✍️ تفاوت در نگاه انسانها 🔹انسانهای صادق به صداقت حرف هیچکس شک نمیکنند و حرفِ همه را باور دارند! 🔸انسانهای دروغگو تقریبا حرف هیچکس را باور ندارند و معتقدند که همه دروغ میگویند. 🔹انسانهای امیدوار همواره در حال امیدوار کردن دیگرانند. 🔸انسانهای ناامید همیشه آیه یاس میخوانند. 🔹انسانهای حسود همیشه …
Read More »ارزش خودت را بدان
ارزش خودت را بدان مادرى قبل از فوتش به دختر خود گفت: این ساعت را مادربزرگت به من هدیه داده است، تقریبا ۲۰۰ سال از عمرش میگذرد. پیش از اینکه به تو هدیه بدهم، به فروشگاه جواهرات برو و بپرس که آن را چه مقدار میخرند. دختر به جواهرفروشی رفت. …
Read More »بلای عظیم
بلای عظیم 🔹پیشگوی پادشاهی به او گفت در روز و ساعت مشخصی بلای عظیمی برای پادشاه اتفاق خواهد افتاد. 🔸پادشاه از شنیدن این پیشگویی خوشحال شد. چرا که میتوانست پیش از وقوع حادثه کاری بکند. 🔹پادشاه به سرعت به بهترین معماران کشورش دستور داد هر چه زودتر محکمترین قلعه را …
Read More »ارزش زمان
ارزش زمان 🔹سه مسافر به شهری رسیدند که پیری دانا آنجا زندگی میکرد. نزد او رفتند و خواستند که به آنها پندی دهد. 🔸پیر پرسید: چقدر اینجا میمانید؟ 🔹اولی گفت: تقریبا سه ماه. 🔸جواب شنید: به گمانم نتوانی تمام مناطق دیدنی شهر را ببینی. 🔹دومی گفت: شش ماه. 🔸جواب شنید: …
Read More »اعمالت را نسوزان
اعمالت را نسوزان 🔸کارت بانكیام رو به فروشنده دادم و با خيال راحت منتظر شدم تا كارت بكشه، ولى در كمال تعجب، دستگاه پيام داد: “موجودى كافى نمیباشد!” امكان نداشت، خودم میدونستم كه اقلاً سه برابر مبلغى كه خريد كردم، در كارتم پول دارم. 🔹از فروشنده خواستم كه دوباره كارت …
Read More »صادق باش تا آسوده باشی
صادق باش تا آسوده باشی 🔹ﯾﻪ خواهر و برادر ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﺯﯼ میکردن، ﭘﺴﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﺗﯿﻠﻪ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﭼﻨﺪﺗﺎﯾﯽ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺩﺍﺷﺖ. 🔸ﭘﺴر ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﯿﻠﻪﻫﺎﻣﻮ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﺪﻡ و ﺗﻮ هم ﻫﻤﻪ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽﻫﺎﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻩ. 🔹ﺩﺧﺘﺮ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﺮﺩ… 🔸ﭘﺴﺮ بزرگترین ﻭ زیباترین ﺗﯿﻠﻪ ﺭﻭ یواشکی …
Read More »از خودمان شروع کنیم!
✍️ از خودمان شروع کنیم 🔹مغازهدار هر روز صبح زود ماشین سمندش را در پیادهرو پارک میکند، مردم مجبورند از گوشه خیابان رد شوند. 🔸سوپرمارکتی نصف بیشتر اجناس مغازهاش را بیرون چیده، راه برای رفت و آمد سخت است. 🔹کارمند اداره وسط ساعت کاری یا صبحانه میل میکند یا به …
Read More »رضای خدا یا خودنمایی؟
✍️ رضای خدا یا خودنمایی؟ 🔹میگویند عدهای مسجدی میساختند. بهلول سر رسید و پرسید: چه میکنید؟ 🔸گفتند: مسجد میسازیم. 🔹گفت: برای چه؟ 🔸پاسخ دادند: برای چه ندارد، برای رضای خدا. 🔹بهلول خواست میزان اخلاص بانیان خیر را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش داد سنگی تراشیدند و روی آن نوشتند: «مسجد …
Read More »اميد، بهترين قوه محرک زندگی
اميد، بهترين قوه محرک زندگی 🔹دانشمندان تعدادی موش را داخل يک استخر آب انداختند. 🔸تمامی موشها فقط ۱۷ دقيقه توانستند زنده بمانند و در نهايت خفه شدند. 🔹دانشمندان با اينكه میدانستند موش بيش از ۱۷ دقيقه زنده نمیماند، دوباره تعداد ديگری موش را به داخل همان استخر انداختند و با …
Read More »انصاف در کسبوکار
انصاف در کسبوکار 🔹”ملا مهرعلی خویی” عالم و سخنور و خطیب توانایی بود. روزی به مغازه بقالی در بازار رفت و خواست مقداری گردو بخرد. قیمت گردو را پرسید. 🔸بقال پیمانه را داد و به ملا گفت: گردوها را دستت بگیر و سبک سنگین کن، هرکدام وزنی نداشت (پوچ بود) …
Read More »
مدرار سایتی برای فهمیدن