حلقه جاودانان هیمالیا(شهر رباب)۱

اما اینکه ایشان گفته اند حلقه جاودانان هیمالیا سوالات بسیاری تا کنون از فقیر در این باره شده است .
عده ای چنین مسائلی راخرافات و ساخته و پرداخته نظام صهیونیستی و فراماسونر ها می دانند . و با انکار مسائل نقل شده در متون غربی ها در باب هیمالیا آن را افسانه و دروغ پردازی های آنان می دانند . طبیعتا پذیرش این حقیقت که در شرق دور بزرگان و مقدسینی وجود دارند . سوالات و اشکالاتی را در اذهان این عده بوجود می آورد . و انکار این داستان ها و روایت ها ، سیاست و روش قدیمی و ناکار آمدی است که تا کنون در برخورد با این مسائل داشته ایم . در واقع بسیاری از علمای ما به جای یافتن پاسخ برای سوالات بی جواب ، و نظریه پردازی های جدید ، صورت مسئله را پاک می نمایند. و اینگونه سعی در جلوگیری از عدم انحراف جوانان این مرز و بوم دارند .
این علما اگر هم سعی در نظریه پردازی نمایند . از آنجایی که باید این نظریاتشان مغایرتی با نظرات کلامی پذیرفته شده و رایج در حوزه ها نداشته باشد  و از سویی دیگر چوب تکفیر عده ای از اهل ظاهر را _ که در حوزه ها هنوز هم در عصر ما وجود دارند _ بر سر خویش دارند . توانایی نظریه پردازی مستقل و آزادانه را چندان ندارند .
نکته ۱ : معمولا چنین انکاری را ما از سوی کسانی شاهد هستیم که گامی راسخ در سیر و سلوک و علوم خفیه ندارند.

نکته ۲ : اهل ظاهر همان عده ای هستند که حضرت امام خمینی رحمه الله هنگامی که مبارزات سیاسی خویش را به شکل جدی تری دنبال نمودند . برای جلوگیری از اعتراضشان دروس فلسفه و عرفان خویش را رها نمودند. و در اوایل انقلاب نیز بدلیل اعتراض و تهدید به عدم همکاری از سوی آقایان درس تفسیرشان را متوقف نمودند .
همچنین چون علامه طهرانی رحمه الله در مشهد مقدس ساکن شدند نامه هایی همراه با فحش و ناسزا و تهدید برایشان ارسال می نمودند .
عزیزان چون اهل ظاهر به فقهای بزرگ و عارفانی نظیر حضرت امام و علامه طهرانی که فلسفه و عرفان نظری تدریس می نمایند رحم ننمودند. طبیعتا سخن از هیمالیا گفتن در چنین جوی زبان  سر می دهد بر باد است .
نکته ۳ : مشکلاتی که اهل ظاهر برای علما و عرفای بزرگ شیعه در چهار قرن اخیر ایجاد نموده اند. یکی از ضربه های بزرگ بر پیکر معنویت جهان اسلام و تشیع بوده است . که این مسئله منجر به مکتوب ننمودن اسرار و انتقال آن به شکل سینه به سینه شد . و طبیعی است که در سنت سینه به سینه بسیاری از اسرار به مرور زمان از بین می رود .
بسیاری از اساتید بزرگ از این عالم رخت بر بستند در حالی که اسرار خویش را به هیچ کدام از شاگردان خویش انتقال ندادند . و اینگونه شد که ما در این چهار قرن به مرور زمان در بخش هایی از علوم خفیه و اسرار از غربی ها عقب افتادیم .
نکته ۴ : همانگونه که گفته شد در برخورد با مسئله بزرگان هیمالیا و مسائلی از این دست ما با انکار نمودن ، همواره عرصه را برای غربی ها باز گذاشته ایم که آنان هر چه در این باره خواستند به جوانانمان تزریق نمایند .
اما در سلطان نصیر سعی فقیر بر این است که کمبودها و نقص هایی که در این باره وجود داشته است تا حدی برطرف شود .
حال سخنانی از مولانا زین الدین :
{ در سرزمین  «رباب » هیچ اسطرلابی رصدش محض طلسمات و سقط کردن درست نیاید . آن جلگه الهی که سعدیش خالی از نحوست است . آنجا که دشنه دشمن در آسمان آرام گیرد و از حرکت باز ایستد . آنجا که وحوش رام و ملائکه بی کار و زمین و آسمان در آن فلات ستایشگر و شیطن (و شیاطین) را جایی نیست .
در جنوب سرزمین تبت ، اندکی از بوتان یا بوتانستان و اندکی از نپال یا نیپالستان ، میان مثلثی که حتی تمامی ستاره یابان آسمانی و زمینی از کار می ایستند وهر ناپخته ای طاباق(پخته ) گردد . همه یاغیان مبدل به تابعین گردند . غلط گو در فجأه (ضربه سریع و غافلگیرانه زدن )گرفتن نا امید گردد . هیچ سفتن و شکافی برای رخنه دشمن وجود ندارد . آن اشرار جحود که در برابر شیطن شرمگین گردیده اند . اگر حق اندکی دستشان را وا می گذاشت شیلان می کشیدند و به فوتی ایمان با ایمانان را به تاراج می کشیدند . …. اما در آن جلگه رصفی ( آبشار یا بنای سنگی در کنار آب ) است که آنجا زیست گاه ام موسی (س) است . که زنده لایزال است . که دم او (ام موسی ) و دم آن مومنه بی اسلام ضربت ضننده به فنرس دشمنان می باشد . به یاد دارید که در سه دولت دو اصغر ( بوتان و نپال ) و یک اکبر (چین ) حد فاصل زهاب همان مکانی که آب حیات از قعرش می جوشد مثلثی هست ( سرزمین رباب ) که امن ترین امان هاست . }

ادامه دارد …

منبع:https://eitaa.com/soltannasir

این مطلب را نیز بخوانید

داروی رمدزویر کرونا و شرکت صهیونستی

یادی کنیم از این توئیت جناب دکتر کیانوش جهانپور سخنگوی سابق وزارت بهداشت در مورد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت + 10 =