داستان کوتاه

آقا خداوکیلی اگر قبر و قیامتی در کار نیست به ما هم بگویید!

نقل شده که در ماه مبارک رمضان یکی از عالمان بزرگ دینی بر مبنای بیماری‌ای که بر ایشان حادث شده بود، نمی‌توانست روزه بگیرد. یک روز بعد از نماز ظهر در حال نهار خوردن بودند که بتوانند داروی‌شان را مصرف کنند. در همین هنگام پیرمردی روستایی برای دیدار ایشان مراجعه …

ادامه مطلب »

زندگی روزمره مردم دستخوش هیجان!

الان رفتیم سوار تاکسی شدیم، یک مسیری کوتاهی را رفتیم و برگشتیم … تقریبا هر کسی که سوار تاکسی شد، به نحوی شاکی بود و کلماتی را نثار می‌کرد! موضوع چه بود؟! راننده تاکسی‌ها دیگر کارت به کارت کردن کرایه را قبول نمی‌کردند و می‌گفتند بالای ۱۰۰ تراکنش را گفته‌اند …

ادامه مطلب »

آقای ذکایی که حیاط بسیار بزرگی داشت؟

فردی بود به نام آقای ذکایی که حیاط بسیار بزرگی در خیابان پامنار داشت با اتاقهای متعدد ، وضع مالی اش هم خوب بود. ماه به ماه برای دریافت اجاره به در منزل ما می آمد. اجاره آن روز پانصد تومان بود، کم نبود. . شب عرفه ای بود، پدرم …

ادامه مطلب »

به آسمان رود و کار آفتاب کند!

به آسمان رود و کار آفتاب کند فاضل بزرگوار سید جعفر مزارعی روایت کرده: یکی از طلبه‌های حوزه باعظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشواری غیر قابل تحملّی بود. روزی از روی شکایت و فشار روحی کنار ضریح مطهّر حضرت امیرالمؤمنین عرضه می‌دارد: شما این لوسترهای قیمتی و …

ادامه مطلب »

همه به کسی نیاز دارن که درکشون کنه

✍️ همه به کسی نیاز دارن که درکشون کنه 🔹 کشاورزی تعدادی بزغاله داشت و قصد داشت آنها را بفروشد. اعلامیه‌ای درست کرد و در حال نصب آن بود که احساس کرد کسی لباس او را می‌کشد. برگشت دید که یک پسربچه است. 🔸پسرک گفت: «آقا، من می‌خوام یکی از …

ادامه مطلب »

درس حاج آقای کافی به زن بی حجاب

درسی که مرحوم حاج آقای کافی به زن بی حجاب دادند… مرحوم حضرت حجت الاسلام و المسلمین شهید حاج شیخ احمد کافی_رضوان الله تعالی علیه_ نقل می کردند: داشتم می رفتم قم،ماشین نبود،ماشین های شیراز رو سوار شدیم.یه خانمی هم جلوی ما نشسته بود. هی دقیقه ای یک بار موهاشو …

ادامه مطلب »

به مناسبت روز کارگر

به مناسبت روز کارگر دو روز دیگه روز کارگر هست و متن زیر رو وحید یکی از بچه‌های خوش‌فکر دفتر چند سال قبل نوشته بود. به نظرم اینقدر دلی و قشنگ هست که ارزش چند بار خواندن هم داره … 🔴 وحیدنوشت چند روز دیگه روز کارگره، من این روز …

ادامه مطلب »

 مراقب سخت‌جان‌های زندگی هم باشیم

 مراقب سخت‌جان‌های زندگی هم باشیم منتظر آسانسور ایستاده بودیم. سلام و احوالپرسی که کردم انگار حواسش پرت شد و موبایل از دستش افتاد. تازه متوجه شدم دو تا گوشی دارد، آن که بزرگ‌تر بود و جدیدتر به نظر می‌آمد، سفت و محکم بین انگشتانش خودنمایی می‌کرد. آن یکی که کوچک‌تر …

ادامه مطلب »

مترو، چادر و شب قدر

🔴 متروی مشهد          🔴 چادر و شب قدر روز نوزدهم ماه مبارک سوار مترو شدم. ۴، ۵ دختر مدرسه‌ای حدود ۱۲، ۱۳ ساله کلاه به سر در مترو بودن. ناخواسته قسمت‌هایی از مکالمات‌شان را شنیدم. بخشی از آنچه دیدم و شنیدم این‌ها بود: یکی‌شون گفت دیشب …

ادامه مطلب »