بایگانی برچسب : چرخ ویلچرت پنچر میشه

اشکاش که می ریخت..

نشستم بند کفش کتونی سفیدش رو پروانه ای بستم و دوباره پرسیدم آذر شناسنامه ات که همراته؟ همینطور که از بالا نگاهم میکرد خودش رو کشید عقب و از زیپ بغل کیفش دست کرد شناسنامه اش رو نشونم داد و گفت: «پاشو گردنت درد میگیره اینطور نگام میکنی.» زودتر از …

ادامه مطلب »