با دخترش اومده بود مسجد ،حجابشون جوری بود که فکر کردم مسلمونن ولی مسیحی بودن، آنها را به داخل مسجد راهنمایی کردم ،مادر از قرآنی که در مسجد بود پرسید، براشون قرآن خوندم، شروع کرد گریه کردن جوری گریه می کرد که همسرم اشاره کرد دیگه ادامه ندم تحمل نداره / علی رحیمی (مبلغ اعزامی به برزیل)
Tags با دخترش اومده بود
Check Also
آقا ما ایستاده ایم و کوتاه نخواهیم آمد
آقا ما ایستاده ایم و کوتاه نخواهیم آمد. شما همواره در قلب ما خواهی بود. …
مدرار سایتی برای فهمیدن
