قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس قالب وردپرس
خانه / داستان / داستان کوتاه (صفحه 34)

داستان کوتاه

به خودم کمک می کنم

پدر پیر مرد جوانی در حال مسافرت مریض شد وقتی وضع بیماری پیرمرد شدت گرفت،پسر او را در گوشه جاده ای رها کرد و از آنجا دور شد. پیرمرد ساعت ها کنار جاده افتاده بود و به زحمت نفس های آخرش را می کشید.رهگذران از ترس واگیر داشتن بیماری و …

توضیحات بیشتر »

هارون را پسرى بود به زیور صلاح آراسته …..

اگر خدا بخواهد از زمین شوره زار و تلخ آب گوارا به وجود می آورد صاحب کتاب « ابواب الجنان » ، و همچنین واعظ سبزوارى در کتاب « جامع النورین » ، ( ص ۳۱۷ ) و آیت الله نهاوندى در « خزینه الجواهر » ( ص ۲۹۱ ) …

توضیحات بیشتر »