{عدم تاثیر ستارگان بر یهودیان در اندیشه قبالیست ها ۲}
در کتب علوم خفیه و غریبه اسلامی نیز کم و بیش شیوه هایی در تسخیر و یا به خدمت گرفتن روحانیت موجود در کواکب و افلاک وجود دارد. مسلما این شیوه ها ماثور نیست و از معصومین نصی که دلیل بر انجام چنین اعمالی باشد نداریم. بنده قصد ندارم بگویم چون نص نداریم حرام است.
بلکه سخن این است که یک سالک مسلم اگر هدفش توحید و معرفت خداوند است نیازی به چنین اموری ندارد. و شاید چنین اموری یعنی استفاده از اسما و روحانیت افلاک و کواکب و استفاده از دستورات سلوکی (من باب مثال ختمی قرآنی) بر اساس قواعد تنجیمی و ساعات منسوب به کواکب در مسیری بر عکس دستورات دین حنیف برای عبور سالک از حیطه تاثیر و تاثرات کواکب باشد!!! و جمع این دو روش به نظر فقیر از اصعب امور است. اما اگر فردی بتواند عارف بشود و از این شیوه ها نیز در برهه ای از سلوک خویش استفاده نموده باشد. و بین این دو روش جمع نموده باشد. فردی عجیب می شود که باید صحبتش را غنیمت دانست. زیرا به اموری احاطه دارد که عارفین دیگر در طول تاریخ از آن بی بهره بوده اند.
نکته: به غیر از عبور روح از یک سری منازل که می تواند تاثیر و تاثرات منفی اعم از نحوست کواکب و اسحار و طلسمات را بر فرد کم کند. آنچه که بنده بدان رسیده ام این است که هر چقدر که دایره ارتباطات اجتماعی فرد در جامعه و خانواده وسیع تر باشد. تاثیر و تاثرات بر وی بیشتر می شود. زیرا اگر فردی سالک باشد و روح وی نیز منازلی را پشت سر گذاشته باشد اما اعضای خانواده اش و همکارانش در محیط کار و … لزوما سالک نیستند بلکه ممکن است مومن نیز باشند. بنابراین ممکن است حتی اگر تیر و ترکش های مواضع نحس نجومی یا مراسم های خاص جادو عمومی یا اسحار و طلسماتی که بر علیه خود شخص اجرا می شود مستقیما بر شخص اثر نگذارد. اما ممکن است غیر مستقیم تاثیر بگذارد. در ازمنه گذشته که عموم مردم جامعه مومن و متعبد به شریعت بودند پیران طریقت، سالک را از مجالست با مومنین و متشرعین ظاهری اهل دنیا منع می کردند. با توجه به شرایط امروز جامعه تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
پ ن : با عبور فرد از یک سری منازل و مقامات، به مرور تاثیرات خلق و خوی آبا و اجدادی نیز بر فرد کم می شود یا از بین می رود. توضیحش این است که یک سری از اخلاق بد ما ریشه در ژن هایمان دارد که ممکن است در پدر و مادر وی نیز بروز و ظهور نداشته باشد. اما در پدر بزرگ یا مادربزرگ یا اجداد وی بروز و ظهور می داشته. این اخلاق ذمیمه با صعود و پیشرفت فرد به مرور از بین می رود. هر چقدر که پیشرفت یک سالک بیشتر باشد. خون وی و جسمش بیشتر تصفیه می شود و به این ترتیب نه تنها پیوندش با خانواده اش (اگر اهل سلوک نباشند) کمتر می شود بلکه پیوندش با قوم و نژاد خویش نیز کمتر می شود.
❌خواننده گرامی و آگاه توجه نماید تمام آنچه که بنده در مقدمه نسبتا طولانی بالا نوشتم در مورد تاثیر و تاثرات کم نجومی بر انسان آنهم نه هر انسانی بلکه انسان مومن موحد علی الخصوص اهل ولا است. و این بدان معنا نبوده و نیست که بنده به نجوم و تاثیرات کواکب اعتقادی ندارم ! در حکمت و فلسفه کهن و علوم ارثماطیقی نظیر فن طلسمات و علم حروف و علم کیمیا تاثیر و تاثرات کواکب بر عالم ماده اثبات شده است. و بنده نیز بدان 👈اعتقادی راسخ 👉دارم. حتی در مورد بعضی توصیه ها و دستورات دینی نیز می توان قواعد تنجیمی را نشان داد. چنانچه خود نیز پیشتر بدان پرداخته ام اما همانطور که در بالا گفته شد اصل و اساس مدار دستورات اسلام که بر اساس تقویم قمری است که از قواعد تنجیمی به آن شکل پیروی نمی کند. ❌
یکی از نکات جالب در مورد تقویم عبرانیان این است که آنها هر دو یا سه سال با افزودن یک ماه نسی (ماه آدار دوم) تقویم قمری خویش را در سال شمسی حدودا ثابت نگه می دارند. و برای این روش دلایلی نیز از تورات و میشنا و گمارا ارائه می کنند. چه این دلایل درست باشد چه غلط. _به نظر بنده_ عبرانیان با چنین روشی برخلاف ادعای خاخام ها در زوهر همچنان در حیطه تاثیر و تاثرات کواکب خواهند بود. و نمی توانند مدعی باشند که بر آنها تاثیر ندارد.
اعراب نیز به شیوه یهود از این روش استفاده می کردند که الله تبارک تعالی در آیات ۳۶ و ۳۷ سوره مبارکه برائت (توبه) از ادامه این روش نهی کرده است. به نظر فقیر دستورات هیچ دینی به اندازه دین حنیف اسلام در عبور از حیطه تاثیر و تاثرات کواکب موثر نیست.
می توانید در نشانی های زیر در این باره مطالب بیشتری را مطالعه نمایید : 👇
منبع: کانال سلطان نصیر و عکس هوش مصنوعی ماکروسافت
مدرار سایتی برای فهمیدن
