بایگانی برچسب : داستان ناصرالدین شاه و سرما

این حکایت امروز ما هم هست

برف سنگینی در حال باریدن بود، ناصرالدین شاه هوس درشکه سواری به سرش زد… دستور داد اتاقک درشکه را برایش گرم و منقل و وافور شاهی را هم در آن مهیا سازند، آنگاه در حالی که دو سوگلی اش در دو طرف او نشسته بودند، در اتاقک گرم و نرم …

ادامه مطلب »