قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس قالب وردپرس
خانه / داستان

داستان

چشمها را باید شست

ﺯﻧﯽ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺷﺖ ﻫﺮ ﺷﺐ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﺑﺎﺑﺖ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯿﻬﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻨﻮﯾﺴﺪ. ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﺒﻬﺎ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﻮﺷﺖ : ﺧﻭﺷﺤﺎﻟﻢ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺐ ﺻﺪﺍﯼ ﺧﺮﺧﺮ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺭﺍ ﻣﯽﺷﻨﻮﻡ، ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﻭ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ! ﺧﻭﺷﺤﺎﻟﻢ ﻛﻪ ﺩﺧﺘﺮﻢ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺷﺴﺘﻦ ﻇﺮﻓﻬﺎ ﺷﺎﻛﯽ ﺍﺳﺖ، ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ …

توضیحات بیشتر »

تهمت ناروا

روزى مردی نزد عارف اعظم آمد 👈 و گفت من چند ماهى است در محله اى خانه گرفته ام روبروى خانه ى من یک دختر و مادرش زندگى مى کنند هرروز و گاه نیز شب مردان متفاوتى انجا رفت و امد دارند 👀 مرا تحمل این اوضاع دیگر نیست عارف …

توضیحات بیشتر »

به من یاد بده مثل تو باشم

به من یاد بده مثل تو باشم 🔸مرد زاهدی در کنار چشمه ای نشست تا آبی بنوشد وخستگی در کند. سنگ زیبای درون چشمه دید. آن را برداشت و در خورجینش گذاشت وبه راهش ادامه داد. 🔹در راه به مسافری برخورد که از شدت گرسنگی به حالت ضعف افتاده بود. …

توضیحات بیشتر »

رضای خدا یا خودنمایی

برای رضای خدا یا خودنمایی؟ 🔹می گویند عده ای مسجدی می ساختند. 🔸 بهلول سر رسید و پرسید: چه می کنید؟ 🔹گفتند: مسجد می سازیم. 🔸گفت: برای چه؟ 🔹 پاسخ دادند: برای چه ندارد، برای رضای خدا. 🔸بهلول خواست میزان اخلاص بانیان خیر را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش داد …

توضیحات بیشتر »

ازدواج با دختر کشاورز

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود. کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد. مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگترین …

توضیحات بیشتر »

اعتقاد زبانی

«اعتقاد زبانی» 🗻 کوهنوردی می‌‌خواست به قله‌ی بلندی صعود کند. پس از سال‌ها تمرین و آمادگی، سفرش را آغاز کرد. 🔸به صعودش ادامه داد تا این که هوا کاملا تاریک شد. به جز تاریکی هیچ چیز دیده نمی‌شد. سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمی‌توانست چیزی ببیند …

توضیحات بیشتر »

به صلاح ماست

سالهای بسیار دور پادشاهی زندگی می کرد که وزیری داشت. وزیر همواره می گفت: هر اتفاقی که رخ می دهد به صلاح ماست. روزی پادشاه برای پوست کندن میوه کارد تیزی طلب کرد اما در حین بریدن میوه انگشتش را برید. وزیر که در آنجا بود گفت: نگران نباشید تمام …

توضیحات بیشتر »

بهلول و مخالفت با امام صادق علیه السلام

روزی بهلول در حالی که داشت از کوچه‌ای می‌گذشت شنید که استادی به شاگردانش می گوید: 🔹من در سه مورد با امام صادق کاملا مخالفم! 🔸یک اینکه می گوید: خداوند دیده نمی‌شود، پس اگر دیده نمی شود وجود هم ندارد. 🔹دوم می گوید: خدا شیطان را در آتش جهنم می‌سوزاند، …

توضیحات بیشتر »

تبلیغ نازیبای دین

تبلیغ نازیبای دین فردی با صوت نازیبا، مشغول تلاوت قرآن بود. 🔸 صاحب دلی بر او گذشت و گفت: ماهیانه چه مبلغی برای تلاوت قرآن دریافت می کنی؟ 🔹 قاری قرآن گفت: مبلغی در قبال تلاوت قرآن دریافت نمی کنم. 🔸فرد صاحب دل دوباره پرسید: پس چرا به خود زحمت …

توضیحات بیشتر »

پروفسور بولون

آیت اللهی که درحال بیهوشی پرفسوری را مسلمان کرد مرحوم آیت الله سیدمحمدهادی میلانی دچار بیماری معده شده بودند پروفسور بولون جراح حاذق بلژیکی که درآن زمان (۱۳۸۲ ه ق) درشهر مشهد مشغول کار بودایشان راعمل کرد پرفسور پس ازیک عمل۳ساعته زمانیکه آن مرجع تقلید درحال به هوش آمدن بود، …

توضیحات بیشتر »