قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس قالب وردپرس
خانه / سلطان نصیر / ذوالقرنین قرآن کیست ?۷۵

ذوالقرنین قرآن کیست ?۷۵

ذوالقرنین قرآن کیست ?۷۵

{نگاهی به اساطیر میان رودان و ارتباط آن با صور فلکی در آسمان شب۳۶}

{انکی و نین خورسگ: اسطوره ای آسمانی ۲۸}

{ ارتباط احکام نجومی با اسطوره ۵}

اما به سراغ ارتباط احکام نجومی با اسطوره برویم گاه نیز نکات جالبی در هنگام ریشه یابی علل احکام نجومی وجود دارد. ما در علم تنجیم ایرانی اسلامی خورشید را مذکر می دانیم. و در تنجیم هلنی و آسترولوژی غربی نیز خورشید مذکر است. در نجوم ودیک نیز خورشید مذکر است. وقتی ما به ریشه این سبک های نجومی مراجعه نماییم و اساطیرشان را بررسی نماییم. در می یابیم که در ایران و میان رودان رب النوع خورشید مذکر بوده و در هند نیز سوریا ایزد خورشید مذکر است. در یونان و روم نیز که دو سبک آسترولوژی هلنی و غربی ریشه احکام نجومیشان به اساطیر آنجا باز می گردد. رب النوع های خورشید نظیر هلیوس یونانی و سُل رومی مذکر هستند.
نکته جالب اینجا است که در ادبیات عربی شمس و در ادبیات عبری שמש (شمش) مونث می باشد. شاید برای بسیاری از خوانندگان همواره جای پرسش بوده که چرا شمس در ادبیات عرب مونث است ? پاسخ این سوال را نیز باید در اساطیر فینیقیه و کنعان و اوگاریت جستجو نمود. زیرا ریشه ادبیات و خط عبرانی و عربی به اوگاریت و کنعان باز می گردد. همچنین در اساطیر اوگاریتی شه پش. Shapash ایزدبانویی مونث است و در عوض ایزد ماه مذکر است.
به فقرات زیر توجه نمایید: 👇

{ آنات از شه پش shapash خدابانوی آفتاب برای یافتن بعل و تدفین او یاری می جوید شه پش بدان دلیل که در سفر شبانه از جهان زیرین [(قلمرو مُت)] سفر می کند نمی تواند کاری برای آنات انجام دهد. …} (کتاب اساطیر خاور نزدیک جان گری نشر اساطیر ص ۱۵۲)

نکته۱: آنات به احتمال قوی همتای منات در نزد اعراب شبه جزیره عربستان است.

نکته ۲: شپش نام شمس در اساطیر اوگاریت است. که طبیعتا به واژه شمس عربی و شمش שמש عبرانی شباهت هایی دارد.

نکته ۳: توجه نمایید که بعل در اساطیر اوگاریت برخلاف آنچه که دشمن شناسان اسطوره نشناس ما می پندارند ایزد خورشید نمی باشد. و ایزدبانوی خورشید شه پش نام دارد. شاید ریشه این اشتباه به کتبی نظیر قاموس کتاب مقدس باز گردد.

به فقرات زیر نیز توجه نمایید: 👇

{ ازدواج خدای ماه و ماه خدابانو

لوح ازدواج خدای ماه یره yerah با ماه خدابانو نیکال، که در اساطیر بین النهرین نین گال nin_gal (بانوی سبد یا خانه) نام دارد، …} (کتاب اساطیر خاور نزدیک بین النهرین نوشته جان گری نشر اساطیر ص ۱۶۱)

نکته : واژه یره yerah در واقع همان واژهٔ ירח yaareakh عبرانی است. که معنی ماه را می دهد. عبرانی ها به ماه یار أخ می گویند. به وضوح می توان دریافت که واژهٔ yerah که در متن انگلیسی کتاب آمده و جناب باجلان فرخی آن را ترجمه نموده اند در واقع همان ירח عبری می باشد. شاهد دیگر ما در این معنی کتاب اساطیر خاورمیانه ساموئل هنری هوک است که در صفحه ۱۱۷ این کتاب آمده است👈 { این شعر داستان زناشویی نیک کال را با ماه خدای 👈 یاریخ شرح می دهد. نیک کال، زن_خدای میوه های زمینی است.}

نکته۲: علاقه مندان به علم تنجیم به این نکته توجه نمایند که گفته شد که بنا به نظر فقیر علت انتساب مذکر بودن به شمس در سبک های مختلف تنجیمی ریشه در اسطوره های ایران و هند و یونان و روم داشته است. حال ما می دانیم شمس در اساطیر جغرافیای سوریه و اردن و لبنان تا بخشی از شبه جزیره عربستان مونث بوده است. اینجا سوالی پیش می آید و آن این است که آیا شمس در جغرافیای یاد شده باید مونث محسوب شود یا خیر ? مذکر دانستن شمس در زایچه متولدین آن مناطق تا چه میزان با واقع منطبق است ?! مونث دانستنش چطور ?!

خواننده گرامی ملاحظه نماید که چگونه اسطوره حتی در دل ادبیات های سامی عربی و عبرانی که زبان دو کتاب مقدس قرآن مجید و عزیز و تورات شریف (البته دارای تحریفات از نظر ما) است کشیده شده است. در کتب ادبیات عرب عادت بر این است که شمس را مونث مجازی و قمر را مذکر مجازی بدانند. ما اکنون که بر خوان گسترده ای از تحقیقات باستان شناسی زبان شناسی و تاریخی نشسته ایم. بر خلاف ادیبان بزرگ ادبیات عرب در قرون اولیه بخوبی می دانیم که مونث نامیدن یک جرم سماوی نظیر خورشید در نظر اقوام سامی زبان عبرانی و عربی مجازی نبوده بلکه آنان براساس جنسیت رب النوع های خویش این اجرام آسمانی را مذکر و مونث می دانستند و برای اشاره به جرم سماوی مذکر از ضمیر مذکر و برای اشاره به جرم سماوی مونث از ضمیر مونث استفاده می نمودند.

مطلب پیشنهادی

ذوالقرنین قرآن کیست ?۷۱ 

ذوالقرنین قرآن کیست ?۷۱ {نگاهی به اساطیر میان رودان و ارتباط آن با صور فلکی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست + یک =