داستان

زاویه دیدت به زندگی چطوریه؟

زاویه دیدت به زندگی چطوریه؟   🔹راننده تاكسی گفت: می‌دونی بهترين شغل دنيا چيه؟ 🔸گفتم: چيه؟ 🔹گفت: راننده تاكسی. 🔸خنديدم. راننده گفت: جون تو… هروقت بخوای ميای سركار، هروقت نخوای نميای، هر مسيری خودت بخوای می‌ری، هروقت دلت خواست يه گوشه می‌زنی بغل استراحت می‌كنی، مدام آدم جديد می‌بينی، آدم‌های …

Read More »

سم کشنده‌ای به نام استرس

سم کشنده‌ای به نام استرس 🔹در روزگاران قدیم دو همسایه بودند که همیشه با هم نزاع و دعوا داشتند. 🔸یک روز با هم قرار گذاشتند که هر کدام دارویی بسازد و به دیگری بدهد تا یکی بمیرد و دیگری که می‌ماند لااقل در آسایش زندگی کند!  🔹برای همین سکه‌ای به …

Read More »

تنها بازمانده یک کشتی

خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری 🔹تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه‌ای افتاد. 🔸او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد. 🔹اگرچه روزها افق را به دنبال یاری‌رسانی از نظر می‌گذراند اما کسی نمی‌آمد. 🔸سرانجام خسته و از …

Read More »

بلدرچین و مزرعه گندم

بلدرچین و مزرعه گندم 🔹بلدرچینی در مزرعۀ گندم لانه ساخته بود. او همیشه نگران این بود که مبادا صاحب مزرعه محصولاتش را درو کند. 🔸هر روز از بچه‌هایش می‌خواست که خوب به صحبت آدم‌هایی که از آنجا عبور می‌کنند، گوش دهند و شب به او بگویند که چه شنیده‌اند. 🔹یک …

Read More »

مال مفت‌خورها و دزدان بیت‌المال یاد بگیرند

مال مفت‌خورها و دزدان بیت‌المال یاد بگیرند. 🔺از پیرمرد وانتی میوه خریدم، ۹۴ تومن شد. اومدم خونه پیامک بانک رو دیدم، فهمیدم اشتباهی یه‌ صفر اضافه زده و ۹۴۰ تومن ازم کم شده. 🔸به سوپرمارکت محل سپردم اگه پیرمرده رو دیدی شماره‌ام رو بده بهش و بگو اگه خواست بهم …

Read More »

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد! حتما هم اتفاق افتاده!

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد! حتما هم اتفاق افتاده! 🔹دیشب ساعت یک در مسیر خانه متوجه خانمی شدم که کنار خیابان ایستاده و بیش از ۲۰ خودرو اطرافش را گرفته‌اند. 🔸دختر بی‌توجه به مزاحمت‌ها دور میدان می‌چرخید، همه خودروها به دنبالش و تعدادشان هم افزوده می‌شد. گوشه‌ای ایستادم. ‏🔹حدودا …

Read More »

طنـاب و خدا

طنـاب و خدا 🔹کوهنوردی می‌خواست از بلندترین کوه‌ها بالا برود. 🔸او پس از سال‌ها آماده‌سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار این کار را فقط برای خود می‌خواست، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود. 🔹او سفرش را زمانی آغاز کرد که هوا رفته رفته رو …

Read More »

بنی‌آدم اعضای یکدیگرند

✍️ بنی‌آدم اعضای یکدیگرند 🔹ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺳﻢ ﺩﺍﻧﺶ‌ﺁﻣﻮﺯ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻛﺮﺩ، ﺩﺍﻧﺶ‌ﺁﻣﻮﺯ ﭘﺎی ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻓﺖ و ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﺷﻌﺮ بنی‌ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ. 🔸ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩ: بنی‌ﺁﺩﻡ ﺍﻋﻀﺎی ﻳﻜﺪﻳﮕﺮﻧﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺯ یک ﮔﻮﻫﺮﻧﺪ 🔹ﭼﻮ ﻋﻀﻮی ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺩﮔﺮ ﻋﻀﻮﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻗﺮﺍﺭ 🔸وقتی ﺑﻪ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺭﺳﻴﺪ، ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﺪ، …

Read More »

گاهی مسائل آن‌طوری که فکر می‌کنیم نیستند

🔹ماجرای خنده‌دار تختی که هر بیماری روی آن می‌خوابید، می‌مرد!! 🔸چند وقتی بود در بخش مراقبت‌های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت به‌خصوص، در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می‌سپردند. 🔹این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت و ضعف مرض آنان نداشت. 🔸این مسئله باعث شگفتی …

Read More »

نون سنگک

🔹مامان صدا زد: امیرجان، مامان بپر سه تا سنگک بگیر. 🔸اصلاً حوصله نداشتم، گفتم: من که پریروز نون گرفتم. 🔹مامان گفت: خب، دیروز مهمون داشتیم زود تموم شد. الان نون نداریم. 🔸گفتم: چرا سنگک، مگه لواش چه عیبی داره؟ 🔹مامان گفت: می‌دونی که بابا نون لواش دوست نداره. 🔸گفتم: صف …

Read More »