حجت الاسلام قرائتی
چرا مرتد را می کشند؟
چرا مُرتد را میکشند؟ حق فرد مهمتر است یا حق جامعه. پیاز و سیر شاید برای فرد مفید باشد، اما موقعی که کسی میخواهد به مسجد برود نباید پیاز و سیر بخورد.
حق خانه متعلق به انسان است، اما موقعی که در مسیر راه سازی باشد، باید خراب شود.
مرتد را هم زمانی اعدام میکنند که تضعیف امت و مکتب میکند و گرنه میتوان مرتد بود و به کسی نگفت.
چرا زندگی بعضی از مومنین پردردسر است؟
یکی از وزرا در سخنرانی گفته بود که این قرائتی سخنران خوبی است، اما ساده است، میگوید زکات ندادهاید برای همین باران نمیآید.
پس کشورهایی مثل کانادا که این همه باران دارند و محصولات کشاورزی دارند، اینها چه کار میکنند.
این حرف را زده بود و همه خندیده بودند. به او گفتم با آخوند جماعت طرف نشو، یک بار گفتم فیلم مارمولک اشکالی ندارد، در سمنان یک عده آخوند سرم ریختند و گفتند چرا این را گفتی.
جواب دادم: ببنید مارمولک یک حیوان کوچک است و به ما کاری ندارد، نهنگ با آن بزرگیش یک آخوند حضرت یونس را خورد، اما بعدش او را پس داد.
قرآن سه تا آیه دارد در مورد زکات که یکی در مورد خوبان است، که تا زکات میدهند باران میبارد.
خدا بعضیها را کاری ندارد، سی سال مبارک، رئیس جمهور بود و خداوند میگوید صبر کنید او را در قفس هم میبینید.
در قرآن میگوید به بعضی از افراد مهلت دادهایم تا زمان هلاکتشان.
یک عده را هم خدا تا لحظه آخر کار ندارد، حساب این افراد خیلی سختتر است. گروه اول مثل شیشه عینکاند و اگر کثیف شوند با دستمال کاغذی سریع پاک میشوند. گروه دوم مثل یک لباساند که اگر کثیف شوند، چند روز بعد میشوییم. گروه سوم هم مثل فرشاند که اگر کثیف شوند، برای آخر سال میگذاریم و با مشت و دین سرکار دارند.
علت اینکه بعضی از مومنین مشکل دارند این است که خداوند آنها را دوست دارد، چرا اول باید مسلمان بود و بعد ازدواج کرد.
ده هدف ازدواج لذت جنسی که نیست که بگوییم حال اجازه بدهید با هم باشیم.
هدف تربیت نسل است. خداوند میگوید در کفار راهی برای مسلط شدن بر مسلمانان نیست، اما با این یک لحظه لذت جنسی شما، یک نسل را در معرض کفر قرار میدهید.
اسلام اجازه نمیدهد یک نسل به خاطر یک لحظه شهوت خراب شود.
چگونه به بچهها از خداوند بگوییم؟
سئوال بچهها معمولاً این است که خدا کجاست؟ با چند سئوال و جواب میشود به بچه گفت که خدا کجاست.
اگر بچه معنی راست و دروغ را میفهمد، میتوانیم از او بپرسیم دروغ کجاست، راست کجاست و بعد بگوییم راست و دروغ مکان نمیخواهد، پس خدا هم اینچنین است.
یا اینکه بگوییم اگر عکس خروس، نقاش میخواهد، پس خود خروس هم خالق میخواهد. یا اینکه بپرسیم دوست داشتن بین من و تو کجاست، دوستی بین من و تو در رفتارمان نشان داده میشود. خداوند را هم از اثرات حضورش میتوان فهمید.
نکتهای را هم در مورد مساله حجاب بگوییم. شما نمیتوانید یک زن را با حرف دین و مرامی در جهان پیدا کنید که بگویید من میخواهم همسرم ۹۵ درصد به من علاقه داشته باشد و ۵ درصد هم به زنهای دیگر علاقه داشته باشد. این را هیچ کدام از زنهای دنیا قبول نمیکنند، چرا که می خواهند صددرصد علاقه همسرشان متعلق به خودشان باشند.
اگر اینگونه است پس چرا بعضی از زنها فوکل و آرایش میکنند و بیرون میآیند.
چرا چیزی را که خودشان برای خود نمیپسندند و نمیخواهند برای دیگران انجام میدهند.
اگر اسلام حتی بگوید، حجاب آزاد است باز هم زنها این کار را نمیکنند، البته مردها هم نباید نگاه کنند.
برای جدا کردن دختر و پسر در دانشگاه مسئولان نمیخواهند این کار را انجام بدهند، چرا که بچهها که در کودکی شهوت ندارند جدا هستند.
در دبیرستان هم که هنوز این شهوت زیاد نشده، دختر و پسر جدا هستند، اما در اوج شهوت در دانشگاه یکی میشوند.
حالا یک اتاق هم دارند به اسم اسلامی کردن دانشگاهها، با این اتاق و موزخوردن که دانشگاه اسلامی نمیشود، صبحها دخترها به دانشگاه بیایند و بعدازظهر پسرها، این شدنی نیست.
مردم وارد جمهوری اسلامی شدهاند، اما هنوز دین وارد آنها نشده است.
چشمچرانی شاید شش ماه ازدواج را عقب بیاندازد .خدا میگوید از رزق حلال هم باید به اندازه خورد، مگر چقدر لذت جنسی میخواهند.
رزق ما دو نوع است یکی محاسبات خودمان و دیگری اهدای بیحساب و کتاب خداوند.
اگر بیتقوایی کردی، راه اهداء خداوند قطع میشود و تنها میماند محاسبات خودمان که یا درست است یا غلط.
ما مجبوریم یا آزاد؟
چهار دلیل برای آزادی انسان در یک دقیقه میتوان بیان کرد که دلایل فطری هستند، بدون استفاده از قرآن و روایت،
شک: شک دلیل آزادی انسان است و همه انسانها شک میکنند.
پشیمان شدن: پیشمان شدن یعنی میتوانستند کار را انجام ندهم.
انتقاد کردن: یعنی از چیزی ناراضیام.
نصیحت کردن: ما بچههایمان را به مدرسه میفرستیم و نصیحت میکنیم.
با این چهار دلیل انسان آزاد است، اما جایگاه خدا کجاست، خدا بالای سر ماست، مثل کسی که میرود تعلیم رانندگی. کلاژ و گاز دست شماست، اما ترمز دست استاد است،
چند نمونه تفسیر بگوییم. «قال لابیه و قومهی ما هذه التماثیل»، ابراهیم به عمویش گفت: که این تماثیل چیست؟
در تفسیر نور به مسائل تاریخی و کل داستان حضرت ابراهیم(ع) کار نداشتند، بلکه پیامش را گفتند. در اصلاح و ارشاد، سن شرط نیست. در اصلاح و ارشاد از خودیها باید شروع کرد، در اصلاح و ارشاد اولویت را باید در نظر گرفت.
دختری بیحجاب است و نماز نمیخواند. اول باید به نمازش پرداخت و نه حجاب، هر چند هر دو آنها معروف هستند.
در اصلاح و ارشاد باید به طور غیرمستقیم بگوییم، در تفسیر نور برخلاف سایر تفاسیر، پیامهای قرآن را میگویند.
نصف تفسیر نور به ۲۲ زبان ترجمه شده است و پرفروشترین کتاب در این زمینه است.
اگر یک دوره تفسیر بینید، خیلی بینیاز میشوید. سفارش من این است که در بین کتابها قرآن و بعد نهج البلاغه را جدی بگیرید.
خاصیت قرآن این است که هر چقدر نگاه کنید بیشتر از آن اطلادعات بیرون میآید.
در بعضی کشورها شنیده و دیدهام که جلساتی دارید و در آن دعای کمیل میخوانید. قبل از آن ۱۰ دقیقه تفسیر بگویید.
سهم قرآن در جمهوری اسلامی داده نشده است، با اینکه شب قدر، شب قرآن است، اما کمتر از تفسیر قرآن میگوین.
مدرار سایتی برای فهمیدن