داستان

به آسمان رود و کار آفتاب کند!

*طلبه فقیری که به لوسترهای حرم حضرت امیر المؤمنین عليه السلام در نجف اعتراض کرد و ثروت او از حد گذشت!!* فاضل بزرگوار سید جعفر مزارعى نقل کرده: یکى از طلبه هاى حوزه با عظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشوارى غیر قابل تحملّى بود. روزى از روى …

Read More »

پرنده‌ات را آزاد کن

✍️ پرنده‌ات را آزاد کن! 🔹پسربچه‌ای پرنده زيبايی داشت و به آن پر‌نده بسيار دلبسته بود. 🔸حتی شب‌ها هنگام خواب، قفس آن پرنده را كنار رختخوابش می‌گذاشت و می‌خوابید. 🔹اطرافيانش كه از اين همه عشق و وابستگی او به پرنده باخبر شدند، از پسرک حسابی كار می‌كشیدند. 🔸هر وقت پسرک …

Read More »

فقط جلب رضای خدا

✍️ فقط جلب رضای خدا 🔹شاگردی از استادش درباره جلب رضایت خدا و بهترین راه آن پرسید. 🔸استاد گفت: به گورستان برو و به مرده‌ها توهین کن شاگرد دستور استاد را اجرا کرد و نزد او برگشت. 🔹استاد گفت: جواب دادند؟ 🔸شاگرد گفت: نه 🔹استاد گفت: پس بار دیگر به …

Read More »

تفاوت در نگاه انسان‌ها

✍️ تفاوت در نگاه انسان‌ها 🔹انسان‌های صادق به صداقت حرف هیچ‌کس شک نمی‌کنند و حرفِ همه را باور دارند! 🔸انسان‌های دروغگو تقریبا حرف هیچ‌کس را باور ندارند و معتقدند که همه دروغ می‌گویند. 🔹انسان‌های امیدوار همواره در حال امیدوار کردن دیگرانند. 🔸انسان‌های ناامید همیشه آیه یاس می‌خوانند. 🔹انسان‌های حسود همیشه …

Read More »

ارزش خودت را بدان

ارزش خودت را بدان مادرى قبل از فوتش به دختر خود گفت: این ساعت را مادربزرگت به من هدیه داده است، تقریبا ۲۰۰ سال از عمرش می‌گذرد. پیش از اینکه به تو هدیه بدهم، به فروشگاه جواهرات برو و بپرس که آن را چه مقدار می‌خرند. دختر به جواهرفروشی رفت. …

Read More »

بلای عظیم

بلای عظیم 🔹پیش‌گوی پادشاهی به او گفت در روز و ساعت مشخصی بلای عظیمی برای پادشاه اتفاق خواهد افتاد.   🔸پادشاه از شنیدن این پیش‌گویی خوشحال شد. چرا که می‌توانست پیش از وقوع حادثه کاری بکند.  🔹پادشاه به سرعت به بهترین معماران کشورش دستور داد هر چه زودتر محکم‌ترین قلعه را …

Read More »

ارزش زمان

ارزش زمان 🔹سه مسافر به شهری رسیدند که پیری دانا آنجا زندگی می‌کرد. نزد او رفتند و خواستند که به آن‌ها پندی دهد. 🔸پیر پرسید:  چقدر اینجا می‌مانید؟ 🔹اولی گفت:  تقریبا سه ماه. 🔸جواب شنید: به گمانم نتوانی تمام مناطق دیدنی شهر را ببینی. 🔹دومی گفت:  شش ماه. 🔸جواب شنید:  …

Read More »

 اعمالت را نسوزان

 اعمالت را نسوزان 🔸کارت بانكی‌ام رو به فروشنده دادم و با خيال راحت منتظر شدم تا كارت بكشه، ولى در كمال تعجب، دستگاه پيام داد: “موجودى كافى نمی‌باشد!” امكان نداشت، خودم می‌دونستم كه اقلاً سه برابر مبلغى كه خريد كردم، در كارتم پول دارم. 🔹از فروشنده خواستم كه دوباره كارت …

Read More »

 صادق باش تا آسوده باشی

 صادق باش تا آسوده باشی 🔹ﯾﻪ خواهر و برادر ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﺯﯼ می‌کردن، ﭘﺴﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﺗﯿﻠﻪ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﭼﻨﺪﺗﺎﯾﯽ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺩﺍﺷﺖ. 🔸ﭘﺴر ﮔﻔﺖ:  ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﯿﻠﻪ‌ﻫﺎﻣﻮ ﺑﻬﺖ ﻣﯿ‌ﺪﻡ و ﺗﻮ هم ﻫﻤﻪ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ‌ﻫﺎﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻩ.  🔹ﺩﺧﺘﺮ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﺮﺩ… 🔸ﭘﺴﺮ بزرگ‌ترین ﻭ زیباترین ﺗﯿﻠﻪ ﺭﻭ یواشکی …

Read More »

از خودمان شروع کنیم!

✍️ از خودمان شروع کنیم 🔹مغازه‌دار هر روز صبح زود ماشین سمندش را در پیاده‌رو پارک می‌کند، مردم مجبورند از گوشه خیابان رد شوند. 🔸سوپرمارکتی نصف بیشتر اجناس مغازه‌اش را بیرون چیده، راه برای رفت و آمد سخت است.  🔹کارمند اداره وسط ساعت کاری یا صبحانه میل می‌کند یا به …

Read More »