سگی نزد شیری…

سگی نزد شیری آمد و گفت: با من کشتی بگیر…
شیر گفت: من با تو کشتی نمی گیرم !
سگ با صدای بلند گفت :
من هم نزد همه ی سگ ها میروم و به آنها میگویم که شیر سلطان جنگل از کشتی گرفتن با من می هراسد !
شیر در جواب سگ گفت : سرزنش سگان را خوشتر دارم تا اینکه ،شیران مرا شماتت کنند که با سگی کشتی گرفته ام !

این مطلب را نیز بخوانید

به آسمان رود و کار آفتاب کند!

به آسمان رود و کار آفتاب کند فاضل بزرگوار سید جعفر مزارعی روایت کرده: یکی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *