فرد نالایق؟

شغالى استخوانى در گلویش گیر کرده بود،به دنبال کسى مى گشت
تا آن را درآورد تا به لک لک رسید،از او درخواست کرد تا او را نجات دهد و درمقابل شغال مزدى به لک لک دهد. لک لک منقارش را داخل دهان شغال کرد و استخوان را درآورد و طلب پاداش کرد.شغال به او گفت همین که سرت را سالم از دهانم بیرون آوردى برایت کافى است.

” وقتى به فرد نالایقى خدمت مى کنى،تنها انتظارت این باشد که گزندى از او نبینى…. این روزها بعضى ها اصل و اسب را باهم مى برد”

این مطلب را نیز بخوانید

چشمها را باید شست

ﺯﻧﯽ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺷﺖ ﻫﺮ ﺷﺐ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﺑﺎﺑﺖ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯿﻬﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻨﻮﯾﺴﺪ. …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 1 =