داستان کوتاه

نجس ترین چیزها…

گویند روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می‌آید که نجس‌ترین چیزها در دنیای خاکی چیست. برای همین کار وزیرش را مأمور می‌کند که برود و این نجس‌ترین نجس‌ها را پیدا کند. پادشاه می‌گوید تمام تاج و تخت خود را به کسی که جواب را بداند می‌بخشد. وزیر هم عازم سفر …

Read More »

لااله الاالله…

شیخی:بود که  به شاگردانش :عقیده می آموخت ، لااله الاالله یادشان می داد ، آنرا برایشان شرح می داد و بر اساس آن تربیتشان می کرد. روزی یکی از شاگردانش طوطیای برای او هدیه آورد، زیرا شیخ پرورش پرندگان را بسیار دوست می داشت. شیخ همواره طوطی را محبت می کرد …

Read More »

بندگی چیست؟

درویشی سوال کرد: یا شیخ بندگی چیست ؟ گفت :خدایت آزاد آفرید ! آزاد باش گفت :سوال در بندگی است . پاسخ داد :ندانی تا آزاد نگردی از دو جهان بنده نشوی ؟

Read More »

گوشت ملت(عالی)

از سلطان ظالمی پرسیدند: چه می خوری؟ گفت:گوشت ملت. گفتند چه مینوشی؟ گفت:خون ملت. گفتند چه میپوشی؟ گفت:پوست ملت. گفتند اینها را از کجا می اوری؟ گفت:از جهل ملت. گفتند چگونه این جهل را نگاهداری می کنی؟ گفت:در جعبه ای طلایی به نام “مقدسات” گفتند از این جعبه چگونه محافظت …

Read More »

شما چطور می بینید??(+عالی)

نقل قولی از یکی از اساتید دانشگاه:”چندين سال قبل براي تحصيل در دانشگاه سانتا کلارا کاليفرنيا، وارد ايالات متحده شده بودم، سه چهار ماه از شروع سال تحصيلي گذشته بود كه يك كار گروهي براي دانشجويان تعيين شد كه در گروه هاي پنج شش نفري با برنامه زماني مشخصي بايد …

Read More »

مسلمانی به چیست؟

واعظی پرسید ز فرزند خویش هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟ صدق و بی آزاری و خدمت به خلق هم عبادت هم کلید زندگیست گفت؛زین معیار اندر شهر ما یک مسلمان هست آن هم ارمنیست پروین اعتصامی

Read More »

سرباز؟

سرباز:میشه برم دوستمو ک زخمی شده نجات بدم؟؟ فرمانده:ارزش نداره تا بری اون مرده.. ولی سرباز رفت و با جنازه ی دوستش برگشت. فرمانده:دیدی گفتم ارزش نداره. سرباز:چرا داشت،وقتی رسیدم بالای سرش گفت:میدونستم ک میای رفیق.

Read More »

داستان چوپان راستگو؟

یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. چوپانی مهربان بود که در نزدیکی دهی، گوسفندان را به چرا می برد. مردم ده که از مهربانی و خوش اخلاقی او خرسند بودند، تصمیم گرفتند که گوسفندانشان را به او بسپارند تا هر روز آنها را به چرا ببرد. …

Read More »

دو فنجــان ریختــم؟

یک داستــان شش کلمـه ای از آلیستــر دانیـل به نــام انـدوه کـه بهتریـن داستـــان خیـلی کوتــاه جهــان شده است : … هیـچ حواسـم نبــود دو فنجــان ریختــم …!

Read More »

بگو ان شاءا…

روزی همسر ملا از او پرسید: فردا چه می کنی؟ گفت: اگر هوا آفتابی باشد به مزرعه می روم و اگر بارانی باشد به کوهستان می روم و علوفه جمع می کنم.. همسرش گفت: بگو ان شاءا… او گفت: ان شاءا… ندارد فردا یا هوا آفتابی است یا بارانی. از …

Read More »