داستان گل سرخ (رُز)۱۹

داستان گل سرخ (رُز)۱۹

{ مسخ شدگان به خوک}

«واک» چندین انسان مسخ شده به شکل خوک را در نقطه ای _ظاهرا در عالمی خاص_ اسیر دارد. این افراد برای ماسون های اسپانیایی و یهودیان مهم می باشند. شاید این افراد مرتبط با افراد مسخ شده به صورت خوک باشد که الله تبارک تعالی در آیهٔ ۶۰ سوره مبارکه مائده بدان اشاره می نماید : 👈{قُلْ هَلْ أُنَبِّئُکُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذَلِکَ مَثُوبَهً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَغَضِبَ عَلَیْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَهَ 👈والْخَنَازِیرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولَئِکَ شَرٌّ مَکَانًا وَأَضَلُّ عَنْ سَوَاءِ السَّبِیلِ ﴿۶۰﴾=بگو آیا شما را به بدتر از [صاحبان] این کیفر در پیشگاه خدا خبر دهم همانان که خدا لعنتشان کرده و بر آنان خشم گرفته و از آنان بوزینگان و خوکان پدید آورده و آنانکه طاغوت را پرستش کرده‏ اند اینانند که از نظر منزلت بدتر و از راه راست گمراه‏ ترند (۶۰)} در مورد اینکه این خوکان چه کسانی بودند نظرات بین مفسرین مختلف است. در بعضی احادیث مانند آنچه که در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام آمده است افراد مسخ شده به صورت خوک نیز یهودی هستند بدون آنکه به چگونگی مسخ آنان اشاره ای شده باشد. (به نقل از تفسیر البرهان) در بعضی احادیث طرق عامه به نقل از ابن عباس آنان گروهی از یهودیانی بودند که احکام سبت را نگه نداشتند و خداوند جوانان آنان را به بوزیگانی تبدیل و پیرانشان را تبدیل به خوک نمود.(منبع مجمع البیان) در بعضی روایات مسخ شدگان به خوک از جمله کسانی هستند که مائده آسمانی حضرت عیسی بن مریم مسیح موعود روح الله را درک نمودند اما باز کافر شدند. (تفسیرمجمع البیان ) عده ای دیگر این نظر را نپذیرفتند.

اینکه این مسخ شدگانی که به صورت خوک مسخ شده اند و اسیر واک می باشند. آیا همان به صورت خوک مسخ شدگان در آیه ۶۰ سوره مائده باشد را نمی دانیم اما اگر همان باشند. این افراد بالفرض اگر یهودی باشند داستان مسخ شدنشان احتمالا غیر از داستان تخطی از احکام سبت (شبات) یهودی ها می باشد !
اینان همانگونه که اکثر علما و مفسرین شیعه در تفسیر مسخ گفته اند. صورت جسمانیشان مبدل به خوک شده است. با حفظ روح انسانی؛ منتهی چون جسمشان به خوک مسخ شده است. طبیعتا تغییراتی در صفات انسانیشان رخ داده است یعنی تغییر صورت جسمانیشان به خوک بر روح اینان تاثیر گذاشته است. همانگونه که روح بخاری و تغذیه صحیح و سالم بر روح بخاری تاثیر می گذارد. و از طریق روح بخاری نفس ناطقه تاثر می پذیرد. اینان نیز طبیعتا روح بخاریشان تطابق با جسم خوک دارد. و از این طریق بر نفس ناطقه تاثیر می گذارد. بنابراین اینان انسان هایی هستند که صورت جسمانیشان به خوک مبدل شده است و تا حدی صفات خوکی را نیز دارند.
تبدیل اینان به خوک مسلما بی حکمت نبوده بلکه احتمالا باید تطابقی بین اعمال و صورت مثالیش با صفات خوک وجود داشته باشد که جسمشان به صورت خوک مسخ شده است.
این نکته را نیز بگویم آنگونه که فقیر یافته ام مسخ تنها متعلق به ما انسان ها نبوده بلکه در مورد جنیان نیز مسخ صورت گرفته است و بدین نکته هم در کتب علوم غریبه اشاره شده است و هم در بعضی کتب و رسایل دیگر!

لرد خوزه و شاگردانش با چندین موجود هندی توانسته اند ارتباطات دائمی برقرار نمایند. یکی از این موجودات هانومان شاه میمون ها از ملوک جن می باشد.

نکته : هانومان در اساطیر هندی از موجودات میرا (جنیان) است و بدلیل خدمت صادقانه به رام (از تجلیات انسانی ویشنو) مقام بی مرگی به وی عطا شد. همانگونه که به ابلیس لعنت الله علیه که از جنیان بود تا وقت معلوم فرصت داده شد که زنده و رهزن آدمیان باشد.

هانومان عصای خود و یکی از عصاهای لرد شیوا _از ایزدان هندی_ را تقدیم لرد خوزه و شاگردانش نموده است. بنابراین مطمئنا لرد شیوا نیز جزو مرتبطین با لرد خوزه و شاگردانش می باشد. هر چند نمی دانیم که یکی دو موجود دیگر هندی که با لرد خوزه و شاگردانش ارتباط دارند دقیقا کدامین موجودات اسطوره ای هندو هستند. اما بر اساس خبری در محیط نت که چند سال پیش آبجو و نوشیدنی الکلی به نام های هانومان و شیوا و کالی و گانشا در منطقه سن خوزه جزیره ایبیزا در اسپانیا ساخته شد. می توانیم حدس بزنیم که ایزدبانوی کالی و لرد گانشا نیز با لرد خوزه و شاگردانش مرتبطند.
تولید نوشیدنی الکلی با نام و تصویر این چهار موجود هندی خشم برهمنان هندی را موجب شد تا جایی که از سازندگان خواستند که عذرخواهی نمایند و تولید این نوشیدنی ها را متوقف نمایند. و ظاهرا متوقف هم شد.
در قسمتی از کاخ لرد خوزه، شومینه ای وجود دارد. که در بالای شومینه نام و تصویر ۱۷ نفر از شاگردان ارشد وی وجود دارد. هر کدام از این شاگردان مالک یک عصای خاص می باشند. بنابراین آنان هفده عصای خاص در اختیار دارند.

 

تصویر آبجوهایی با تصاویر و نام های لرد شیوا، الهه کالی، هانومان پادشاه میمون ها و گانشا ایزد با سر فیل که ظاهرا در منطقه سن خوزه جزیره ایبیزا از مجموعه جزایر بالئاری تولید شده بود که بدلیل اعتراض هندوها تولیدش متوقف شد.

 

تصویر مجسمه میمون هانومان

{هانومان ایزد میمون ها در اساطیر هندو میمون خدایی است که به سبب داشتن قدرت فراگیری زیرکی و چابکی و خدمات صادقانه اش به راما شهرت یافته است. هانومان در رامایان وزیر پادشاه میمون ها سوگریوا است. هانومان در اصل یک موجود میرا و جزو جنیان میمون شکل بوده است وی یک برهماچاری brahmachari (ویکیپدیای انگلیسی مدخل hanuman) موجود با عمر طولانی و یا یک چیرانیوی chirajivi است. (ویکیپدیای انگلیسی همان) چیرانیوی ها در اساطیر هند هفت موجود میرا هستند که جاودانه شده اند و تا پایان دوره کالی یوگا که فعلا بر طبق نظر حکمای هند در آن بسر می بریم در زمین زنده خواهند بود. در واقع، هانومان نیز بر طبق اساطیر هند به مانند ابلیس نزد ما مسلمانان است که از جنیان بوده و پس از تخطی از امر رب جلیل تا وقت معلوم که بر طبق احادیث و روایات، پایان جهان و هنگامه ظهور حضرت صاحب الامر عجل الله است فرصت دارد و نخواهد مرد. مادر هانومان انجانه Anjana، نام دارد و در اساطیر هندو یکی از ملکه های آپسره (آپسارا) است. آپسراها در اساطیر هندو نوعی پریان آسمانی هستند که با آب و ییلاق پیوند دارند. }

 

 

تصویر انجانه از پریان آپسارا که فرزندش هانومان را در آغوش دارد.

{آپساراها رقصندگانی فریبا و زیبا هستند که شیفته بازی های شانسی می باشند. آپساراها می توانند باعث دیوانگی شوند. گاه می گویند که در گیاه انجیر و موز به سر می برند. آنان را همتای موزها در اساطیر یونانی دانسته اند. (فرهنگ اسطوره ها و افسانه های شرق، مدخل آپساراها) گفته می شود که مادر هانومان، انجانه بر اثر نفرینی به شکل میمونی در آمده بود. در واقع وی پری ای بود که به صورت میمون مسخ شده بود. (کتاب اساطیر هند، ایوانس) در مورد اینکه پدر هانومان چه کسی است و مادر وی انجانه چگونه وی را باردار شده است در متون اساطیری هند اختلافات بسیاری دیده می شود.

۱⃣در روایتی پدر هانومان، (کساری= kesari) نام دارد که یک (وانارا=vanara) می باشد. واناراها ظاهرا جنیان میمون شکل هستند و یا شاید آدم هایی باشند که به صورت میمون مسخ شده اند زیرا وصف انسان گونه ای نیز از آنان شده اما دم دارند و شبیه به میمون نیز می باشند. هر چه هستند با اوصافی که از آنان شده انسان نیستند. شاید نوعی جن که از نظر ظاهری بین انسان و میمون هستند باشند}

 

تصویر هانومان و سلاح گرز مانندش

{ ادامه ۱ و یا انسان های مسخ شده به صورت میمون می باشند. هر چند که فقیر نظر اول را بیشتر می پسندم. در این روایت روزی کساری در جنگل به شیوا دعا می نماید و شیوا وی را اجابت می نماید. و همسر کساری، انجانه باردار می شود و هانومان را بدنیا می آورد. هانومان در اساطیر هند یکی از تجلیات لرد شیوا است که به زمین آمده تا به تجلی لرد ویشنو یعنی راما کمک نماید. (منبع ویکیپدیای انگلیسی مدخل kesari و مدخل hanuman و مدخل anjana)

۲: در روایتی دیگر ایزد وایو پدر هانومان است که در جنگل با انجانه مادر هانومان در آمیخت و انجانه هانومن را از وی باردار می شود! (اساطیر هند ورونیکا ایوانس)

نکته: وایو ایزد باد است و همتای ایزد وای در اساطیر ایرانی است. البته باید در نظر داشته باشیم که وی کدام وای است? زیرا همانگونه که در دروس سلیمان نبی و طهمورث گفته شد در اساطیر پهلوی ما دو وای داریم. یکی وای بد که بخش زیرین فضا را در اختیار دارد و دیگری وای خوب که بخش زبرین (بالایی) فضا را در اختیار دارد. }

 

مجسمه بزرگ هانومان به رنگ سرخ

{۳ در روایتی دیگر پدر رام، یعنی دشرته (رام فردی که هانومان به وی صادقانه خدمت کرد) به هر یک از سه همسر خویش کیکی می دهد. کی کئی (کی کئی=از همسران دشرته) جوان ترین‌ همسر دشرته که کیک خود را آخر از همه گرفته است رنجیده و در خوردن کیک تردید می کند. زغنی هم در آن دم کیک را می رباید و پرواز می کند. زغن کیک‌ را به جنگل و جایی که انجانه، زندگی می کند می برد. انجانه این زمان مشغول نیایش است که صاحب پسری شود، هم در این زمان کیک از منقار زغن فرو می افتد، وایو فرود می آید و کیک را در دستان انجانه قرار می دهد، و شیوا در برابر انجانه پدیدار و از وی می خواهد کیک را بخورد. انجانه کیک را می خورد و باردار می شود و هانومان از وی زاده می شود.

نکته: به نظر فقیر روایت دوم به احتمال قوی باطل است اما روایت سوم قابل توجه است. روایت سوم را به دو گونه می توان تحلیل نمود. نخست به اینگونه ایزد وایو (باد) با دمیدن در کیک، کیک را بارور نموده است. بنابراین عملا دخولی بین انجانه و فردی صورت نگرفته است. }

 

تصویر مجسمه هانومان در یکی از معابد وی

{ ادامه نکته ذیل گزینه ۳ اینکه بتوان چنین دمیدنی را با دمیدن جبرائیل علیه السلام در هنگامی که بر مریم سلام الله علیها متمثل شده است مقایسه نمود. محل سوال است? آیا ایزدان هم فارغ از منفی یا مثبت بودن می توانند اینگونه بدمند و فردی را باردار نمایند? پاسخ این سوال با توجه به کثرت نقل در متون اسطوره ای مثبت است! هر چند که ممکن است در واقعیت پاسخ مثبت نباشد?! و تنها ادعای خود این موجودات و کاهنین پرستنده شان باشد! اما تحلیل دوم از روایت سوم، در واقع جمع بین روایت اول و سوم است. در روایت سوم گفته شد که انجانه در جنگل دعا می نمود که باردار شود. پس احتمالا بر طبق همان روایت وی شوهری داشته که طلب فرزند می نموده است. پس این شوهر می تواند همان کساری باشد. در واقع دو داستان رو اینگونه می توان جمع نمود که انجانه دعا می نماید و کیکی که دشرته به همسر سوم خویش می دهد توسط زغنی به دست انجانه می رسد و سپس وایو که ایزد باد است با دمیدن کیک را بارور می نماید وی کیک را میخورد و سپس با شوهر خویش کساری همبستر می شود و اینگونه باردار می شود. }

تصویر مجسمه هانومان در یکی از معابد متعددش در هند به رنگ سیاه

{ادامه نکته ذیل ۳ اینگونه کساری پدر مادی هانومان و وایو پدر معنوی وی می باشد که در تولد وی نقش داشته است. ظاهرا این نظریه یا نظریه نزدیک به این در میان عده ای از محققین اسطوره شناس و محقق در هندوییسم وجود دارد زیرا در مدخل hanuman در ویکیپدیای انگلیسی کساری پدر مادی هانومان و وایو پدر معنوی وی دانسته شده است.

نکته دیگر : به ماجرای دادن کیک توسط پدر راما (دشرته) به همسر خویش توجه نمایید. دشرته این کیک را به سه همسر خویش برای باردار شدن همسرانش که پسری را برای جانشینی وی بزایند داد. و با همین کیک هانومانی زاییده می شود. به جانشین دشرته یعنی راما خدمت می نماید.
شاید بتوان گفت که همت دشرته برای داشتن پسری به عنوان جانشین که در کیک دادن به همسرانش موثر بوده در ارتباط قلبی و روحی خاصی که بین هانومانی که از این کیک متولد می شود با راما پسری که چندی بعد برای دشرته زاده می شود موثر بوده است. نیت مسئله ای است که به کرات در احادیث اسلامی از آن یاد شده است و قوام‌ اعمال به آن است. }

{نکته : و همت مسئله ای است که در کنار نیت به کرات در متون صوفیه از آن یاد شده است. چنانچه شیخ اکبر محمد محی الدین‌ابن عربی در فتوحات مکیه در مورد حکمت اینکه حضرت یحیی علیه السلام علاقه ای به زنان نداشت نقل می نماید که چون حضرت زکریا بر مریم سلام الله علیها وارد شد و آن تبتل و بریدگی وی از دنیا را دید. همتش بر این قرار گرفت که صاحب چنین فرزندی شود و یحیی علیه السلام اینگونه شد.

هانومان پس از زاده شدن احساس گرسنگی می کند و مادر نمی تواند او را سیر کند. هانومان به خورشید می نگرد و به خیال آن که 👈خورشید خوردنی و میوه ئی است به جانب خورشید می رود. خورشید پرواز می کند و هانومان او را تا آسمان ایندرا دنبال می کند. ایندرا در برابر هانومان می ایستد و چانه او را با گرز صاعقه آفرین خود مجروح می سازد و هانومان از آسمان به زمین می افتد. پدر هانومان (وایو ایزد باد) خشمگین می شود و با وارد شدن به تن خدایان آنان را مبتلا به قولنج می سازد. ایندرا از وایو پوزش می خواهد و به جبران خطای خود هانومان را عمر جاودان می بخشد. }

تصویر مجسمه ای قدیمی از هانومان به رنگ سرخ

{نکته : به داستان اینکه هانومان سعی نمود تا خورشید را بخورد زیرا فکر نمود که میوه است دقت نمایید در این داستان اسطوره ای قرص خورشید هم‌ جایگاهی نزدیک به زمین دارد و هم به مراتب کوچکتر از آن است که امروزه دانشمندان‌جهان‌از آن سخن می گویند. چنین نگرشی در اساطیر ایرانی نیز دیده می شود. من باب مثال در اساطیر ایرانی و کتاب «صد در بندهش» گندروی زرین پاشنه یک دیو بزرگ است که سرش به خورشید می رسد و دریای زره (احتمالا هامون) تا پاشنه اش و دریای چین تا به زانوهایش می رسد. از دریا ماهی می گرفته (احتمالا ماهی ای به بزرگی تُن ) و با حرارت خورشید کباب می کرد. وی توسط سام گرشاسپ گیسور مجعد موی در نهایت کشته می شود. (اسطوره سوشیانت مصطفوی صفحه ۱۹۸)

در نهایت یا باید مانند عده ای از علم زدگان جدید بگوییم همه این داده های اسطوره ای و حتی روایی در مورد کیهان شناسی که در کتب روایی ما آمده است چرندیات است یا باید بیندیشیم که چگونه می توان بین دو دیدگاه جمع نمود. }

 

{در روایتی دیگر نامیرایی هانومان پاداش خدمت صادقانه او به راما است. نیروی بدنی و زیرکی هانومان از او متحدی نیرومند برای راما پدید می آورد؛ نه تنها به سرعت باد پرواز می کند که او را نیرویی است که با آن درختان و کوه ها را از جای می کند و او را یارای آن است که خود را بزرگ و کوچک و نامرئی سازد. در نبرد سیمایی وحشتبار و به عظمت کوه و بلندی یک برج دارد؛ با پوستی زردرنگ که چون زر گداخته می درخشد، چهره ای 👈سرخ که به سرخی یاقوت است و دُم او را انتهایی نیست؛ و در روبرو شدن با دشمنان آنان را با غرشی از پای در می آورد. (اساطیر هند ورونیکا ایوانس)

اما ریشه نام هانومان یکی از مسائلی است که ذهن محققین را بسیار درگیر نموده است. اکثر محققین بدین نتیجه رسیده اند که نام هانومان یک نام سنسکریت و هندو نمی باشد. بنابراین سعی نموده اند که ریشه آن را در زبان های دیگر هند مثل زبان دروییدی ها بیابند : 👇 }

تصویر مجسمه هانومان به رنگ سرخ

{{خاورشناس F.E Pargiter (1852-1927) بنیاد این فرضیه را نهاد که هانومان خدای دروییدی اولیه بود. بر طبق این تئوری نام Hanuman مشتق می شود از واژه زبان اولیه جهان تمیل ( Tamil) برای میمون مذکر ana-mandi اولین دگرگون شده به Anumant نامی که در حال استفاده است. Anumant بر طبق این فرضیه بعدها به Hanuman سانسریت شد. زیرا آریایی های باستانی با یک خدای میمون محبوب متعلق به دروییدی های باستانی مواجه شدند این تصور کلی را (یکی کردند) و سپس سانسریت شد.
بر طبق Murray Emeneau شناخته شده برای مطالعات زبان شناسی تمیل اش، این تئوری معنایی ندارد زیرا واژه قدیمی تمیلی mandi در ادبیات Ca kam می تواند تنها معنی “میمون مونث” را بدهد و Hanuman مذکر است. به علاوه Emeneau می افزاید، ترکیب ana-mandi مفهوم معنایی در تمیل ندارد، چیزی که بسیار خوب پیشرفت کرده و دستور زبان و قوانین معنایی اش پیشرفت کرده است. (“پرچانگی برجسته”) علم اشتقاق لغات بر طبق «Emeneau»
بنابراین محتمل و باورکردنی است.}(منبع : ویکیپدیای انگلیسی مدخل hanuman) }

 

تصویر مجسمه سرخ رنگ هانومان

{ملاحظه می نمایید که دانشمندان در ریشه شناسی نام هانومان نتوانسته اند به یک نظر قطعی برسند و اکثر این دانشمندان نام هانومان را غیر آریایی و متعلق به اقوام دروییدی که ساکنین اولیه هند بوده اند می دانند. اما ممکن است که نام هانومان یک نام سامی و مرکب از دو واژه ها + نُعمان باشد. «نُعمان» کلمه ای است که در زبان عربی معنی سرخ و خون و شقایق می دهد. «ها» در زبان سنسکریت و اوستایی به معنای مانند می باشد. هانومان (ها+نُعمان) در چنین واژه شناسی ای معنای سرخ مانند خون مانند می دهد. و این نام با رنگ سرخ چهره هانومان در اساطیر همخوانی دارد. اما اینکه چطور ممکن است یک موجود در هند نامی سامی داشته باشد. این مسئله برای اسطوره شناسان آکادمیک غیر قابل قبول است اما از نظر بنده ممکن است. زیرا هانومان جن میمون شکل است. پس ما باید ابتدا نگاه نماییم که میمون بومی کدام مناطق فعلی و کهن در جغرافیای بشری است?! در جغرافیای کهن را نمی دانیم. اما در جغرافیای فعلی میمون علاوه بر هند و شرق آسیا در آفریقا و آمریکای جنوبی نیز وجود دارد در غرب آسیا تنها در 👈یمن یافت می شود }

مجسمه هانومان که تپه ای را از جای کنده

{تنها در 👈یمن یافت می شود که کشوری کهن و عرب زبان است. پس جغرافیای حضور جنیان میمون شکل و دروازه های ورود و محل اسکانشان می تواند در تمام نقاط زیست بوم میمون از جمله در یمن باشد! بنابراین وجود نام سامی برای هانومان غیر ممکن نیست.

نکته: مسئله جالب این است که نام تعدادی از حکمرانان محلی کشور حیره در امپراطوری ساسانی که اصلیتی یمنی داشتند. نُعمان بوده است.

هانومان در اساطیر هند همتای میمون ابانوخ در علوم غریبه تمدن اسلامی است. در کتب علوم غریبه تمدن اسلامی به کرات میمون ابانوخ را حاکم سفلی روز شنبه می دانند که با کوکب زحل مرتبط است و کسفیائیل را حاکم علوی این روز می دانند. در نزد هندوان، هانومان حاکم سفلی روز شنبه است و شانی shani ایزد زحل موکل علوی این روز است. بنابراین میمون هانومان در هند همتای میمون ابانوخ است. ابانوخ אבא נוח واژه ای عبرانی است متشکل از دو کلمه אבא aba ابا به معنای 👈بابا و נוח noakh نوخ به معنای آسایش و راحتی است. در واقع ترکیب ابانوخ به معنای بابا راحتی، یا بابا آسایش می دهد. }

تصویر هانومان ایستاده در برابر رام و سیتا (همسر رام)

 

{شاید علت این نامگذاری این باشد که در نزد عبرانیان شنبه یا شبات _که متعلق به زحل است_ روز استراحت و راحتی می باشد.

نکته: میمون هانومان در اساطیر هند متولد روز سه شنبه است و شاید رنگ سرخ وی و مبارز بودنش نیز ریشه در تولد وی سه شنبه یا مریخ روز داشته باشد. زیارت هانومان در هند روزهای شنبه و سه شنبه انجام می شود.

نکته ۲: نام نُعمان به معنای سرخ در عربی بسیار به ریشه ن ع م شبیه است که گویی بر وزن فُعلان یا حتی فعلان صرف شده است. اما فقیر در ادبیات عرب ن ع م را به صورت ترکیب نعمان naman یا نُعمان nouman ندیده ام. البته ظاهرا نَعَمان وجود دارد اما استعمالش اندک است. اگر فردی متخصص در ادبیات عرب اطلاع دقیق تری دارد به بنده اطلاع دهد. زیرا ترکیب نعمان اگر در نزد اعراب از ریشه ن ع م ساخته شود به کلمه نوخ נוח در ادبیات عبری از نظر معنایی و محتوایی بسیار شبیه است و آنگاه اینهمانی هانومان و ابانوخ تقریبا مسلم خواهد بود. هر چند که در غیر این صورت هم هانومان هنوز به احتمال قوی همتای ابانوخ در علوم غریبه تمدن اسلامی است.

 

تصویر سپاه میمون ها به ریاست میمون هانومان

{پس از آنکه سیتا توسط راونا (شیطانی جنی) اسیر شد. هانومان پیش از راما به لانکا رفت تا پیام راما را به سیتا برساند و از موقعیت دشمن آگاه شود و دیدیم که میمون ها و خرس های سیاه خود را در اختیار راما قرار دادند. هانومان برای راه یافتن به لانکا با مشکلات و خطرهای بسیاری روبرو شد: شامپاتی برادر جتایو شهریار کرکس ها هانومان را آگاه کرد که لانکا را تنگه ای به طول صد فرسنگ از بوملاد هند جدا میسازد. هانومان با دوستان خود به مشورت پرداخت و میمونی به نام اَنگد او را گفت که هانومان میتواند از این تنگه بگذرد اما نیروی او چنان تحلیل میرود که نمیتواند باز گردد و میمونی پیر، هانومان را گفت اگر به سرشت خدائی و نیروی خود متکی باشد در این راه موفق میشود.پس هانومان به قله کوه مَهِندر رفت تا درباره کاری که در پیش داشت به تأمل بنشیند هانومان بر قله مهندر به تأمل مشغول بود که تن او لرزید و چندان بالید که در عظمت با کوهی برابر شد.هانومان برای پرواز به لانکا خود را آماده یافت و درحالیکه از چشمانش آتش می بارید غرّش کنان به جانب لانکا به پرواز درآمد. }

 

تصویر هانومان در حال آتش زدن کاخ راونا

{در میانه راه ماده رکشسی به نام شوراسه راه هانومان را سد کرد و دهان گشود تا هانومان را فرو بلعد. هانومان با کوچک کردن تن خویش به کام شوراسه درآمد و در آنجا بزرگ و بزرگتر شد و شوراسه را منفجر و نابود کرد. هانومان با رسیدن به لانکا به اندازه طبیعی خود که به اندازه گربه ای بود درآمد و در چنین هیأتی به همه جا سرکشید و از موقعیت دفاعی لانکا آگاه شد و حتی به اتاق خواب راونا نیز راه یافت. پیش از این دیدیم که هانومان سیتا را یافت و پس از رسانیدن پیام راما به سیتا باغ راونا را ویران کرد. سپاهیان راونا، هانومان را اسیر کردند و هانومان در فرصتی از چنگ آنان گریخت و لانکا را به آتش کشید. در نبرد و حمله راما به لانکا، هانومان نشان داد که جنگجوئی دلیر است اما بزرگترین خدمت او به راما همانا پرواز او به هیمالیا و یافتن گیاهی بود که با آن میتوانست زخم مهلک راما و لکشمانا را درمان کند. در سفر هانومان به هیمالیا رکشس ها مشکلات بسیاری برای او بوجود آوردندو هانومان بر همه مشکلات پیروز شد. راونا به غولی به نام کال نیمی(کال نیم) وعده داد }

 

تصویر نبرد هانومان و راونا

{به شرط باز داشتن هانومان از یافتن گیاه دارو و کشتن او نیمی از قلمرو خود را به او میبخشد. کال نیمی به طمع تصرّف نیمی از قلمرو راونا خود را به هانومان رسانید و به هیأت پیری نیکوکار بر او نمایان شد.آپسره ای که هانومان او را از نفرینی رهانیده بود هانومان را از هویت کال نیمی آگاه کرد و هانومان پای کال نیمی را گرفت و به جانب لانکا به پرواز درآمد و او را در جلوی تخت راونا رها کرد.هانومان در جستجوی خود برای گیاه دارو با ایندرا روبرو شد و ایندرا نیز او را گمراه ساخت اما هانومان سرانجام گیاه دارو را یافت و به سرعت باد به جانب لانکا به پرواز درآمد.هانومان چندان شتابان پرواز میکرد که در پی خویش تندبادی به پا میکرد و هم بدین دلیل وقتی از فراز ایودهیا میگذشت بهاراته به تصور آنکه با اهریمنی روبرو است تیری به جانب او رها و هانومان را مجروح کرد هانومان به زمین افتاد و بهاراته با پی بردن به خطای خود از او پوزش خواست و از او خواست که با تیری خطای او را کیفر دهد. هانومان بهاراته را بخشید و دیگر بار به جانب لانکا به پرواز درآمد و نزدیک شامگاه به لانکا نزدیک شد. }

 

 

{ماه در آسمان بر می خاست و هانومان که میدانست با برخاستن ماه اثر گیاه دارو از میان میرود ماه را بلعید و پس از فرود آمدن زخم راما و لکشمانا را با گیاه دارو درمان کرد.هانومان در خدمت به سرور خویش راما از خود شایستگی کامل نشان داد.وقتی جنگ لانکا پایان گرفت و سپاهیان به ایودهیا بازگشتند راما از او خواست که آنچه را جویای آن است بر زبان آورد.هانومان از راما خواست تا بدان زمان که مردمان از راما سخن میگویند زنده بماند;یاد راما هرگز نمی میرد و چنین بود که هانومان عمر جاودان یافت. }

 

ادامه دارد….

منبع:eitaa.com/soltannasir

این مطلب را نیز بخوانید

دین مردم تمدن کارتاژ

دین مردمان کارتاژ ۳

{دین مردمان کارتاژ ۳} {اَستارته که در کتیبه های کارتاژ کمتر دیده می شود و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 2 =