داستان

خلاصه دانش‌ها

خلاصه دانش‌ها 🔹دانشمندی در بیابان به چوپانی رسید و به او گفت: چرا به جای تحصیل علم، چوپانی می‌کنی؟ 🔸چوپان در جواب گفت: آنچه خلاصه دانش‌هاست را یاد گرفته‌ام. 🔹دانشمند گفت: خلاصه دانش‌ها چیست؟ 🔸چوپان گفت: پنج چیز است؛ ۱. تا راست تمام نشده، دروغ نگویم؛ ۲. تا مال حلال …

ادامه مطلب »

گذشتگان در اندیشهٔ تو بودند و تو در اندیشهٔ آیندگان باش

✍️ گذشتگان در اندیشهٔ تو بودند و تو در اندیشهٔ آیندگان باش 🔹پادشاهی ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ ﻫﺮﮐﺲ ﺟﻤﻠﻪ ﺣﮑﯿﻤﺎنه‌ﺍﯼ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﻭ ۴۰۰ ﺳﮑﻪ ﻃﻼ ﺑﺪﻫﻨﺪ. 🔸ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ حالی که ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺰﺭﻋﻪﺍﯼ ﻣﯽ‌ﮔﺬﺷﺖ، ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ۹۰ﺳﺎﻟﻪ‌ﺍﯼ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺎﺷﺘﻦ ﻧﻬﺎﻝ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﺍﺳﺖ. 🔹شاه ﺟﻠﻮ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﺯ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ …

ادامه مطلب »

نبض زندگی‌ات را به‌دست بگیر

✍️ نبض زندگی‌ات را به‌دست بگیر 🔹مردی در کنار جاده، دکه‌ای درست کرد و در آن ساندویچ می‌فروخت. 🔸چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت. چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی‌خواند. 🔹او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ‌های خود را شرح داده بود. 🔸خودش هم کنار …

ادامه مطلب »

پدر یعنی پشت و پناه

✍️ پدر یعنی پشت و پناه 🔹یک تحویلدار بانک می‌گفت: ﭘﺴﺮﺑﭽﻪ‌ﺍﯼ ﯾﻪ ﻗﺒﺾ آﻭرد تا ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کنه. 🔸ﮔﻔﺘﻢ: ﻭقت ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﺳﺎﯾﺖ‌ﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺴﺘﯿﻢ. ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺎﺭ! 🔹ﮔﻔﺖ: می‌دﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﭘﺴﺮ کی‌ام؟ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭم هم ﻫﻤﯿﻨﻮ می‌گی؟! 🔸ﮔﻔﺘﻢ: فرقی نمی‌کنه! ﺳﺎیت رو ﺑﺴﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮﺟﺎﻥ! 🔹رفت و ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﻭﻣﺪ که …

ادامه مطلب »

تو زندگی‌ات دنبال مقصر نباش، مقصر اصلی خودتی

✍️ تو زندگی‌ات دنبال مقصر نباش، مقصر اصلی خودتی 🔹پیرزنی در خانه‌ خود نشسته بود که دزدی از بالای درب به درون خانه پایین پرید. به ناگاه میخِ پشتِ در به چشمش خورد و چشمش درآمد. 🔸پیرزن گفت: برخیز نزد قاضی برویم. 🔹دزد گفت: دست مرا رها کن، من از …

ادامه مطلب »

اگر کسی تو را اذیت کرد، به‌خاطر شیعه‌بودنش برایش دعا کن

✍️ اگر کسی تو را اذیت کرد، به‌خاطر شیعه‌بودنش برایش دعا کن 👤 «آیت‌الله حائری شیرازی» نقل می‌کنند: 🔹برای خرید نان در نانوایی سنگکی ایستاده بودم. وقتی نوبتم شد، یکی دیگر آمد و نانوا هم به او زودتر نان داد. 🔸من به او اعتراض کردم، اعتراض محترمانه‌ای هم کردم، اما …

ادامه مطلب »

هیزم‌های خشک درون انسان

✍️ هیزم‌های خشک درون انسان فیلمِ کوتاه “من تو هستم” آدمی هرآنچه که می‌دهد، باز پس می‌گیرد! پندار، گفتار و کردارِ انسان دیر یا زود با دقتی حیرت‌انگیز به خودِ او باز می‌گردد … 👤فلورانس اسکاول شین   🔹فرض کنید درون ما انسان‌ها، به دلایل مختلف، در مسیر زندگی پر …

ادامه مطلب »

آشنای بیگانه یا بیگانهٔ آشنا

✍️ آشنای بیگانه یا بیگانهٔ آشنا 🔹پادشاهی دستور داد گوسفندی را سر بریدند و آن را کباب کردند. 🔸پادشاه به وزیر خود گفت: برو دوستان و نزدیکانت را بگو که بیایند، تا دور هم بنشینیم و این گوسفند را با هم بخوریم. 🔹وزیر لباس مبدلی پوشید و به میان جمعیت …

ادامه مطلب »

دعا کنیم فقط خدا دستمان را بگیرد

✍️ دعا کنیم فقط خدا دستمان را بگیرد 🔹دختری می‌خواست با پدرش از یک پل چوبی رد شود. 🔸پدر به دخترش گفت: دخترم! دست من را بگیر تا از پل رد شویم. 🔹دختر رو به پدر کرد و گفت: من دست شما را نمی‌گیرم، شما دست مرا بگیر. 🔸پدر گفت: …

ادامه مطلب »

رضایت خدا در رضایت پدر و مادر است

✍️ رضایت خدا در رضایت پدر و مادر است 🔹دو برادر، مادر پیر و بیماری داشتند. هر دو متقی و پرهیزکار بودند و عالم و عارف. 🔸با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. 🔹برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند …

ادامه مطلب »