قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس قالب وردپرس
خانه / داستان / داستان کوتاه / سگی نزد شیری…

سگی نزد شیری…

سگی نزد شیری آمد و گفت: با من کشتی بگیر…
شیر گفت: من با تو کشتی نمی گیرم !
سگ با صدای بلند گفت :
من هم نزد همه ی سگ ها میروم و به آنها میگویم که شیر سلطان جنگل از کشتی گرفتن با من می هراسد !
شیر در جواب سگ گفت : سرزنش سگان را خوشتر دارم تا اینکه ،شیران مرا شماتت کنند که با سگی کشتی گرفته ام !

مطلب پیشنهادی

پیرمردی در گوشه‌ی?

در مراسم عروسی، پیرمردی در گوشه‌ی سالن تنها نشسته بود که داماد جلو آمد و‌ …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار + 8 =