سی و سه پله سلوک

  { سی و سه پله سلوک}

بدیهی است که جملگی اعداد ماهیت الهی دارند. آنچه که در علم الاعداد تحت عنوان ارتعاش اعداد از آن سخن گفته می شود به دو بخش تقسیم می شود.

نخست ارتعاشات ثابت اعداد است. برای مثال اعداد آحاد به کواکب و یا افلاک منتسب می شوند و از این جهت هر کدام از اعداد آحاد در نظر عالمان خفیه ارتعاش خاصی دارند. همچنین هر عدد در علم الاعداد از جنبه ساختاری هم تفسیر خاصی دارد. هر چند که در علم الاعداد رسمی از این تفسیرات، ارتعاش و احکام آنگونه که باید و شاید بیرون کشیده نمی شود. و بیشتر به ارتعاشات کارمیکی عددی می پردازند.

اما دوم: بار معنایی یا کارمیکی ناشی از آگاهی های جمعی است که می تواند به مرور زمان در طی سالهای متمادی و قرن ها ایجاد شود.

پیشتر در مبحث سواستفاده از قوانین معنوی نوشته شد که یکی از کارهای مهم مجامع مخفی این است که با استفاده مداوم از نمادها یا اعداد، به مرور آگاهی جمعی جامعه را به سمتی سوق دهند که آن نماد یا عدد متعلق به آنها است و اینگونه ارتعاش آن عدد را به مرور متعلق به خود می کنند یا صورت اختری (مثالی) یک نماد را با آگاهی و انرژی منفی ای که این نماد متعلق به مجامع مخفی است کم کم به سمت و سویی که می خواهند سوق می دهند.

در این مطلب تصمیم بر این دارم که علت  تقدس عدد ۳۳ را در نزد فری ماسونرها بازگو نمایم و در ادامه نشان دهم که این عدد برای ما هم مهم است و اساسا عددی است که خداوند از آن‌ در وجود خود ما نیز استفاده کرده است.

🔷 مهمترین دلیل تقدس عدد سی و سه در مکتب بنایان آزاد وجود سی و سه پله در در درون خود ماست. در پیکره انسان که به مثابه عالم صغیر است ۳۳ مهره در ستون فقرات وجود دارد این ۳۳ مهره در واقع ۳۳ پله هستند که طناب نخایی از درون آن عبور می کند و فرد باید این ۳۳ پله را طی نماید تا به جایگاه 👈مغز برسد. مغز ما فعالیت های بدن را کنترل می کند و شاید بتوان به نوعی آن را به مثابه عقل فعال در عالم کبیر  دانست. پس در واقع هدف بنایان آزاد از این ۳۳ پله اتصال به عقل فعال بوده است. هر چند که امروزه به جای اتصال به عقل فعال عملا اتصال به جهل می نمایند. ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که در نزد حکمای متاله ما نیز اتصال به عقل فعال از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

پ ن : در بعضی از روش های یوگا نیز سخن از بیداری انرژی کندالینی می شود که در چاکرای خاجی قرار دارد و این انرژی خفته پس از بیداری باید به سمت چاکرای تاج در ناحیه سر هدایت شود و اینگونه فرد می تواند به اشراق مورد نظر در مکتب یوگا برسد.

🔶پیشتر گفته شد که عدد ۳۳ برای ما از جنبه بار معنایی مهم است. در قرآن مجید و عزیز آیه تطهیر که به اصحاب کسا و اهل بیت عصمت و طهارت اشاره دارد آیه ۳۳ سوره احزاب است. شاید برای اهل ظاهر این عدد هیچ معنای خاصی نداشته باشد و عدد آن تصادفی باشد اما برای اهل باطن این عدد مطلقا تصادفی نیست. می توان این تفسیر ذوقی را از عدد آیه ارائه داد که این آیه ستون فقرات سوره احزاب است. و اعتقاد به ولایت معصومین ستون فقرات دین است. 

{وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّهِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاهَ وَآتِینَ الزَّکَاهَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا ﴿۳۳﴾=و در خانه ‏هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینتهاى خود را آشکار مکنید و نماز برپا دارید و زکات بدهید و خدا و فرستاده‏ اش را فرمان برید خدا فقط مى‏ خواهد آلودگى را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند (۳۳)}

🔷در آیین مزدیسنا بیش از هر دین دیگری به عدد ۳۳ اشاره شده است. 

۱⃣در کتاب خرده اوستا در نیایش بِرَساد از ۳۳ ایزد یاد شده است. ۳۰ ایزدی که ۳۰ روز ماه بدانها منسوب هستند به همراه برز ایزد و هوم ایزد و نریوسنگ ایزد مجموعا ۳۳ ایزدی هستند که ستایش می شوند.

پ ن: اینجا این سوال پیش می آید که آیا بین سی و سه مهره ستون فقرات  که به مثابه سی و سه پله در عالم کبیر برای رسیدن به جایگاه عقل فعال هستند و این ۳۳ ایزد ارتباطی وجود دارد؟! به نظر می آید که بی ارتباط نباشد.

۲⃣در یسنا از کتاب اوستا هات ۱ بند ۱۰ اینگونه آمده است:👇

{نوید [ستایش] می دهم. ستایش بجای می آورم همه این ردان را که سی و سه ردان اشونی اند به پیرامون هاونی. آنان از آن بهترین اشه اند که مزدا آموخته و زرتشت گفته است. (ترجمه جلیل دوستخواه)

پ ن: واژه فارسی رَد در زبان اوستایی رَتو و در زبان پهلوی به صورت رَت بکار رفته است و به معنای داور دادگاه ایزدی می باشد و در اصطلاح معنای سرور روحانیان یا موبد موبدان معنی می دهد. 

نکته : به نظر عدد ۳۳ برای ردانِ پیرامون هاون با ۳۳ ایزد در نیایش برساد و ۳۳ مسیر به سوی بهشت (در ادامه خواهیم خواند) و ۳۳ مهره ستون فقرات در جسم انسان (عالم صغیر) ارتباط معنا دارد.

۳⃣در نسک های پهلوی چون روایت پهلوی و صد در نثر به ۳۳ راه از چینود پل (کم و بیش شبیه به پل صراط در آخرت شناسی اسلامی) به گرودمان (بهشت روشنایی)  اشاره شده است : 👇

{این نیز از دین پیداست که اورمزد به زردشت گفت که: 《رادی چیزی چنان با ارزش است که سی و سه راه از گرودمان به چینودپل است، و هر که به سبب ثوابی رستگار است پس به یک راه تواند رفت و آن کسی که به سبب رادی رستگار است، پس از همه راه ها می تواند برود. 》(روایت پهلوی ترجمه مهشید می فخرایی صفحه ۲۳۴)

پ : همین مطلب با اندک تفاوتی در نگارش، در نسک 《صد در نثر》 هم آمده است که از نقل آن خودداری می شود.

شرح: گرودمان به معنای خانه ستایش و محل سرودها، بهشت روشنایی و چهارمین و آخرین طبقه بهشت است که در خورشید پایه و به روایتی دیگر در روشنایی بیکران جای دارد و محل اقامت اورمزد و امشاسپندان است. بر طبق نسک روایت پهلوی از پل چینود به گرودمان، سی و سه راه وجود دارد. هر فردی به دلیل یکی از ثواب ها می تواند از یکی از راه ها به گرودمان وارد شود. اما رادی بودن باعث می شود که فرد بتواند از هر ۳۳ مسیر به گرودمان پای بگذارد.

پ ن: رادی در ادبیات مزدیسنا بخشش کردن و کردار درست همراه با راستی است و کسی که دارای چنین صفتی باشد می تواند از هر سی و سه راه به گرودمان که اورمزد و امشاسپندان مینوی در آن هستند وارد شود.

نکته مهم : به نظر بنده اورمزد در نسک های پهلوی با عقل فعال در فلسفه اسلامی که در انتهای سلسله عقول قرار دارد و افاضات حق تبارک تعالی را از دریچه عقل کل به زیوندگان در مادون فلک قمر می رساند. تفاوت هایی و البته شباهت هایی دارد. اورمزد در نسک های پهلوی و ادبیات مزدیسنایی متاخر بیشتر با عقل اول منطبق است تا عقل فعال! بررسی این شباهت ها و تفاوت ها خود مجال بیشتری می خواهد که فعلا میسر نیست زیرا ما را از مسیر خویش دور می نماید. شیخ الاشراق شهاب الدین یحیی سهروردی نیز به تفاوت دستگاه دینی مزدیسنایی با نظرات حکما در مورد عقول پی برده بود بدین خاطر نظرات بدیع خویش را در مورد عقول مطرح نمود.

اما هدف از گفتن این مسئله این بود که بگوییم جایگاه مغز در عالم صغیر می تواند در واقع مشابه بهشت گرودمان و جایگاه اورمزد و امشاسپندان در عالم کبیر باشد. و طریقت بنایان آزاد چون یک ریشه قوی در طریقت میترائیسم رومی دارد. ممکن است این اعتقاد از آنجا وارد سازمان بنایان آزاد (فری ماسونری) شده باشد. و آنها در ابتدای امر به مانند طریقه های ایرانی رسیدن به جایگاه گرودمان را اوج سلوک خویش می دانسته اند.

اینجا شاید برای عده ای از خوانندگان این سوال پیش بیاید مگر طریقه بنایان آزاد (فری ماسونری) طریقتی مثبت و الهی است که هدفش رسیدن به بهشت گرودمان و جایگاه اورمزد اهوره (عقل) باشد؟

بعضی متفکرین، نظیر رنه گنون که خود روزگاری به طریقه بنایان آزاد مشرف شده بوده قائل به این هستند که فری ماسونری در اصل خویش مثبت بوده و به مرور منحرف شده است. بنده با گنون چندان هم نظر نیستم بالشخصه قبول دارم که طریقه بنایان آزاد چه در قرن سیزدهم و چهاردهم که شکل رسمی نداشت و چه در قرن هفدهم که شکل رسمی تر پیدا کرد از زمان زندگی گنون یعنی قرن نوزدهم شکل مثبت تری داشته است و در زمان گنون نسبت به دوران حاضر مثبت تر است. و این سیر قهقرایی در آن قابل لمس است. اما با اینحال رشته طریقه بنایان آزاد از ابتدا رها بوده است و توسط رشته داران حقیقی رشته اش متصل نشده است. در طریقت های تصوف و عرفان در جهان اسلام جملگی طریقت ها نسبشان به امام العوالم علی بن‌ابی طالب علیه السلام می رسد. (حتی سلسله نقشبندیه که نسب جعلی برای خویش جعل کرده است نسبتشان به امام علی علیه السلام می رسد)

و حضرتش رشته دار جمله طریقت هاست. سلمان فارسی که خود یک مغ بزرگ و وارث اسرار بوده  بدون دم رسول و ولی معصوم زمان خویش رشته ای از خود صادر نکرد و هنگامی که اسلام و ایمان آورد با دم ولی امر زمان خویش رشته سلمانی از وی صادر شد. بنابراین هر رشته ای که بدون اذن ولی زمان صادر شود حرکتی نفسانی است. طریقه بنایان آزاد معجونی از میترائیسم منحرف شده رومی که خود ترکیبی از طریقه مهری ایرانی با اساطیر یونانی و رومی است و آیین های اورفئوسی و دیانت مسیحی و … است. و البته در برهه ای از تصوف اسلامی هم بعضی مطالب را وام گرفته است. 

سازمان بنایان آزاد اگر طریقه معنوی و الهی و وارث اسرار کامل بغ میترا بود هرگز دست به دامان سمبل ها و نمادها و به طریق اولی ایزدان اهریمنی مصر باستان نمی شد. 😊 (اهریمنی بودن تمدن مصر و ایزدانش خود داستان مفصلی دارد. دست ما برای اثباتش کاملا پُر است) بنابراین به نظر فقیر همانگونه که گفته شد سازمان بنایان آزاد از ابتدا منحرف بوده است. منتهی با گنون و اتباعش هم نظر هستم که وجه بنایان آزاد در گذشته مثبت تر از اکنون بوده است. در علم و بینش هرمسی قدمای ماسونری که گنون دلبسته آن است رگه هایی از حقیقت وجود دارد و بنده نیز برای آن احترام قائل هستم.

حال به سراغ پاسخ دادن به سوالی که ابتدا مطرح کردیم  برویم. آیا واقعا هدف بنایان آزاد رسیدن به گرودمان و جایگاه اورمزد اهورا (عقل) بوده است ؟

گفته شد اگر به نظر متفکرینی چون گنون اعتبار دهیم احتمالا باید بگویم پاسخ بلی است و نیتشان نیز در اینکار مثبت بوده است. منتهی به مرور زمان با تغییر ماهوی سازمان بنایان آزاد، نیتشان نیز دستخوش تغییر و اهریمنی شده یا شاید تنها پوسته ای از حقیقت در نزدشان باقی مانده است.

اگر به نظر ما باشد دو احتمال مطرح است. شکل خوش بینانه این است که سنتی از گذشته بدانها رسیده و سعی در حفظش داشته اند. و شاید در ابتدا خود نیز نسبت بدان آگاهی نداشتند که عدد ۳۳ از کجا آمده است؟! و امروزه آگاهانه می دانند که چیست و نیتشان اکنون شر است.

نگاه بدبینانه تری هم وجود دارد و آن این است که اینها از ابتدا پیرو اهریمن بوده اند و سعی در تغییر در نظام آفرینش اورمزد اهورا و تازش به جایگاه وی و امشاسپندان را داشته اند. در نسک های پهلوی به مبارزه اورمزد اهورا با اهریمن و تازش اهریمن به آفرینش اورمزد و جنگ این دو اشاره شده است.

۴⃣در نسک پهلوی وزیدگیهای زادسپرم در دو مورد به ۳۳ گناه اشاره شده است که سر منشا تمام گناهان دیگر است. همچنین به ۳۳ بند دین در کمربند کُستی (کُشتی) اشاره شده است که این ۳۳ گناه را می بندد! (زادسپرم بخش ۴، بند۶)

نکته : اینجا ما با ماهیت دوگانه عدد ۳۳ در آیین مزدیسنا آشنا می شویم. وجود ۳۳ ایزد در نیایش برساد و ۳۳ رد در پیرامون هاون که خود جانشینان زمینی این ایزدان ۳۳ گانه هستند و وجود ۳۳ راه از چینود پل به سوی گرودمان را شاهد هستیم. که همگی اشاره به وجه مثبت و اورمزدی عدد ۳۳ است. از سوی دیگر در مقابل این وجوه اورمزدی عدد ۳۳ اهریمن نیز ۳۳ گناه را قرار داده است.

پ ن: خوانندگان گرامی برای مطالعه بیشتر می توانند به فصل سی ام کتاب سیطره کمیت و علائم آخرالزمان رنه گنون مراجعه نمایند. در آنجا گنون به طور مفصل درباره واژگون شدن رمزها و ثنویت یک رمز و نماد سخن گفته است.

نکته مهم پایانی : پیشتر در مطلبی که درباره آیه ۳۳ سوره الاسرا نوشتم نشان دادم که باطن این آیه اشاره به ماجرای شهادت نفس زکیه  در احادیث و روایات ائمه اطهار دارد. (https://t.me/soltannasir/2614)

{ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا فَلَا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کَانَ مَنْصُورًا ﴿۳۳﴾=و نفسى را که خداوند حرام کرده است جز به حق مکشید و هر کس مظلوم کشته شود به سرپرست وى قدرتى داده‏ ایم پس [او] نباید در قتل زیاده‏ روى کند زیرا او [از طرف شرع] یارى شده است (۳۳)}

نکته ۱: بعضی روایات نفس زکیه را از نسل امام حسن علیه السلام و بعضی دیگر از نسل امام حسین علیه السلام دانسته اند. وی در روایاتی نماینده حضرت ولی عصر عجل الله است و خود را به نمایندگی از حضرت عضوی از خاندان عصمت و طهارت معرفی می کند.  نکته مهم برای ما اینجا عدد آیه است که ۳۳می باشد. و این ارتباط معنا دار با عدد آیه ۳۳ سوره الاحزاب بدون شک تصادفی نیست. یعنی باز به این نتیجه می رسیم که عدد ۳۳ با خاندان پاک‌ نبوت و امامت ارتباط معنا دار دارد.

نکته ۲: گفته شد که بر طبق آیین مزدیسنا عدد ۳۳ ماهیتی دوگانه دارد. و ما ۳۳ راه به بهشت و ۳۳ ایزد و ۳۳ پاداش را داریم و در مقابل آن ۳۳ گناه بزرگ نیز توسط اهریمن ایجاد شده است. در روایات نفس زکیه شهید می شود همچنین می دانیم پنج تن آل عبا نیز در آیه ۳۳ احزاب جملگی شهید شده اند. و این همان‌ماهیت دوگانه عدد ۳۳ است. به نظر می آید که شهادت را بتوان جز بار معنوی (کارمیکی) عدد ۳۳ دانست.

در پایان امیدوارم که توانسته باشم این حقیقت را نشان دهم که عدد ۳۳ بر خلاف آنچه عامه _بدلیل استفاده فری ماسونری_ فکر می نمایند عددی اهریمنی نیست بلکه عددی اورمزدی است که وجهی دوگانه دارد.

لینک

پایان

منبع: https://eitaa.com/soltannasir

 

این مطلب را نیز بخوانید

ریشه های باطنی فوتبال ۲

{ریشه های باطنی فوتبال ۲} گفته شد که قوانین فوتبال در شکل کنونی خویش برای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هفت + هفده =