✍️ همه به کسی نیاز دارن که درکشون کنه 🔹 کشاورزی تعدادی بزغاله داشت و قصد داشت آنها را بفروشد. اعلامیهای درست کرد و در حال نصب آن بود که احساس کرد کسی لباس او را میکشد. برگشت دید که یک پسربچه است. 🔸پسرک گفت: «آقا، من میخوام یکی از …
Read More »داستان کوتاه
درس حاج آقای کافی به زن بی حجاب
درسی که مرحوم حاج آقای کافی به زن بی حجاب دادند… مرحوم حضرت حجت الاسلام و المسلمین شهید حاج شیخ احمد کافی_رضوان الله تعالی علیه_ نقل می کردند: داشتم می رفتم قم،ماشین نبود،ماشین های شیراز رو سوار شدیم.یه خانمی هم جلوی ما نشسته بود. هی دقیقه ای یک بار موهاشو …
Read More »به مناسبت روز کارگر
به مناسبت روز کارگر دو روز دیگه روز کارگر هست و متن زیر رو وحید یکی از بچههای خوشفکر دفتر چند سال قبل نوشته بود. به نظرم اینقدر دلی و قشنگ هست که ارزش چند بار خواندن هم داره … 🔴 وحیدنوشت چند روز دیگه روز کارگره، من این روز …
Read More »مراقب سختجانهای زندگی هم باشیم
مراقب سختجانهای زندگی هم باشیم منتظر آسانسور ایستاده بودیم. سلام و احوالپرسی که کردم انگار حواسش پرت شد و موبایل از دستش افتاد. تازه متوجه شدم دو تا گوشی دارد، آن که بزرگتر بود و جدیدتر به نظر میآمد، سفت و محکم بین انگشتانش خودنمایی میکرد. آن یکی که کوچکتر …
Read More »مترو، چادر و شب قدر
🔴 متروی مشهد 🔴 چادر و شب قدر روز نوزدهم ماه مبارک سوار مترو شدم. ۴، ۵ دختر مدرسهای حدود ۱۲، ۱۳ ساله کلاه به سر در مترو بودن. ناخواسته قسمتهایی از مکالماتشان را شنیدم. بخشی از آنچه دیدم و شنیدم اینها بود: یکیشون گفت دیشب …
Read More »مادران و شب قدر
داشتم فکر می کردم، شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح، می توانست در آخر هر کدام از اعمال، بابی باز کند با عبارت «و اما مادران…» اجر هر عمل را که میگوید، دستور هرکدام را که توضیح میدهد، زیرش بنویسد: اما برای #مادران، این چنین است که …. 👌مثلاً همین شب …
Read More »جعفر پلنگ و غذای حضرتی
جعفر پلنگ و غذای حضرتی آقای راست نجات، معاون مهمانسرای حرم مطهر امام رضا علیه السلام، ماه گذشته در شب میلاد حضرت امام محمدالجواد علیه السلام این داستان جالب رو نقل کردن: زمانی که معاون امداد حرم امام رضا علیه السلام بودم، وظیفه داشتیم، غذاهای باقیمانده مهمانسرا را آخر وقت …
Read More »متنی عالی که باید خواند
این متن عالیه لطفا همه با تامل بخونن خصوصا متاهلین عزیز🍃🌸 روزی استاد روانشناسی وارد کلاس شد و به دانشجویانش گفت:”امروز می خواهیم بازی کنیم!” سپس از انان خواست که فردی به صورت داوطلبانه به سمت تخته برود. خانمی داوطلب این کار شد.استاد از او خواست اسامی سی نفر از …
Read More »توبه از گناه
✍️ توبه از گناه عالِم صاحب نوری در مسجد از گناه و کوتاهی عمر و ضرورت برداشتن توشۀ آخرت سخن میگفت. پیرمردی در آن حال از هوش رفت و مجلس به هم خورد. قندآبی به آن پیرمرد خوراندند و به هوش آمد. پیرمرد گفت: ای رهنما! مرا به جای آنکه …
Read More »خیلی راحت به دیگران نمرههای پایین و منفی ندیم
✍️ خیلی راحت به دیگران نمرههای پایین و منفی ندیم پسر کوچولو از مدرسه اومد و دفتر نقاشیاش رو پرت کرد روی زمین! بعد هم پرید بغل مامانش و زد زیر گریه! مادر نوازش و آرومش کرد و خواست که بره و لباسش رو عوض کنه. دفتر رو برداشت و …
Read More »
مدرار سایتی برای فهمیدن