✍️ پدر یعنی پشت و پناه 🔹یک تحویلدار بانک میگفت: ﭘﺴﺮﺑﭽﻪﺍﯼ ﯾﻪ ﻗﺒﺾ آﻭرد تا ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کنه. 🔸ﮔﻔﺘﻢ: ﻭقت ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﺳﺎﯾﺖﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺴﺘﯿﻢ. ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺎﺭ! 🔹ﮔﻔﺖ: میدﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﭘﺴﺮ کیام؟ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭم هم ﻫﻤﯿﻨﻮ میگی؟! 🔸ﮔﻔﺘﻢ: فرقی نمیکنه! ﺳﺎیت رو ﺑﺴﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮﺟﺎﻥ! 🔹رفت و ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﻭﻣﺪ که …
Read More »تو زندگیات دنبال مقصر نباش، مقصر اصلی خودتی
✍️ تو زندگیات دنبال مقصر نباش، مقصر اصلی خودتی 🔹پیرزنی در خانه خود نشسته بود که دزدی از بالای درب به درون خانه پایین پرید. به ناگاه میخِ پشتِ در به چشمش خورد و چشمش درآمد. 🔸پیرزن گفت: برخیز نزد قاضی برویم. 🔹دزد گفت: دست مرا رها کن، من از …
Read More »اگر کسی تو را اذیت کرد، بهخاطر شیعهبودنش برایش دعا کن
✍️ اگر کسی تو را اذیت کرد، بهخاطر شیعهبودنش برایش دعا کن 👤 «آیتالله حائری شیرازی» نقل میکنند: 🔹برای خرید نان در نانوایی سنگکی ایستاده بودم. وقتی نوبتم شد، یکی دیگر آمد و نانوا هم به او زودتر نان داد. 🔸من به او اعتراض کردم، اعتراض محترمانهای هم کردم، اما …
Read More »هیزمهای خشک درون انسان
✍️ هیزمهای خشک درون انسان فیلمِ کوتاه “من تو هستم” آدمی هرآنچه که میدهد، باز پس میگیرد! پندار، گفتار و کردارِ انسان دیر یا زود با دقتی حیرتانگیز به خودِ او باز میگردد … 👤فلورانس اسکاول شین 🔹فرض کنید درون ما انسانها، به دلایل مختلف، در مسیر زندگی پر …
Read More »آشنای بیگانه یا بیگانهٔ آشنا
✍️ آشنای بیگانه یا بیگانهٔ آشنا 🔹پادشاهی دستور داد گوسفندی را سر بریدند و آن را کباب کردند. 🔸پادشاه به وزیر خود گفت: برو دوستان و نزدیکانت را بگو که بیایند، تا دور هم بنشینیم و این گوسفند را با هم بخوریم. 🔹وزیر لباس مبدلی پوشید و به میان جمعیت …
Read More »دعا کنیم فقط خدا دستمان را بگیرد
✍️ دعا کنیم فقط خدا دستمان را بگیرد 🔹دختری میخواست با پدرش از یک پل چوبی رد شود. 🔸پدر به دخترش گفت: دخترم! دست من را بگیر تا از پل رد شویم. 🔹دختر رو به پدر کرد و گفت: من دست شما را نمیگیرم، شما دست مرا بگیر. 🔸پدر گفت: …
Read More »رضایت خدا در رضایت پدر و مادر است
✍️ رضایت خدا در رضایت پدر و مادر است 🔹دو برادر، مادر پیر و بیماری داشتند. هر دو متقی و پرهیزکار بودند و عالم و عارف. 🔸با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. 🔹برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند …
Read More »فصلهای زندگی هم مثل فصلهای سال ماندنی نیستند
فصلهای زندگی هم مثل فصلهای سال ماندنی نیستند مردی چهار پسر داشت. او هرکدام از آنها را در فصلهای مختلف به سراغ درخت ناک فرستاد که در فاصلهای دور از خانهشان روییده بود. پسر اول را در زمستان فرستاد؛ دومی را در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در …
Read More »بپرهيز از ظلم به كسی كه ياوری جز خدا ندارد
✍️ بپرهيز از ظلم به كسی كه ياوری جز خدا ندارد 🔹زمانی كه ازدواج كردم، كادوی ازدواجم تابلويی بود كه پدر با دست خود به عربی و با اين مضمون نوشته بودند: 🔸بپرهيز از ظلم به كسی كه ياوری جز خدا ندارد. 🔹اين جملهای است كه اباعبدالله(علیهالسلام) در لحظه آخر …
Read More »ذهنت را آرام کن
✍️ ذهنت را آرام کن 🔹کشاورزى ساعت گرانبهایش را در انبار علوفه گم کرد. هرچه جستوجو کرد، آن را نيافت. 🔸از چند کودک کمک خواست و گفت: هرکس آن را پيدا کند، جايزه میگيرد. 🔹کودکان گشتند اما ساعت پيدا نشد. تا اینکه پسرکى بهتنهايى درون انبار رفت و بعد از …
Read More »
مدرار سایتی برای فهمیدن