عاشورا در وادی این موجودات ۳

(عاشورا در وادی این موجودات ۳)

در داستان شفاهی از مرحوم شیخ جفر شوشتری که از علمای بزرگ شیعه بودند اینگونه نقل شده است : 👇👇👇👇👇👇👇 👇👇👇👇

{جعفر شوشتری (ره) ، زعفر جنی را خیلی دشنام می داد . یک شب نشسته و مشغول نماز بود . تسبیح را به لعن کردن زعفر می گذارد . یک دفعه می بیند یکی از سقف پایین امد و گفت سلام علیکم . دید غولی ایستاده است . گفت شیخ دل درد داری ؟ مرض داری ؟ تو عجب عالمی هستی ؟ ما مقلد تو بودیم وانوقت تو شب و روز مرا لعن می کنی ؟ برای چه ؟ شیخ گفت لعن ات می کنم برای اینکه می توانستی ولی کمک به ابا عبدالله نکردی ! چرا نرفتی کمک و ایستادید و تماشگر بودید ؟ زعفر جنی گفت روز عاشورا عروسی ام بود و از تمام طوایف جن دعوت شده بودند که برای مبارک بادم بیایند . مادرم امد با یقه پاره ! گفت تو نشستی اینجا و اباعبدالله را در کربلا بکشند ؟ برو حرکت کن . عروسی را بهم زدیم . هفتصد هزار جن را جمع کرده و به سمت کربلا حرکت کردیم . به پنج ، شش فرسخی که رسیدیم ، دیدیم هیچ راه نیست . از زمین و زمان و از بالا ، ملک و از پایین جن هایی رادیدم که در همه عمر انها را ندیده بودم و نمی دانستم که از کجا امده اند ! بر خود لرزیدم . راهی نبود . مایوس ماندم . هفتصد هزار جن ، در مقابل انهمه از جن و ملک ، مثل یک قطره اب کوچکی بودند که در برابر رودخانه ای قرار گرفته اند . همینطور مانده بودم . حضرت اباعبدالله صدای الناصرش رسیده بود . تمام زمین و زمان پوشیده بود از ملک و جن و پری . حضرت به من اشاره ای فرمودند . تنها توانستم خودم بروم . اهسته رفتم و رکابشان را بوسیدم . عرض کردم امده ایم جان نثاری ، هرچه شما امر فرمایید . فرمودند احتیاجی نیست . احتیاج به اوست که او جه خواهد . انچه امر شود ، اوست . بعد خیلی تقاضا کردم فرمودند نمی شود ، انچه به شما گفتم اطاعت کنید گفتم چشم . اما یک کار امر شد که انرا اجرا کنیم . فرمودند در راه شام به بچه های ما کمک کن . وقتی کاروان اسرا حرکت کرد ، ما رفتیم زیر تازیانه ها و حدود ۱۵۰ شهید دادیم . تازیانه که می امد بر دوش می گرفتیم . انگونه که تو فکر میکنی نبوده است ، ما همکاری کردیم . وقتی برگشتیم امدیم خدمت امام سجاد (ع) و با حضرت بیعت کردیم . اقا به من دستوری دادند و مامور بر تبلیغ و ارشاد جنیان شدم . ایشان هم دعا کرده و فرمودند انشاالله تا هزار سال دیگر زندگی می کنی . بعضی ها میگویند زعفر جنی تا سال ۱۳۲۰ زنده بود ودر مسجد جامع افراد زیادی برای فاتح خوانی امدند .

عزیزان داستان ها در باره زعفر جنی و ماجراهای پشت صحنه عاشورا کم و بیش متفاوت است . در مورد اصل وجود زعفر جنی شکی وجود ندارد . و ایشان چندین سال پیش به رحمت خدا رفتند و برای ایشان در شهر مقدس قم مجلس ترحیمی با حضور علما (بیشتر علمای مرتبط با جنیان شیعه ) و همچنین تعدادی از سران جنیان شیعه از جمله سعفر پسر ایشان برگزار شد .
فقیر از یکی از اساتید خویش که در آن مجلس حضور داشتند نقل دارم که میگفتند : آن زمان تازه متوجه شدم خدای من چه کسانی (از علما ) که فکرش را هم نمی کردم در این وادی دست دارند .😊
علی ای حال فقیر ماجرای پشت پرده عاشورا را متفاوت از آنچه که در کتب روایت شده است یافته ام . ان شاالله بدان خواهیم پرداخت .

ادامه دارد…

منبع:https://eitaa.com/soltannasir

این مطلب را نیز بخوانید

فیلم صعود ژوپیتر۱

تصویر پوستر فیلم هالیوودی صعود ژوپیتر 🔶فیلم صعود ژوپیتر با درون مایه ای کاملا گنوسی، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 − سه =