✍️ از رحمانیت خدا سوءاستفاده نکنیم 🔹مرد رباخوار و عیاشی بود که هرگاه گناه میکرد، به او میگفتند: گناه نکن! 🔸در جواب میگفت: خداوند أَرْحَمُ الرَّاحِمِين است، نترسید! او هرگز بندۀ خود را هر چقدر هم که بد باشد، نمیسوزاند. من باورم نمیشود، او از مادر مهربانتر است، چگونه مرا …
Read More »داستان کوتاه
نیکی به کسی کن که به کار تو نیاید
نیکی به کسی کن که به کار تو نیاید مردی در نیمههای شب دلش گرفت و از نداری گریه کرد. دفتر و قلم بهدست گرفت و شمع را روشن کرد و برای خدا نامهای نوشت: «به نام خدا نامهای به خدا، از فلانی خدایا! در بازار یک باب مغازه میخواهم، …
Read More »آنچه میتوانی ببخشی، ثروت واقعی توست
✍️ آنچه میتوانی ببخشی، ثروت واقعی توست 🔹چوپانی به عالِمی که در صحرا تشنه بود، کاسهای شیر داد. سپس رفت و بزی برای او آورد و ذبح کرد. 🔸عالِم از سخاوت این چوپان که تعداد کمی بز داشت، در حیرت شد. پرسید: چرا چنین سخاوت میکنی؟ 🔹چوپان گفت: روزی با …
Read More »حسرت جایگاه و موقعیت دیگران را نخور
✍️ حسرت جایگاه و موقعیت دیگران را نخور 🔹در زمانهای قدیم سقای فقیری زندگی میکرد که خر لاغری داشت. 🔸سقای تنگدست هر روز کوزههای پر از آب را بار خرش میکرد و برای فروش به شهر میبرد. 🔹از آنجایی که حیوان بیچاره همیشه گرسنگی میکشید و بارهای سنگینی حمل میکرد، …
Read More »رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي
✍️ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي 🔹روزی شاگرد یک راهب پیر هندو از راهب خواست که به او درسی بهیادماندنی دهد. 🔸راهب از شاگردش خواست کیسه نمک را نزد او بیاورد. سپس مشتی از نمک را داخل لیوان نیمهپری ریخت و از او خواست همه آن آب را بخورد. 🔹شاگرد فقط …
Read More »زبان هر انسان، بزرگترین کیسهٔ زر اوست
✍️ زبان هر انسان، بزرگترین کیسهٔ زر اوست 🔹تاجری دو شاگرد برای تجارت داشت که در سفرهای تجاری، آن دو را همراه خود میبرد که بار تاجر بر شتر میزدند و از بار او مراقبت میکردند تا دزد و سارقی بر آن نزند یا در طول راه بر زمین نریزد. …
Read More »چهکسی را سرکاروان زندگیات قرار دادهای؟
✍️ چهکسی را سرکاروان زندگیات قرار دادهای؟ دیدهور صاحب بصیرتی در کاروانی از حله به شام برای تجارت در حرکت بود. کاروان چون به موصل رسید، سرکاروان از موصل پنبه خرید تا در شام بفروشد، چون خبر داشت پنبه در شام چند برابر موصل قیمت دارد. سرکاروان به اهل کاروان …
Read More »گوشیم حلالت
📱 گوشیم حلالت…! 🥴 یه آقایی رفت خونه، دید زنش نشسته داره گریه میکنه. گفت: چته، چرا گریه میکنی؟! مادرش گفت: چه انتظاری داری از زنی که طلاقش دادی؟! مرد گفت: کی طلاقش دادم؟! مادرش گفت: امروز ظهر براش پیام فرستادی که طلاقت دادم! مرد گفت: من از صبح گوشیمو …
Read More »درماندگی آموخته شده
✍️ درماندگی آموخته شده 🔹میگن فیل وقتی بچه است به پاش یه زنجیر نازک میبندن که نتونه فرار کنه! بچه فیل هرچی تلاش کنه، نمیتونه جایی بره. 🔸وقتی بزرگ میشه با اینکه قدرتش میتونه ۱۰۰ تا از اون زنجیر رو پاره کنه؛ ولی با همون زنجیر نازک میبندنش و بازم …
Read More »آیا ما “لااله الاالله” را به دلهایمان آموختهایم؟
✍️ آیا ما “لااله الاالله” را به دلهایمان آموختهایم؟ 🔹 شیخی بود که به شاگردانش عقیده میآموخت، “لااله الاالله” یادشان میداد، آن را برایشان شرح میداد و بر اساس آن تربیتشان میکرد. 🔸روزی یکی از شاگردانش طوطیای برای او هدیه آورد، زیرا شیخ پرورش پرندگان را بسیار دوست میداشت. 🔹شیخ …
Read More »
مدرار سایتی برای فهمیدن