ذوالقرنین قرآن کیست ?۸۹

ذوالقرنین قرآن کیست ?۸۹

{نگاهی به اساطیر میان رودان و ارتباط آن با صور فلکی در آسمان شب۴۹}

{انکی و نین خورسگ: اسطوره ای آسمانی ۴۱}

{ نیبیرو ۹}

{ مردوخ کیست ۵}

 

همانگونه که ملاحظه نمودید که دو نگاره مردوخ از میان رودان با یکدیگر متفاوت است. در یک نگاره مردوخ کمان در دست دارد و با هیولایی بالدار می جنگد و در حال شلیک تیر به این هیولا است. که همانگونه که گفته شد این هیولا محتملاً تیامت است زیرا در انوماالیش مردوخ تیامت را با تیر و کمان می کشد.

در نگاره ای دیگر مردوخ با اژدهایی می جنگد که متفاوت از هیولای بالدار است. و در این نگاره مردوخ تیرکمان ندارد. می توانیم حدس بزنیم که اژدهای نگاره دوم با صورت فلکی اژدها و یا شاید صورت فلکی آبمار (شجاع_هیدرا) تطابق داشته باشد. و نظر پیشین فقیر مبنی بر اینکه صورت فلکی اژدها تیامت است. اشتباه بوده است. البته باز اسطوره شناسان و اخترباستان شناسان غربی در اشتباه فقیر موثر بوده اند. زیرا عده ای از آنان صورت فلکی اژدها را معادل تیامات سومری گرفته اند.

اگر سعی نماییم که در متن انوماالیش برای اژدهای موجود در نگاره مردوخ همتایی بیابیم. دو گزینه نسبتا منطبق  خواهیم یافت. یکی اژدهایی است که در متن انومالیش از آن یاد شده است و دیگری کینگو فرزند تیامت می باشد که چهره وی توصیف نشده است اما ممکن است شکل اژدها داشته باشد و با صورت فلکی دراگون اژدها اینهمان باشد زیرا در متن انوماالیش این کینگو است که مرتبه آنو را در مجمع خدایان تصاحب می نماید به فقرات زیر از متن انوماالیش توجه نمایید : 👇

 

{ …. پس از کشته شدن آپسو شوهر تیامت توسط اآ (انکی) ….«هنگامی که آنها همسرت اپسو را کشتند تو او را یاری نکردی، خاموش ماندی. گر چه او ارّه وحشتزا را آفرید. باطن تو رقیق شده است و بنابراین ما نمی توانیم بیارامیم. بگذار تا همسرت أپسو در ذهن تو باشد، و مومو (وزیر اپسو)که شکست خورده است، تو تنها مانده ای، …تو عجولانه به هر سو گام بر می داری،

…بدون توقف. تو ما را دوست نداری.

…چشمان  ما تیره و گرفته است،

…بدون توقف. بگذار تا بیارامیم،

…بجنگ. از آنها انتقام بگیر،

…و (آنها را) به شکل باد در آور!»

[هنگامی] که تیامت (این) سخنان را [شنید] خشنود شد : «…تو داده ای. بگذار هیولاها را بسازیم،

…و خدایان در میان…

…[بگذار تا] بجنگیم و علیه خدایان…!» آنها گرد آمدند و در کنار تیامت حرکت می کنند. خشمگین شب و روز بی وقفه توطئه چیدند، خود را برای جنگ، خرناس کشیدن، خروشیدن آماده کردند، آنها به منظور آماده شدن برای جنگ تشکیل شورا داده اند. مادر خوبور، که همهٔ چیزها را می آفریند، سلاحهای بی رقیب را افزایش داد، 👈مار_هیولاها👉 را هستی بخشید، (با) دندانهای تیز، دندانهای نیش بی دریغ. بدن آنها را [با زهر] برای خون پر کرد. 👈اژدهاهای غران را جامهٔ وحشت پوشاند. تاجهایی از هاله بر سر آنان نهاد، آنها را شبیه خدایان ساخت، }(کتاب تاریخ تمدن بین النهرین، جلد دوم، یوسف مجید زاده، ترجمه لوح اول آفرینش صفحه ۲۹۷)

 

نکته: به وجود مار هیولاها و اژدهاها که آفریده تیامت هستند توجه نمایید که ممکن است اژدهایی که مردوخ با آن مبارزه می نماید یکی از این اژدهاها باشد.

 

فقره دوم : 👇

 

{ … از میان خدایان، نخستین فرزند او، که [مجمع وی] را تشکیل داد، کینگو را ترفیع داده او را میان آنها به ریاست گمارد. رهبر رده ها، فرمانده مجمع، بالابرندهٔ سلاحها برای مصاف، برای پیشروی در جنگ، فرمانده کل در جنگ.

چندان که او را در مجمع نشاند، اینها را به دستش سپرد: «من افسون را برای تو طرح ریخته ام، ترا در مجمع خدایان تعالی بخشیدم. برای مشورت با همهٔ خدایان قدرت کامل، قدرت کامل به تو اعطا کرده ام. به درستی تو بزرگترینی، تو تنها همنشین منی! سخن تو بر همهٔ آنوناکی برتری خواهد داشت! » او الواح سرنوشت را به وی سپرد، (آنها را) بر سینهٔ او بست: « تو فرمانت تغییر ناپذیر خواهد بود [کلامت] پایدار خواهد بود،» همین که کینگو ارتقا یافت، [مرتبه آنو] را تصاحب کردند، برای خدایان پسران او، [تعیین] سرنوشت کرد:«کلام تو آتش را فرو خواهد نشاند، قدرت سلاح را، که آنچنان نیرومند (در) حرکت است، پست و ناچیز خواهد کرد!». } (تاریخ تمدن بین النهرین جلد دوم یوسف مجیدزاده ترجمه لوح اول صفحات ۲۹۷ و ۲۹۸)

 

نکته : همانگونه که ملاحظه می نمایید کینگو مرتبه آنو را در مجمع ایزدان تصاحب می کند. اینجا چند سوال پیش می آید : 👇

 

۱: مجمع ایزدان کجاست?

مجمع ایزدان می تواند صورت های فلکی شمالی آسمان شب باشند. یا شاید صورت های فلکی نزدیک به قطب که در طی ۲۶۰۰۰ سال هر کدام از این صورت های فلکی یک بار در جایگاه ستاره قطبی قرار می گیرند.

تصویر زیبایی از راه شیری در آسمان شب.
علت نامگذاری راه شیری به اساطیر یونان می رسد. یونانیان اعتقاد داشتند که ایزد هرمس، در ماموریتی از جانب زئوس، رئیس پانتئون یونانی، هرکول پسر خویش را بر سینه الهه «هرا» (همسر زئوس) که خفته بود گذاشت. هرکول از مادری فناپذیر زاده شده بود و زئوس می خواست که نوزاد با نوشیدن شیر هرا قدرت ایزدان را بدست آورد. هرکول با تغذیه از این شیر ایزدی ، چنان قوی و قدرتمند شد که در میان فنا پذیران مثل و مانند نداشت. وقتی که «هرا» از خواب بیدار شد، هرکول کوچک را با شدت و سرعت از سینه خود جدا کرد، شیر او تا دور دستهای آسمان پاشید و راه شیری را به وجود آورد.

اخترباستان شناسان راه شیری را بخشی از پیکره تیامت می دانند که توسط مردوخ جدا شده است.

ادامه دارد…

منبع:https://eitaa.com/soltannasir

این مطلب را نیز بخوانید

فیلم صعود ژوپیتر۱

تصویر پوستر فیلم هالیوودی صعود ژوپیتر 🔶فیلم صعود ژوپیتر با درون مایه ای کاملا گنوسی، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 + 15 =