مازندران باستان کجاست ۸

مازندران باستان کجاست ۸

واژه اسپروز در شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی طبق آنچه استاد مهدی سیدی فرخد در کتاب فرهنگ جغرافیای تاریخی شاهنامه (مدخل اسپروز) آورده اند تنها در 👈دو داستان آمده است یکی در داستان کیکاووس است و دیگری در داستان شکست افراسیاب تورانی از کیخسرو و گریختن وی؛ در این داستان هم مکان کوه اسپروز در شرق فلات ایران و بالای چین است به ابیات زیر توجه فرمایید : 👇

{ چو بشنید افراسیاب این سخن
پشیمان شد از کرده های کهن
بیفکند نام مهی، جان گرفت
به بی راه راه بیابان گرفت
چو با درد و با رنج و غم دید روز
بیامد دمان تا به کوه اسپروز
ز بدخواه روز و شب اندیشه کرد
شب و روز را دل یکی پیشه کرد
بیامد ز چین تا به آب زره
میان سوده از رنج و بند گره }

این ابیات نشان می دهد که افراسیاب ابتدا به کوه اسپروز می رسد و بعد وارد چین می شود از چین به آب زره می رسد. آب زره اینجا طبق نظر مهدی سیدی فرخد و همچنین بعضی دیگر از اساتید فن مطلق دریا و اقیانوس است بنابراین وی از چین به سواحل جنوبی می رسد و آب زره هم ربطی به دریاچه هامون در سیستان ندارد.

اما بعضی اساتید جامعه آکادمیک که دیدگاه های ماتریالیسمی دارند در وجود دیوان مازندری تشکیک می نمایند و آنان را از آدمیان می دانند. درست برخلاف نظر این آقایان در اوستا نیز در بخش وندیداد از دیوان مزندری یاد شده است و زرتشتیان برای جلوگیری از آسیب آنان در آیین تدفین منتره خوانی می کنند. به فقرات زیر توجه فرمایید: 👇

{بخش یکم (ب) ۱۲: آنگاه باید ناپاک به سوی گودالها گام بردارد و تو ای زرتشت! در کنار شیار بایست و برخوان:
《ای مزدا! ای شهریار بزرگ! منش نیک و روان اشونان و نیایش آرمیتی و شور دل، همه را به سوی تو می آورم تا تو به نیروی پایدار [خویش آنها را] جاودانه نگاهدار باشی.》
…و ناپاک نیز این گفتار را برخواند:
《ای مزدا ! ای شهریار بزرگ !
منش نیک…
۱۳: بر زبان‌ راندن هر یک از واژگان این نیایش، اهریمن را فرو کوبد، دیو خشم خونین درفش را فروافگند، 👈دیوان مزندری را در هم شکند، همه دیوان را به ستوه آورد و دُروج را ناتوان و ناتوان تر کند. } (ترجمه اوستا جلیل دوستخواه جلد دوم ص ۷۷۴ کتاب وندیداد)

همانگونه که‌ملاحظه می نمایید دیوان مزندری جزو مجموعه ای از دیوان هستند که در هنگام مراسم تدفین، زرتشتیان برای دور شدنشان منتره میخوانند. زیرا گسترش ناپاکی و بیماری را موجب می شوند. بنابراین در اعتقاد مردمان ایران باستان دیوان مزندری (مازندرانی) موجوداتی لطیف تر از انسان و البته شرور بودند و در کنار سایر دیوان قرار می گیرند. اگر در داستان های شاهنامه از نبرد فریدون با دیوان مازندرانی و یا نبرد کیکاووس و رستم با آنان یاد شده است. علتش این است که در آن برهه مرز عالم لطیف آنان با عالم ما نسبتا باز بوده است و آنان ظاهرا مرئی یا نیمه مرئی بوده اند.

اما حال به مطلبی در مورد فریدون و البرزکوه و ورنه می پردازیم. در شاهنامه آمده که فریدون توسط نگهبان مرغزاری پرورش پیدا کرد. بر طبق یشت های اوستا می دانیم که آن مرغزار که فریدون در آن زاده شد سرزمین چهارگوشه ورنه بوده است. ورنه در تفسیر پهلوی بر اوستا همان سرزمین پدشخوارگر است. در بندهش صفحه ۷۲ فصل مربوط به کوه ها آمده که 👈《پتشخوارگر کوه آن است که به طبرستان و گیلان و آن ناحیه است》 و 《دنباوند (دماوند) آن که بیوراسب (ضحاک) بدو بسته شده است. از همان پتشخوار است. 》

همانگونه که‌ ملاحظه می نمایید در بندهش مازندران امروزی طبرستان نامیده می شود و گیلان و طبرستان را پتشخوارگر می نامند.

گفته شد که در تفسیر پهلوی بر اوستا ورنه چهارگوش با گیلان زمین یکی دانسته شده است. بنده هم بر طبق نظر اساتید فن، این نظر را پذیرفتم. اما اینجا دو سوال هست که باید بدان پاسخ داده شود. نخست اینکه در بعضی از نسک های اوستا نام دیوان مزندری و ورنه ای در کنار یکدیگر آمده است و این مسئله شاید این نظر را تداعی نماید که‌ پس ورنه و مزندر در کنار یکدیگر هستند ! و آنگاه اگر مازندران در شرق ایران قدیم و حوالی اویغورستان کنونی باشد پس ورنه هم شاید در نزدیک آن ناحیت باشد ؟!
در پاسخ باید گفت که کنار هم آمدن نام دو گروه از دیوان لزوما ممکن است ارتباطی معنادار با هم نداشته باشد. اما اگر با یکدیگر مرتبط باشد _که بنده پیشتر گفتم مرتبط است_هم لزوما بدین معنا نیست که ناحیه زندگی این دو دسته از دیوان در مجاورت یکدیگر در عالم ما باشد!
به عبارتی دیگر از آنجایی که ما این دیوان را موجوداتی دارای جسمی لطیف تر از انسان می دانیم. عالم آنان نیز لطیف تر از عالم ما است و همانگونه که پیشتر گفته شد بین مازندران باستان (حوالی اویغورستان) با طبرستان ایران زمین ارتباط وجود دارد.

ادامه دارد …

منبع:eitaa.com/soltannasir

این مطلب را نیز بخوانید

فیلم صعود ژوپیتر۱

تصویر پوستر فیلم هالیوودی صعود ژوپیتر 🔶فیلم صعود ژوپیتر با درون مایه ای کاملا گنوسی، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − چهارده =