ناصرالدین شاه چه گفت؟

روزی ناصرالدین شاه قلم برداشت و از نهال گل سرخ عمارت نقاشی کشید.
تمام که شد، آنرا به مستوفی الممالک نشان داد و گفت چطور است؟ قربان خیلی خوب است، بعد اقبال الدوله، قربان حقیقتا عالی است و بعد اعتمادالسلطنه، قربان نظیر ندارد و بعد یکی دیگر، این نقاشی حتی از خود گل هم طبیعی تر و زیباتر است و نوبت به ضیاالدوله رسید، حتی عطر و بوی نقاشی قبله عالم از عطر و بوی خود گل بیشتر و فرحناکتر است!
همه حضار خندیدند، بعد از آنکه خلوت شد، شاه به موسیو ریشار فرانسوی گفت: وضع امروز را دیدی؟! من باید با این بی ناموسها مملکت را اداره کنم….!

این مطلب را نیز بخوانید

پدر یعنی پشت و پناه

✍️ پدر یعنی پشت و پناه 🔹یک تحویلدار بانک می‌گفت: ﭘﺴﺮﺑﭽﻪ‌ﺍﯼ ﯾﻪ ﻗﺒﺾ آﻭرد تا …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

8 − شش =