گويند؛صاحب دلى، براى کاری وارد جمعی شد. حاضرین همه او را شناختند ؛ پس ، از او خواستند كه پس از انجام کارهایش پند گويد . پذيرفت . کارهایش که تمام شد همگی نشستند و چشم ها به سوى او بود. مرد صاحب دل خطاب به جماعت گفت : ای …
Read More »داستان کوتاه
انسانیت نمی میرد؟
ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺮﻗﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﺟﺎﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﺳﯿﻢ ﺧﺎﺭﺩﺍﺭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺮﻟﯿﻦ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺯﺩ. ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪ. ﻣﺘﻦ ﺯﯾﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺩﻓﺘﺮ ﯾﺎﺩﺍﺷﺖ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ: ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﺰﺭﮔﯿﺴﺖ. ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﮐﻤﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺑﯿﮕﻨﺎﻩ ﮐﻪ …
Read More »پرﻭﺍﻧﻪ ﻭ ﭘﻴﻠﻪ ﻛﺮﻡ ﺍﺑﺮﻳﺸﻢ
پرﻭﺍﻧﻪ ﻭ ﭘﻴﻠﻪ ﻛﺮﻡ ﺍﺑﺮﻳﺸﻢ ﺷﻜﺎﻑ ﻛﻮﭼﻜﻲ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﭘﻴﻠﻪ ﻛﺮﻡ ﺍﺑﺮﻳﺸﻤﻲ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪ .ﻣﺮﺩﻱﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﺑﻪ ﺗﻼﺵ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ ﭘﻴﻠﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺮﺩ.ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ . ﺑﻪ ﻧﻈﺮﻣﻲ ﺭﺳﻴﺪ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭﻧﻤﻴﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺗﻼﺵ ﻫﺎﻳﺶ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﺪ. ﺍﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﺨﻠﻮﻕ ﻛﻮﭼﻚ ﻛﻤﻚ ﻛﻨﺪ.ﺑﺎ …
Read More »مرد نگران؟
مرد نگران زن و بچه ها روزی زنی نزد دکتر روانپزشک معروفی رفت و به او گفت که همسرش نسبت به او و فرزندانش بی تفاوت شده است و او می ترسد که نکند مرد زندگی اش دلش را به کس دیگری سپرده باشد . دکتر از زن پرسید : …
Read More »مرد صادق و مرد بازیگر؟
مرد صادق و مرد بازیگر مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد ، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی ؟ جواب می داد : یک ساعت بیش تر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم ، برای آن یک ساعت هم که پول …
Read More »آدم یا انسان؟
تفاوت آدمها و انسان ها: آدم ها زنده هستند، انسان ها زندگی میکنند! آدم ها میشنوند، انسان ها گوش می دهند! آدم ها میبینند، انسان ها عاشقانه نگاه می کنند! آدم ها در فکر خودشان هستند، انسان ها به دیگران هم فکر می کنند! آدم ها میخواهند شاد باشند، انسان …
Read More »فرد نالایق؟
شغالى استخوانى در گلويش گير كرده بود،به دنبال كسى مى گشت تا آن را درآورد تا به لك لك رسيد،از او درخواست كرد تا او را نجات دهد و درمقابل شغال مزدى به لك لك دهد. لك لك منقارش را داخل دهان شغال كرد و استخوان را درآورد و طلب …
Read More »داستان بوسه طلاق
برگه طلاق را امضا کرديم و طلاق انجام شد ديگه تحمل زندگي با يک زن سرطاني رو نداشتم ….. وقتي خواستيم از دفتر طلاق خارج بشيم نسرين يهو اومد جلو بدون مقدمه گفت منو ببوس…. من گيج شده بودم ! نميدونم هدفش چي بود چون از هم جدا شده بوديم …
Read More »از خدا پرسیدم(+عالی)
ازخداپرسیدم چراآدم عاشق تنهامیشه؟ گفت منم اول عاشق شدم بعدتنهاشدم پرسیدم عاشق چه کسےشدی؟ گفت عاشق تو، گفتم کےتنهات گذاشت؟ گفت: خود تو گفتم بزاربیام پیشت خندیدوگفت:من همیشه پیشتم، توکجایی؟
Read More »مرد وچاله
روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسيار دردش آمد … یک روحانی او را دید و گفت:حتماْ گناهی انجام داده ای!!! یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت! یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد! یک یوگيست به او گفت : این …
Read More »
مدرار سایتی برای فهمیدن