یونس

آنکه رفت

  روزهاي سخت وحشت بود و ترس و دلهره پايه ي اميد ما را بس عجب لرزانده بود مي گذشتند اين دقايق ها و بر بيماريش لحظه لحظه درد افزون مي شد و راهي به درمانش نبود آخر ارديبهشت و گرم و او آزرده حال بي صدا… آرام… چشمانش به …

Read More »

مدیر و شاگرد و یک سوال

مدیرو شاگرد ویک سوال ما درکلاس ۲۴نفر هستیم، معلم ما وقتی میخواد از کلاس بیرون بره به من میگه : خانم محمدی ، شما مبصر باش تا نظم کلاس بهم نریزه . . . وبه بچه ها میگه: بچه ها ، گوش به حرف مبصر کنید ، تا برگردم . …

Read More »

حکایت بازرگان و عفریت(هزار و یک شب قسمت 2)

    داستان های هزار و یک شب (2) به کوشش حمید عاملی راوی : آرش بازرگان و عفریت-قسمت اول حجم: 22/4 Mb    مدت زمان : 16:15   بازرگان و عفریت-قسمت دوم  حجم: 23/5 Mb    مدت زمان : 17:07   بازرگان و عفریت-قسمت سوم  حجم: 24/3 Mb    مدت زمان : 17:38 بازرگان …

Read More »