✍️ رضای خدا یا خودنمایی؟ 🔹میگویند عدهای مسجدی میساختند. بهلول سر رسید و پرسید: چه میکنید؟ 🔸گفتند: مسجد میسازیم. 🔹گفت: برای چه؟ 🔸پاسخ دادند: برای چه ندارد، برای رضای خدا. 🔹بهلول خواست میزان اخلاص بانیان خیر را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش داد سنگی تراشیدند و روی آن نوشتند: «مسجد …
Read More »اميد، بهترين قوه محرک زندگی
اميد، بهترين قوه محرک زندگی 🔹دانشمندان تعدادی موش را داخل يک استخر آب انداختند. 🔸تمامی موشها فقط ۱۷ دقيقه توانستند زنده بمانند و در نهايت خفه شدند. 🔹دانشمندان با اينكه میدانستند موش بيش از ۱۷ دقيقه زنده نمیماند، دوباره تعداد ديگری موش را به داخل همان استخر انداختند و با …
Read More »انصاف در کسبوکار
انصاف در کسبوکار 🔹”ملا مهرعلی خویی” عالم و سخنور و خطیب توانایی بود. روزی به مغازه بقالی در بازار رفت و خواست مقداری گردو بخرد. قیمت گردو را پرسید. 🔸بقال پیمانه را داد و به ملا گفت: گردوها را دستت بگیر و سبک سنگین کن، هرکدام وزنی نداشت (پوچ بود) …
Read More »بدهکاری که طلبکار است
بدهکاری که طلبکار است 🔹روزی شیخ عارفی در یکی از روستاهای کربلا زندگی میکرد. 🔸شیخ در مزرعه کار میکرد که از روستای دوردستی پیکی با اسب آمد و گفت: در روستای بالا فلانی مرده است، حاضر شو برای دفن او با من برویم. 🔹شیخ اسم آن متوفی را که شنید، …
Read More »حواسمان باشد چه چیزی را فدای چی دیگر میکنیم
حواسمان باشد چه چیزی را فدای چی دیگر میکنیم 🔹فردی هنگام راه رفتن، پایش به سکهای خورد. تاریک بود، فکر کرد طلاست! 🔸کاغذی را آتش زد تا آن را ببیند. دید آن سکه ۲ ریالی است! 🔹بعد دید کاغذی که آتش زده، ۱۰۰۰ تومانی بوده! 🔸با خودش گفت: چی را …
Read More »افسوس خوردنهای بیهوده
افسوس خوردنهای بیهوده 🔹پیری برای جمعی سخن میراند، لطیفهای برای حضار تعریف کرد و همه دیوانهوار خندیدند. 🔸بعد از لحظهای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند. 🔹او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید. 🔸پیر لبخندی …
Read More »این نیز بگذرد
این نیز بگذرد 🔹ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ کفشهای ﮔﺮﺍنقیمت ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ میگریست. 🔸ﻧﺰﺩﯾﮑﺶ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻘﻄﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ، ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ: “ﺍﯾﻦ میگذرد.” 🔹ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ، ﮔﻔﺖ: ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖﺧﻂ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ. ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﻫﯿﺰﻡ میفروختم. …
Read More »عادات اشتباهمان را کنار بگذاریم
عادات اشتباهمان را کنار بگذاریم 🔹روزی لویی شانزدهم در محوطه کاخ خود مشغول قدم زدن بود که سربازی را کنار یک نیمکت در حال نگهبانی دید. 🔸از او پرسید: چرا تو اینجا قدم میزنی و برای چه نگهبانی میدهی؟ 🔹سرباز دستپاچه جواب داد: قربان! من را افسر گارد اینجا گذاشته …
Read More »حواسمان به فرشته و شیطان درونمان باشد
حواسمان به فرشته و شیطان درونمان باشد 🔹حاکمی ماهرترین نقاش مملکت خود را مامور کرد که در مقابل مبلغی بسیار، از فرشته و شیطان تصویری بکشد که به عنوان آثار هنری زمانش باقی بماند. 🔸نقاش به جستوجو پرداخت که چه بکشد که نماد فرشته باشد، چون فرشتهای برایش قابل رؤیت …
Read More »عبادت بیریا و بیحساب و کتاب
عبادت بیریا و بیحساب و کتاب 🔹مردی نزد عالمی رفت و گفت: ۳۰ سال روزه گرفتم و مشغول عبادت بودم اما هیچ نشانی از نزدیکی به خداوند در خود نمیبینم. 🔸عالم در پاسخ گفت: اگر ۱۰۰ سال دیگر هم به این کار ادامه دهی، اتفاقی برای تو رخ نخواهد داد …
Read More »
مدرار سایتی برای فهمیدن