🔹مردم کشورم عجول شدهاند…
●تند راه میروند
●تند غذا میخورند
●تند رانندگی میکنند
●تند ازدواج میکنند
●تند طلاق میگیرند…!
●تند تصمیم میگیرند
●تند پشیمان میشوند
●تند مأیوس میشوند…!
●به هر آرزویی میرسند بی آنکه جشن بگیرند و از آن لذت ببرند؛ تندتر به دنبال آرزویِ بعدی میدوند!
●به توفیق بعدی که میرسند، بی آنکه به خود ببالند و افتخار کنند؛ تندتر به دنبال موفقیتِ بعدی میدوند…
●ناگهان روزی مقابل آینه میایستند و میبینند برف بر بامشان نشسته!! قوایشان تحلیل رفته، راحت نميتوانند بخوابند، چابك نميتوانند از جاي برخيزند، از زندگي لذتی نمیبرند… شده اند «انباردارِ آرزوهایِ رسیده نچشیده!»
🔹مردم: عمر به قدر کافی تند میدود، شما آهسته راه بروید…
●به خودتان هر روز نگاه کنید، آدمها را یواش یواش دوست بدارید، چایتان را آهسته بنوشید، از امکاناتی که دراختیار دارید لذت ببرید، قدر پدر، مادر، همسر و فرزندانتان را بدانيد، موفقیتهایتان را جشن بگیرید، خیابان را با عشق قدم بزنید. شما هرگز، هرگز به سن و سالِ امروزتان برنمیگردید… بدانید که انتهای مسیر هیچ خبری نیست.
کلی حس خوب در زندگی است، مثلا یکی از چیزهایی که حالم رو خوب میکنه، صبح پاشم برم نون گرم برای بچه ها بگیرم، پنیر لیقوان تبریز رو با اون گردوهایی که مادربزرگم از باغشون برامون میفرسته بخوریم، علی رو برای مدرسه بیدار کنم و بگه بابا من رو میبری یا خودم برم و بین این حس که خودش بره مستقل بشه یا خودم ببرم اذیت نشه گیرکنم.
زندگی همین حس های جزئی زیبا است که بهش توجه نمیکنیم.
همین که پای درد دل کسی بشینی و تهش بگه دمت گرم آروم شدم، همین که یک عده میگن دوست دارم، یک عده رو دوسشون داری.
همین که هنوز از چادرنماز و عطر بندگی و بوی نذری و عشق به روضه در خانه برقراره یعنی دلمان برای او میتپد.
همین که یاعلی و یازهرا میگی و در خلوتت برای مظلومیتشان اشک میریزی یعنی هنوز سیمت وصله.
و نهایتا در روزگاری که بی دینی کلاس شده ولی با سبک زندگیت دینداری رو داد میزنی یعنی تو بُردی. راستی تا دیرنشده برم نون گرم بخرم. یاعلی…
منبع: کانال شیخ فرهاد فتحی
مدرار سایتی برای فهمیدن
