بخیل ترین؟؟

گويند سه نفر بخيل در بياباني چيزي يافتند و در تقسيم آن كارشان به منازعه كشيد.
در اين اثنا ء ملكزاده اي با خدم و حشم برآنها بگذشت وعلت بحث را بپرسيد.
گفتند : به واسطه ي بخل فطريي كه داريم ،هيچ كدام راضي نمي شويم ديگري از اين مال مفت بهره برد واين است كه در تقسيمش فرومانده ايم .
ملكزاده گفت : هر يك درجه ي بخل خود را بيان كند تا من مال را به آن كه بخيل تر است بدهم .
يكي از سه نفر گفت : بخل من به حدي است كه يك دينار به عزيزترين فرزندان خود ندهم ومال خود را به آنها رواندارم.
ديگري گفت : من به اندازه اي بخيلم كه اگر ديگري به ديگري چيزي ببخشد ،چشم ودلم مي سوزد و خلقم تنگ مي شود .
سومي گفت : بخل آن است كه من دارم ؛ زيرا اگر كسي به خود من چيزي ببخشد ؛
جگرم آتش مي گيرد واز غصه و حسد هلاك مي شوم.

ملك زاده فرمان داد تا بخيل سوم را بكشند و دومي را تبعيد نمايند واموال بخيل اول را ضبط كنند و آن مال را بين مستمندان تقسيم كرد.

Check Also

تنهایی های غواص شهید یوسف قربانی

غواص شهید: یوسف قربانی – معاون گروهان خط شکن نام پدر: صمد تاریخ تولد: 1345 تاریخ شهادت: …

2 comments

  1. خسته نباشید مرسی به خاطر این
    وبسایت فوق العاده

  2. سلام.ممنون .خیلی خوب بود.از دست اندرکاران وبسایت
    به این خوبی سپاسگزارم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *