکته۲ : بنده نتوانستم بیابم که آیا گنوسیان اولین گروهی بودند که یلدابوث را با سری شیرگونه و بدنی مارگونه در نظر گرفتند یا این اعتقادی کهن تر است که من باب مثال شاید ریشه در یونان باستان داشته باشد!

نکته۳: به نظر بنده موجودی با بدن مارگونه و سری بزرگ شیر شکل آنگونه که گنوسیان بدان اعتقاد داشتند در عالم صغیر یعنی بدن انسان به سیستم عصبی یعنی نخاع و مغز شباهت دارد. نخاع را می توان به شکل مار در نظر گرفت و مغز را می توان سر شیر مانند یلدابوث در نظر گرفت.

ادامه دارد …

منبع:eitaa.com/soltannasir

این مطلب را نیز بخوانید

پایگاه شعیبیه

جاسوس اسرائیلی در ارومیه

منبع:eitaa.com/soltannasir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده + چهار =