بایگانی برچسب : خار خندید

خار خندید …

خار خندید و به گل گفت سلام و جوابی نشنید ، خار رنجید ولی هیچ نگفت ساعتی چند گذشت،گل چه زیبا شده بود،دست بی رحمی نزدیک آمد، گل سراسیمه ز وحشت افسرد ،لیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهید صبح فردا که رسید، خار با …

ادامه مطلب »