نکته مهم ذوالقرنین،کوروش، آخر الزمان۱

متن ترجمه استوانه کوروش کبیر توسط پرفسور عبدالمجید ارفعی، استاد بزرگ زبان های اکدی و ایلامی در جهان.
ایشان نخستین ایرانی هستند که خود استوانه کوروش کبیر را خوانش نموده اند.

دانلود ترجمه کتیبه کوروش

ذکر یک نکته اینجا ضروری است در متن اصلی این استوانه نام بعل آمده است که پرفسور ارفعی به درستی آن را به مردوخ ترجمه نمودند. خوانندگان گرامی توجه داشته باشند. بعل در شکل اصیل خود واژه ای سامی است که در ادبیات عبرانی בעל و آرامی به معنای صاحب و سرور و آقا است. و نباید نام بعل در استوانه کوروش کبیر را با بعل ایزد کنعانی که در اساطیر فینیقی و اوگاریتی و کنعانی فرزند ال אל (ال) می باشد. یکی دانست. بعل ایزدی است که بنا به نقل کتاب قاموس کتاب مقدس ایزد خورشید است. که البته این نقل اشتباه است. و طبق نظر ما ایزد مشتری می باشد. هنگامی که اقوام سامی اکدی به منطقه میان رودان می آیند و کم کم تمدن سومر را کنار می زنند. اساطیر سومری و سامی در هم می آمیزد. و زبان اکدی زبان رسمی بابلیان می شود. در این دوره مردوخ را بعل مردوخ می نامیدند. بنابراین آنجا که نام بعل همراه با نبو آمده منظور مردوخ است. ضمن اینکه باید توجه داشت استوانه کوروش کبیر در معبد اسگیله که نیایشگاه مردوخ بوده پیدا شده است. مردوخ خدای بزرگ شهر بابل بوده است که شاهان بر طبق یک رسم کهن در بابل مشروعیت حکومت خویش را از وی دریافت می نمودند.

شما عزیزان می توانید خود ترجمه درست متن استوانه را خوانش کنید.
در متن استوانه، کوروش کبیر برگزیده مردوخ رئیس خدایان بابلی است. مردوخ فرزند انکی همان ایزدی است که در اسطوره آفرینش بابلی با غلبه بر تیامت خلقت آسمانها و زمین را انجام می دهد.

در متن استوانه آمده هنگامی که آیین های پرستش ایزدان بابلی انجام نمی شد. خدایان ناراحت می شوند. از جمله ایزد انلیل برادر انکی و عموی مردوخ نیز عصبانی می شود.
مردوخ در سرزمین ها به دنبال فردی شایسته می گردد که آیین پرستش ایزدان بابلی را احیا کند. و بتواند مردمان را به درستی اداره کند. وی کوروش کبیر را انتخاب می نماید و سرزمین ها را به دست وی فتح می کند. و بابل را بدون جنگ به دست وی فتح می کند.
کوروش کبیر مردوخ و نبو را ستایش می کند. نبو همان ایزد عطارد و کاتب مردوخ است. در اساطیر گاه به عنوان فرزند مردوخ از وی یاد شده است.
بنابراین آنان که می گویند کوروش کبیر به جای نامبردن خدای خویش اهورامزدا نام خدای سرزمین مغلوب را برده و تسامح داشته است. اجتهاد در برابر نص می نمایند. زیرا در متن استوانه چیز دیگری آمده است. و کوروش مردوخ را سرور خویش می نامد که از وی ترسان است و او را می پرستد ضمن اینکه این افراد بهتر است در مورد مذهب هخامنشیان مطالعات دقیق تری بنمایند.

همچنین عده دیگری که می گویند مردوخ همان خدای یکتا است شناخت درستی از اساطیر بابلی ندارند. در اساطیر بابلی تمام ایزدان اعم از مردوخ و انکی و انلیل و آنو حادث هستند نه قدیم. در اساطیر بابلی صحبت از خدای یکتا که ذات ازلی اش قدیم باشد نشده است. که بگوییم ایزدانی نظیر مردوخ و انکی و انلیل و آنو و نبو و… کارگزاران خداوند یکتا در جهان آفرینش هستند. چیزی شبیه فرشتگان در ادیان توحیدی. در اساطیر بابلی فقیر با چنین گزاره ای برخورد نکرده ام. ضمن اینکه در متن استوانه از ایزد نبو فرزند مردوخ نیز یاد شده است. که با ادعای این افراد سازگاری ندارد. یعنی کوروش کبیر از دو ایزد نام برده است.

نکته جالب در مورد متن استوانه کوروش کبیر این است که این متن نقطه مقابل داستان کوروش کبیر در کتاب اشعیا است. که در آن کوروش کبیر برگزیده خداوند یکتا یهوه می باشد و پرستش بت ها در بابل مورد مذمت قرار گرفته است.
از کنار هم گذاشتن متن استوانه و کتاب اشعیا تنها می توانیم پی ببریم که کوروش کبیر شخصیتی برگزیده بوده است ! امّا برگزیده چه کسی ? خداوند یکتا ? یا مردوخ رئیس خدایان بابلی ?!

اگر متن این استوانه را در مقابل سنگ نگاره آشور بنی پال پادشاه مستبد آشور که پس از نابودی شوش آن را نوشته بگذاریم و رفتار دو پادشاه را با ملل مغلوب مقایسه نماییم در آن ویژگی های انسانی بسیاری دیده می شود.

قسمت هایی از متن سنگ نگاره شوش توسط آشور بنی پال : 👇

{ من، شوش، شهر بزرگ و مقدس را به خواست خدایان آشور گشودم. من وارد کاخ‌های معبد شوش شدم و هر آنچه از سیم و زر و مال فراوان بود، همه را به غنیمت برداشتم. من همه آجرهای زیگورات شوش را که با سنگ لاجورد تزئین شده بود، شکستم. من تمامی معابد عیلام را با خاک یکسان کردم، شهر شوش را به ویرانه‌ای تبدیل کردم و بر زمینش نمک پاشیدم. من همه دختران و زنان را به اسارت گرفتم. از این پس دیگر کسی، صدای شادی مردم و سم اسبان را در عیلام نخواهد شنید. }

البته در متون دیگر تاریخی در مورد رفتار کوروش کبیر با بعضی ملل مغلوب نکاتی نوشته شده است که با رفتار وی در بابل در متن استوانه مغایرت دارد.
علی ای حال کوروش کبیر پادشاهی است بزرگ در تاریخ ایران زمین که قابل احترام است. و رویکرد افراطی یا تفریطی در مواجهه با کوروش کبیر چندان درست نیست.
بسیاری از اساتید تاریخ و زبان های باستانی در میهنمان چنین نظری در مورد کوروش کبیر دارند. آنان کوروش کبیر را دوست دارند و به وی احترام می گذارند. اما این بزرگ نمایی های بعضاً عجیب و غریب که عده ای در مورد وی می نمایند از آنان دیده نمی شود.

ادامه دارد…

منبع:https://eitaa.com/soltannasir

این مطلب را نیز بخوانید

پیدایش دانش نجوم

پیدایش دانش نجوم مؤلف: بارتل.ال واندروردن مترجم: همایون صنعتی‌زاده ناشر: دانشگاه شهید باهنر (کرمان) کتاب …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار + نه =