بایگانی برچسب : تو مبین اندر درختی یا به چاه تو مرا بین که منم مفتاح راه

دهقانی مقداری گندم در دامن ….

گویند: دهقانی مقداری گندم در دامن لباس پیرمرد فقیری ریخت پیرمرد خوشحال شد و گوشه های دامن را گره زد و رفت! در راه با پرودرگار سخن می گفت: ای گشاینده گره های ناگشوده، عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای. در همین حال ناگهان گره …

ادامه مطلب »